-
بازی
یکشنبه 7 شهریورماه سال 1389 00:15
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 دعوت سمیرا بانوی عزیز به بازی مرا برد به سالهای دور و خاطرات دوران مدرسه . از بچگی به دنیای کتابها علاقه زیادی داشتم . خواندن کتاب داستان و شعر جزء برنامه های همیشگی من بوده , اما به همان نسبت از نوشتن هراس داشته ام . هیچوقت یادم نمیرود که...
-
یک پنجگانه
جمعه 5 شهریورماه سال 1389 00:58
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 ۱- شب گذشته باز هم میهمان سفره افطاری بودیم . میهمانی ای که این بار دلیل قشنگ دیگری داشت به نام زهرا . زهرای عزیز و دوست داشتنی ما که نتیجه چند سال زحمت خود و خانواده اش را به لطف خداوند دریافت کرد . از تلاشهای مجدانه خود زهرای گلم که بگذریم , از...
-
بیا
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1389 08:30
ای در انتظار تو ،دیده ام به در ، بیا ! تا زشام تار من ، بر دمد سحر ، بیا فصل زرد و خشک سال ، رو به ره نهاد و رفت خنده زد بهار سبز ، ای گل از سفر بیا ! چون رسی ، خبر مده ، زان که می روم ز خود همچنان که رفته ای ، باز بی خبر بیا تا به برکشم ترا ، باز کرده ام بغل سرمکش ز روی ناز ، لحظه ای به بر بیا ای نهال آرزو ، آب دادمت...
-
روز به یادماندنی مریم
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1389 08:19
پنجم مرداد امسال که مصادف با نیمه شعبان هم بود ، شاید یک روز عادی بود برای ما مثل همه روزهای دیگه سال ، اما واسه مریممون اینطور نبود . چون توی زندگیشون اتفاقی افتاد که خیلی خیلی مهمه . چون یه شادی بزرگ توی این روز به زندگی مریم و برادرش علی وارد شد که دعا میکنم همیشگی باشه . اینقدر حس مریم از اون روز قشنگه که نتونستم...
-
رمضان و افطاری
شنبه 30 مردادماه سال 1389 14:52
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 توی این چند روزی که از ماه رمضان گذشته ، هر کدام از دوستانمان راجع به این ماه نظرات مختلفی را نوشته اند . نظریاتی که مختص خودشان است و دیدگاه آنها را نسبت به مساله دین نشان می دهد . من قصد ندارم راجع به این ماه و نظراتم نسبت به آن چیزی را بیان کنم ....
-
مرد دیگر
جمعه 29 مردادماه سال 1389 13:13
به خاطر دل کوچک زری عزیزم که خواسته شعر بنویسیم : می آئی و من می روم ای مرد دیگر چون تیرگی از بیخ گوش صبحگاهی می آئی و من می روم ، زیباست ، زیباست باران نرمی بر غبار کوره راهی دشت بلاخیز غریب تفته ای بود هر تپه ای چون تاولی چرکین بر آن دشت ما سوختیم و خیمه برکندیم و رفتیم اینک تو می آیی برای سیر و گلگشت حلاج ها بر دار...
-
راه
سهشنبه 26 مردادماه سال 1389 09:00
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 من از متابعت خضر راه می ترسم از این که باز در افتم به چاه می ترسم از آن رفیق که تا نیمه راه با من بود شدم جدا و زپایان راه می ترسم ز بس گزیده مار هوس شده ست دلم ز ریسمان سفید وسیاه می ترسم چو جان هم از سر تن سایه باز می گیرد دگر زهر چه شود سرپناه ،...
-
سپیده
یکشنبه 24 مردادماه سال 1389 09:34
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 ۱- ۱- هر آدمی یک معمای سربسته ست . معمایی که خودش مجموعه ای از معماهای کوچک دیگریست که با تولدش شروع میشه و با مرگش ختم . تولد هر بچه خودش اولین کلید معماست . بعد که بزرگ و بزرگتر میشه ، به مرور معماهای زندگیش رو حل میکنه و چقدر که چگونگی حل شدن این...
-
اداره
جمعه 22 مردادماه سال 1389 22:36
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 بعد چندین روز استراحت و آرامش ناشی از حضور در خانه , امشب دوباره استرس بیدار شدن صبح زود برای رفتن به سر کار سراغم آمده . سیزده سال است که با این مساله کنار آمده ام و نمیدانم چرا این روزها اینقدر دارم در مورد رفتن و نرفتن به سرکار , با خودم...
-
نتیجه
پنجشنبه 21 مردادماه سال 1389 03:25
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 این هم از امروز . چند روزی بود که نیایش دائما از من می پرسید تولدم کی می رسد . بالاخره روز تولد نیا هم آمد و تمام شد . بعد رفتن میهمانها , تا جمع و جور کنم ساعت 2 شد . امشب هم که اولین شب ماه رمضان است و باید برای سحری بیدار شویم . ترجیح دادم این...
