-
نیایش خنکای باران ...
شنبه 2 اردیبهشتماه سال 1391 13:43
1- نشسته ام غرق در تفکر مبهوت شگفتانه های غریب روزگار صدایی بلند می شود ... الله اکبر .... الله اکبر.... هوشیار می شوم .... آرام می شوم ... مهربان یگانه ام ... صدای نیایشم را می شنوی ؟! 2- اولین بار نیست ! آخرین بار هم نخواهد بود ... لو رفتن کوه یخ درون را می گویم ! آخرین بار که به استمرار محبتی بی دریغ آب شد ، پس از...
-
مِهر دل , مُهر وجود
چهارشنبه 30 فروردینماه سال 1391 10:17
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA " قلب کوچک یک ماهی می تپد در سینه زلیخا , وقتی نه ترنجی , نه دستی بریده نمی شود در حضور , چرا که نه تو آنی که یوسفت نامم ! وقتی که گوش ها از تار عشق جا مانده و ساز عشق کوک نیست ! جایی که قزل آلای درون , به جای دریای عشق , در ساحل خرچنگ ها جان می سپارد ! اینجاست که...
-
سایه دل
یکشنبه 27 فروردینماه سال 1391 12:24
سایه های ما ... همچو گلهایی که مستند از شراب شبنم دوشین گویی آنها در گریز تلخشان از ما نغمه هایی را که ما هرگز نمی خوانیم نغمه هایی را که ما با خشم در سکوت سینه میرانیم زیر لب با شوق میخوانند لیک دور از سایه ها بی خبر از قصه دلبستگی هاشان از جداییها و از پیوستگی هاشان جسمهای خسته ما در رکود خویش زندگی را شکل میبخشند...
-
تولدی از جنس بهار
جمعه 25 فروردینماه سال 1391 17:08
کودک که بودم , پدرم مرا آموخت دوست داشتن را و محبت را , و آموخت مرا که محبت را باید به همه ارزانی داشت , نه تنها به آنها که دوستت دارند ! و این شد قاعده زندگی من , هرچند پیاده کردنش به عنوان رسم زندگی , سخت بود , سخت است , سخت خواهد بود ! یادم هست همیشه به هر آدمی که نگریسته ام , دنبال زیبایی اش بودم , حتی اگر اندک ,...
-
آن نشسته در دل ...
سهشنبه 22 فروردینماه سال 1391 17:41
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA آدمی هرگز روح خود را پنهان نمی دارد از نگاه خود , اگر با دل در ریا نباشد و آدمی مگر چند چشم محرم می شناسد تا بتواند روح خود را بی پوشش و پرهیز در پرتو نگاهش بدارد ؟ چه بسا مردمانی که می آیند و می روند بی که از خیالشان بگذرد که این موهبت نیز وجود داشته است . موهبتی که انسان...
-
نگهبان چشمه
شنبه 19 فروردینماه سال 1391 14:51
گاهی برخی نوشته ها , حس نوستالژیک غریبی را در تو زنده می کنند , مثل این پست سایه عزیز و کامنت دوست خوبمان , سرزمین آفتاب که مرا چند روزی با خود درگیر کرد . شاید عجیب باشد برایتان شنیدن اینکه کسی باشد که حتی کودکی هایش آنچنان خاطره ای از تاب بازی نداشته باشد و عجیب تر اینکه با وجودی که در تمام دوران کودکی و نوجوانی در...
-
یک کپی رایت غیر مجاز !
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1391 18:30
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA بشکن در عمق آینه ها شک را رنگی بکش دو چشم عروسک را امشب عروسی من و باران است رو کن دوباره دایره ٬ تنبک را با لرزش دو باره ی زانو هام پس لرزه های ترش لواشک را ... حس می کنم که ماندنتان حتمیست راضی شدم شکستن قلک را چیزی نمانده قو بشوم آقا بر من ببخش زشتی اردک را در مزرعه به...
-
نیایش لبخند , لبخند نیایش ....
