ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
"اگر این دوری تو را عاشق تر نکند پس بدان اصلا عاشق نبوده ای
بعضی از فراق تو را یاد میدهد که چه کسی دوستت دارد؟!"این نوشته دانیال عزیز، چه کرد با من ! فقط خدا می داند...
بعد مدتها سر زدم به گوشه گوشه این سرا که زمانی سایه سارش بهترین آرامش گاه من بود و حالا، تارهای عنکبوت تنهاییش روحم را آزرده ساخت ... دریغ که آدمی هر آنچه را که دوست دارد، آسان از دست می دهد در این روزگار... اینگونه است که آموخته ام دل نبندم تا کمتر رنج ببینم...
چه بسا دل یارانی که دیگر با دل نسبتی ندارند...
چه روزگار ناسازگاری می گذرد بر من و ما...
چقدر دلتنگم....
کجایی عمه جانم ؟
آیه دلتنگی ...
یارِ دلم من همین جا هستم کنار دل تنگ تو ...
دوباره دلدادگی...
دوباره شیدایی ...
دوباره نشستن در سایه سار دل ...
خوش آمدی
شما از جنس خود دلید! ناب ناب ! همیشه ماندنی در کنار دل...

ممنون که هستید
ای وای سوره دلتنگی بود من نوشتم آیه
سوره زلیخا میرسه به سوره دلتنگی دیگه ! تقصیر داداش دانیال بود!
اول ...
در خاطرم همیشه اولی
اول!!
بلههه
دلتنگ باشی به حبیب ندیده
بهتر از آنست که همراه باشی با یار نطلبیده !
تا دلت بخواد از این یارهای نطلبیده فراوونه دوروبرم که رهایی هم ندارم! دلتنگی حبیب ندیده ام آرزوست!
همیشه دیر رسیدم به تو
به عشق
و روزهای قشنگ ...
همیشه بوده ای در آغازین لحظات روزهای خاطره، تلخ یا شیرین...
مرسی که هستی
با وبلاگت با یک لیوان چای آشتی کن
اگر آن چای از دست یوسف باشد....
حاضر
مستان سلامت می کنند
چه شوقی دارد شنیدن کلام برادر،بر در سرای خانه ات! خوش آمدید