-
نیایش
سهشنبه 19 مردادماه سال 1389 23:24
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 چهار سال پیش , یک روز جمعه قشنگ از ماه رجب , درست زمانی که صدای اذان ظهر توی گوشم پیچید , صدای گریه تو برای اولین بار, نوید به دنیا اومدن یه فرشته کوچولوی پاک و معصوم بود که شد بهترین هدیه خدا به من . فرشته کوچولویی که به دنیا اومدنش با عشق بود ,...
-
رویا
یکشنبه 17 مردادماه سال 1389 01:28
دم غروبی داشتم به یک ای میلم فکر میکردم , ای میلی با این مضمون که ما یک دفعه به این دنیا می آییم و فرصت زندگیمان یک بار بیشتر نیست. گفته بود ارزش ما به آرزوهای بزرگ و کوچک ماست , ارزش ما به تلاشی است که در جهت رسیدن به آرزوهایمان می کنیم , ارزشمان به اندازه قدریست که برای زندگیمان قائلیم ..... از صبح , یعنی بهتر است...
-
عشق و غزل
جمعه 15 مردادماه سال 1389 00:15
سخن گفتن از عشق کار آسانی نیست . دلی میخواهد به بزرگی آسمان و نگاهی به عمق دریاها و قلبی همیشه مهربان و عاشق . در دنیای خودخواهی ما انسانهای این روزگار ، دم از عشق زدن ، کار هر موجود دوپایی که نام خود را آدم گذاشته است ، نیست ! و سرودن از عشق ، آنهم به این زیبایی که روح ها را نوازش می دهد و قلبها را التیام ، کار...
-
باز هم شعر
چهارشنبه 13 مردادماه سال 1389 07:53
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA آقای رحیم سلیمانی از شاعران جوان و خوب قزوینی هستند که در جلسات شعر خوانی و حافظ شناسی حوزه هنری شرکت می کنند . از ایشان مجموعه شعر " در ابتدای همیشه " و " باد لعنتی " چاپ شده است . در جلسه ای سه رباعی خواندند که برایتان نقل می کنم : برای دختر کوچکشان...
-
یک تجربه
دوشنبه 11 مردادماه سال 1389 09:10
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 مثل کوهی روبروی موج رخوت سربلند مثل صحرایی صبور و بیکران زیر سقف نیلی این آسمان زندگی آهنگ جاری بودنه فرصت سبز بهاری بودنه با هجوم تیرگی در قاب یاس شوق آواز قناری بودنه به سایه دل سپردن تفالی به خوابه ترانه رهایی طلوع آفتابه شب از دریچه ها رفت بگو...
-
راز زندگی
شنبه 9 مردادماه سال 1389 00:16
دلتنگی و خستگی شده جزئی از وجود من , حتی زمانی که در جمع خانواده ام هستم , حتی زمانی که در شهر محبوبم نفس می کشم . حتی وقتی به ظاهر شاد و خندان ام . این روزها از خودم خسته ام . به دنبال جایی دنج و آرام می گردم تا خودم را بازیابم . یک تنهایی خودخواسته برای یافتن آرامش گم شده ام . برای ساختن آدمی نو که دوباره توانایی...
-
نمانده بال و پری اما هنوز عاشق پروازم
دوشنبه 4 مردادماه سال 1389 23:53
به هجر زنده از آن ماندم ، که جان به راه تو در بازم به سوی من قدمی بردار ، که سر به پای تو اندازم ترا چو پیش نظر آرم ، غزل فروچکدم از لب هزار پنجره بر باغی ! هزار حنجره آوازم نوازش از تو نمی بینم ، نمی کشی به سرم دستی به دست و پنجه تو سوگند ، که دلشکسته ترین سازم مرا مگو که چرا این سان ،ز خویش بی خبر افتادی چو هیچم از...
-
من این روزها
شنبه 2 مردادماه سال 1389 10:30
این روزها دچار یک خشم خاموش شدم . خشمی که داره ذره ذره وجودم رو از بین می بره . خشمی که با کوچکترین تلنگری سرباز می کنه و فریادی میشه بر سر اولین نفری که بر سر راهم قرار می گیره ، بچه ، همسر ، همکار ، دوست ، خودم ، خودم ، خودم و خدای خودم ! خسته م . از اینهمه دروغ و ریا خسته م ، از اینهمه دشمنی و کینه و حسادت خسته م ،...