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1391 20:24
برادر بهاری ام گفت : مهربانی را که تقسیم کنی , خداوند لبخند می زند . لبخند خداوند نوری ایجاد می کند که در آینه هستی به توان بی نهایت تکثیر می شود . آنگاه تمام جهان لبریز می شود از آفتاب , آفتاب مهربانی . و سپس تمام هستی می شود لبخند , لبخند عشق . آنگاه روزها و شبهایمان همه به رنگ روشن خداوند در می آیند . تمام هستی غرق...
-
روزی که خود زندگیست ...
جمعه 11 فروردینماه سال 1391 00:21
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA بعضی روزها , روزی از زندگی نیستند ! حتی تکه ای از آن هم نیستند ! خود زندگی اند ! عصاره زندگی اند ! سرجمع لحظاتش را , سخنانش را , شنیده هایش را , دریافته هایش را اگر کنار هم بگذاری , می شود خود خود زندگی ! بعضی عمری را زنده اند بی اینکه بدانند زندگی یعنی چه ! برخی تمام عمر...
-
تو که ناگفته می دانی ....
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1391 12:59
بهار را این بار به استقبال رفتم در نگاه پدر و در مهربانی های بی قرار مادر ... بهار را این بار زودتر در یافتم در معصومیت ناز چهره بارانم ... بهار را این بار در شوق چهره احمدم یافتم و امید به آینده ای که دور نیست ... بهار را این بار در دستان مهدی ام دیدم و در لبخند آرامش آن دیگری ... بهار این بار در چشمان عاشق عباسم...
-
واین بار هم پرونده ای دیگر ...
شنبه 5 فروردینماه سال 1391 11:07
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 "پنجشنبه 29 اردی بهشت 90 . محفلی از اهل دل . آمده ام به میهمانی ساز و آواز . با کلام آرمین عزیز دعوت می شویم به شنیدن هنرنمایی پنجه های طلایی استاد ذوالفنون بر سیم های سه تار . استاد قبل از هر چه ما را با کلامی چند میهمان می کنند : موسیقی...
-
پنج گانه ای به سمت بهار ...
شنبه 27 اسفندماه سال 1390 20:56
1- حرفی از دل مرا ساده باور کن میان آینه ها که هیچ نیستم !! آنچه می بینی تصویر بی نهایت توست ! تو نزدیکی که ماهی ها , به سمت خونه برگشتن , به عشقت راه دریا رو , بازم وارونه برگشتن تو این دنیا یه آدم هست , که دنیاشو تو می بینه , کسی که پای هفت سینت , یه عمره سیب می چینه ! کنار سبزه و سکه , کنار آب و آیینه , تموم لحظه...
-
برگهایی از دفتر خاطره ها ...تک ستاره های درخشان آسمان دوستی ها
چهارشنبه 24 اسفندماه سال 1390 22:10
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA ستاره اول : شنبه چهارم تیرماه 90 , " سرم پایین می افتد تا نگویی فال من خوب است , چه می خواهی بگویی فالگیر ؟ این واقعا خوب است ؟ , خودت باید بفهمی این که خودسوزی ست کار من , نمی فهمم بگو آخر کجای سوختن خوب است " این دو بیت از غزلیست که دوست عزیزمان در اولین کامنت...
-
برگهایی از دفتر خاطره ها ، یک کهکشان ستاره ...
سهشنبه 23 اسفندماه سال 1390 12:07
اگر از من بپرسید بیشترین سهم خاطراتت از این دنیای مجاز به چه کسی تعلق دارد ، خواهم گفت : .. 31 تیرماه 89 بود و این غزل استاد قهرمان : بی تابی ام فزون شده از حد ، آنسان که هیج تاب ندارم از من مپرس حال تو چون است ، چون قدرت جواب ندارم آنجا که لطف دوست زند موج ، روز شمار ، در چه شمار است؟ بار گناه دارم و یک جو ، اندیشه...
