ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
دخترکم ساز می نوازد... صدای سه تار در دست فرشتگان آسمان...
حلقه به حلقه فرشتگان ایستاده اند به تماشا... مشتی خاک منتظر روحی از نور... روح اما سرمی تابد از دستور ... من، نه ... جدایی از تو را نتوانم... نور تکرار می کند خواسته را و باز هم روح انکار...
نور این بار صدا را به یاری می خواهد... فرشتگان به دستور، بر کالبد خاکی وارد می شوند و سازها به صدا در می آید... روح واله و شیدای نوای ساز... چرخ زنان می رود و می رود و بر کالبد خاکی وارد می شود.... به دستور نور، فرشتگان خارج می شوند و روح شیدا در کالبد خاکی می ماند، بی قرار و مجنون تا که کی باز برسد به نور، به معبود...
بانگ گردشهای چرخ است این که خلق، می سرایندش به تنبور و به حلق
ما همه اجزای آدم بوده ایم، از بهشت این نغمه ها بشنوده ایم
این نوشته مادرانه ست یا عاشقانه ؟!
برای دخترکان لازمه این عشق یک قلب و دو گوش شنواست...
این قصه درسی بود برای دخترک شیرینم تا بداند سازی که در دست دارد، بازیچه نیست ! که حرمت دارد و باید حریمش حفظ شود...
ممنون عمه جانم
خب حالا کی می تونم صدای نوازش سرانگشتان این فرشته عزیزم رو بر تنه ی تارش بشنوم ؟
هر وقت قدم بر چشمان ما بگذارید عمه جانم
آنچه ارزش دارد که دل انسان برایش بتپد
امیدوارم قدر این دل بداند
دل ارزشمندتر از اینهاست! ساز بهانه ایست برای شنیدن نواهای آسمان... راهی به او...
به به،این سرا هم چراغش روشن شد
چراغ دلت روشن.
سلام .... أه أه غیاب همه موجه هست الا تو
کارت داشتم خب ...
یک خونه ارزون قیمت تو شهرری برامون پیدا میکنی؟
سپردم به بنگاه معاملات همین حوالی... شهر ری گوشه نگاه شاه عبدالعظیم را می خواهد که شما همیشه از آن بهره مندید...




بابت غیبت شرمنده برادر