-
برگهایی از دفتر خاطره ها ، این همراهان آسمانی ...
یکشنبه 21 اسفندماه سال 1390 21:01
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 آشنایی ما به همان ماه اول ورودم به بلاگستان برمی گردد . نگاه دقیق و هنرمندانه شان به مسائل برایم بسیار جالب بود . خیلی زود متوجه شدم که با هنرمندی تمام عیار روبه رویم که علاوه بر دانستن موسیقی ، در رشته های عکاسی و فیلم هم بسیار تبحر دارند . شب...
-
برگهایی از دفتر خاطره ها ، نشسته بر مدار دل
شنبه 20 اسفندماه سال 1390 13:22
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 دفتر زندگی تمامی آدمها با خاطرات فراوانی پرشده که نشانه رد پاهای افراد مختلف در گذر زمان بر او و زندگی اش می باشد و چه نیک خواهد بود اگر مرور این خاطرات ، طعم خوش لبخند را بر لبان...
-
به روایت تصویر ..
پنجشنبه 18 اسفندماه سال 1390 17:33
یک روز خاص , در کنار سپیده عزیزم : وقتی یکباره تصمیم می گیری از اداره مستقیما به جایی بروی تا چند جرعه آرامش نصیبت شود !
-
دعوتی از دوست
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 08:18
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست اینسان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست من در تو گم گشتم مرا در خود صدا می زن تا پاسخم را بشنوی پژواک سان ای دوست در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من سردی مکن با این چنین آتش به جان ای دوست گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش...
-
بارانی از جنس خدا
شنبه 13 اسفندماه سال 1390 15:31
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA باران در لباس هدیه عمه نرگس یکسال گذشت . چهاردهم اسفند ماه 89 ، ساعت 14 بود که تلفن همراهم به صدا در آمد و مژده حضور لطیف ترین باران زندگی ام را به من رساند . آنروز حس غریبی همراه لحظه های من شد . لبریز شوق بودم و شور . سخت است آنهمه...
-
جشن در جشن ....
پنجشنبه 11 اسفندماه سال 1390 13:55
1- نازدونه هفده تا کاسه کوچک بلور بر می دارم وتا نصفه آبشون می کنم . هفده تا شمع به شکل گل با رنگهای سرخ و آبی و سفید و صورتی میذارم داخل کاسه ها تا روی آب شناور بشن . کنار هر کدوم , یک دونه گل نرگس یا مریم میندازم . یک کیک تولد صورتی , سفیدهم با گلهای خامه ای قشنگ قرمز میذارم , وسط این کاسه های شمع . شمعها روروشن می...
-
ققنوس درد
شنبه 6 اسفندماه سال 1390 22:30
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA پرنده درد ققنوسی ست جاودانه در قاموس زندگی انسان , ققنوسی که از خاکستر دردی دیگر سر بر آستان هستی می ساید و چشم در چشم دل به خون نشسته از غبار نامرادیهای روزگار , تلخ ترین آواز غم را سر می دهد , آنچنان که آتش می افکند بر خرمن جان و جهان ! اینروزها , دلم ذره ذره می سوزد از...
-
دفتر خاطراتم , سلام ...
چهارشنبه 3 اسفندماه سال 1390 18:31
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA هوا سرد است . و مگر از زمستان جز سرما انتظاری می رود که اگر سرما نباشد , چگونه قطرات اشک ابرها , یخزده و برفی ببارند بر دل خاکی زمین و به یادگار بمانند تا گرمای خورشید امپراتوری بهار , دل یخزده آنها را آب نماید و از دل این مذاب ها , سرسبزی طبیعت را به ارمغان بیاورد ؟! هوا...
-
تولدی از جنس آسمان
شنبه 29 بهمنماه سال 1390 15:33
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA بعضی آدمها جنسشان از خاک نیست انگار . که از نور است سرشتشان . آسمانی اند نه زمینی . درد ایشان و زخم هایشان هم از جنس خاک نیست . باور بزرگی که در باورهای کوچک این زمانی نمی گنجد . سایه روشن , داستان یک کاغذ سپید مطلق است و یا یک کاغذ سیاه مطلق که هیچکدام بی مدد دیگری معنایی...
-
ضیافت آسمانی عشق
پنجشنبه 27 بهمنماه سال 1390 12:04
در ضیافت آسمانی عشق دعوت دارم . زیباترین لباسم را می پوشم و زیباترین نقابم را . به جایی می روم که بال در بال , فرشتگان آسمانی رفت و آمد می کنند و تا چشم کار میکند نور است و سپیدی و زیبایی . چه شکوهی دارد این جشن ! چه عظمتی دارد حضور در بارگاه سلطان ! چه شادی غریبی موج میزند در این سرا . همه نگاهها غرق شادیست , همه...
-
من سوخته ی عشقم , در نار نخواهم شد
دوشنبه 24 بهمنماه سال 1390 20:48
"نخستین کسی که عشق ورزید , باریتعالی بود که به خود عشق ورزید . جایی که جز خدا کسی نبود . برای خود و به خود , بر جمال و جلال و همه صفات خود تجلی کرد و به خود عشق ورزید . می گویند : عشق ثمره همگونی و دلیل برآمیختگی دو روح است و از دریای لطافت و ظرافت و باریکی صفات و پاکی گوهر به وجود می آید و از نگاهی دیگر , عشق...
-
پس از سکوتی کوتاه ...
جمعه 21 بهمنماه سال 1390 16:36
بعد یکهفته , حالا که قلم به دست گرفتم تا این سکوت را - سکوتی که بیشتر از من , برخی از دوستان را آزرد - بشکنم , حس می کنم چقدر غریبه شده قلمم با من ! راستش اعتراف می کنم از اول هم من و قلم دوستان نزدیکی برای هم نبوده ایم , که من نوشتن نمیدانم ! که اینجا هم اگر بعد این مدت دو سال و اندی پابرجاست , به لطف و مهر و همراهی...
-
بدون عنوان ...
سهشنبه 18 بهمنماه سال 1390 09:10
دارد بدجوری اذیتم می کند درد نبودنت بیا به هم برگردیم "راس ساعت دلتنگی "
-
شکفتن نیلوفری از عشق
جمعه 14 بهمنماه سال 1390 22:00
می خواهم ساده و صریح با تو سخن بگویم نازنینم : وقتی مدت زمان زیادی را به خورشید خیره شوی , وقتی دائما دنبال راز و رمز رسیدن به نور مطلق باشی , چشم سرت تاب نمی آورد , اما چشم دلت که بینا می شود ! وقتی سیمرغ وار به دنبال رسیدن به کوه قاف پرواز کنی , سخت خواهد گذشت گذر روزگار , که گاه ممکن است پر و بالت را در این راه...
-
طلیعه سحری
پنجشنبه 13 بهمنماه سال 1390 12:47
ای که لحظه ای نرود , نقش رویت از نظرم کاش قاصدی برسد , کز تو آورد خبرم ! روز و هفته بی تو گذشت , ماه و سال از پی آن ناز و سرکشی بگذار , ساعتی بیا به برم تشنگی فکنده مرا , کم کمک به خاک هلاک بوسه ای اگر که دهی , تازه می شود جگرم جلوه ات به جا نگذاشت , از وجود من اثری تو طلیعه ی سحری , من ستاره سحرم سرمکش ز خط وفا , پا...
-
.....
چهارشنبه 12 بهمنماه سال 1390 20:50
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA روزگار ما , روزگار غریبی ست . به هر سو که می نگری , دردی و غمی ست که فوران می کند از چهارگوشه هستی . دست روی دل هر کس که بگذاری , آنقدر دردهای آشکار و نهان دارد که اگر به پایشان بنشینی , غصه خودت را فراموش می کنی . نمی دانم چرا اینقدر شادیها کمرنگ شده ؟ یک زمانی فکر می...