-
باز هم غزل
پنجشنبه 31 تیرماه سال 1389 10:32
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 بی تابی ام فزون شده از حد ، آنسان که هیچ تاب ندارم از من مپرس حال تو چون است ، چون قدرت جواب ندارم از بس که انتظار تو دارم ، خوابم زسر پریده و رفته پهلو به بستر از چه گذارم ، وقتی که میل خواب ندارم ؟ گیرم که شب سیاه و بلند است ، بی هیچ کورسوی ستاره...
-
حافظ و حوزه و شعر
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 23:11
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA به همت حوزه هنری , جلسات حافظ پژوهی با حضور اساتید دانشگاه های قزوین , سه شنبه ها.ی هر هفته در محل حوزه هنری بر پا می شود . چند هفته است که با این جلسات آشنا شده ام و در حد توان سعی می کنم در آنها شرکت کنم . در این جلسات معمولا " یک شعر از دیوان حافظ قرائت شده وسپس...
-
مدرسه عشق
دوشنبه 28 تیرماه سال 1389 10:20
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA سروده ای زیبا و دلنشین از زنده یاد مجتبی کاشانی در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه ای می سازیم که در آن همواره اول صبح به زبانی ساده مهر تدریس کنند و بگویند خدا خالق زیبایی و سراینده ی عشق آفریننده ماست مهربانیست که ما را به نکویی دانایی زیبایی و به خود می خواند...
-
جمعه دلگیر
پنجشنبه 24 تیرماه سال 1389 14:25
اینم یه شعر تازه از استاد محمد قهرمان : چون می زدست ساقی تقدیر می رسد دُ رد ته پیاله به این پیر می رسد در انتظار پیک و پیامم ، ولی دریغ از راههای دور ، خبر دیر می رسد شش روز هفته چون که گذشتند همچو باد لنگان ز راه ، جمعه دلگیر می رسد دانی که چیست بی خبر از ره رسیدنت ؟ خواب ندیده ای که به تعبیر می رسد از آه گرم سینه من...
-
تیر و تولد
سهشنبه 22 تیرماه سال 1389 00:19
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 تا به حال به ارتباط بین افراد و روزها در ذهن خود اندیشیده اید ؟ در ذهن هر کسی ، افراد با مشخصه ای خاص متبادر به ذهن می شوند . برای من به شخصه ، آهنگها و آوازها ، شعرها ، حتی رنگها یادآور اشخاص خاصی هستند . مکانها و زمانها هم همینطور . یعنی مثلا...
-
نقاب
شنبه 19 تیرماه سال 1389 01:21
دافی نگار بحث جالبی راجع به نقاب انجام داده که مرا به تفکر واداشت . بیایید قسمتی از آن را با هم بخوانیم : "همه ما در حال نقاب زدن هستیم. همه ما از همان ابتدای زندگی، یاد می گیریم که چطور نقاب به چهره بزنیم و در مقابل دیگران ظاهر شویم. نقاب می زنیم تا نقش بازی کنیم و خودمان را آن طور نشان بدهیم که نیستیم. اما این...
-
در چشم تو عزیزترین بودم
سهشنبه 15 تیرماه سال 1389 15:01
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 اول نبود عشق توام باور ، چندی میان شک و یقین بودم از من مرنج اگر که ندانستم ، در چشم تو عزیزترین بودم چون "دوست دارمت" به زبان راندی ، لحن خوش تو رنگ صداقت داشت حرف تو باورم شد و شک برخاست ، در ابتدا اگر که ظنین بودم پیرانه سر به عشق عنان...
-
حس و لحظه
یکشنبه 13 تیرماه سال 1389 08:48
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 شب بود و نسیم بود و باغ و مهتاب من بودم و جویبار و بیداری آب وین جمله مرا به خامشی می گفتند کاین لحظه ی ناب زندگی را دریاب لحظاتی هستند در زندگی انسان که خیلی خاص هستند . هم خودشان و هم حسی که از آن لحظه بخصوص در ذهن آدم به جا می ماند . حس منحصر به...
-
آرزو
شنبه 12 تیرماه سال 1389 10:13
خدایا ، خدایا ! تو با آن بزرگی -در آن آسمانها- چنین آرزویی بدین کوچکی را ! توانی برآورد آیا ؟ دکتر شفیعی کدکنی
-
؟
سهشنبه 8 تیرماه سال 1389 10:07
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA تا حالا شده حس کنید روزگار با شما سر لجبازیش گرفته ؟ یعنی یک روزهایی هر چقدر شما می خواهید امیدوار باشید ، هر چه می خواهید به این فکر کنید که این شما هستید که می توانید در سرنوشت خودتان تاثیرگذار باشید ، که می توانید بر روابطتان با آدمها موثر باشید ، که می توانید طرز تلقی...
-
پدر
شنبه 5 تیرماه سال 1389 13:14
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 برای کسی در سن و سال من و با این حافظه وحشتناک ، آن قسمتی از خاطرات کودکی که در ذهن مانده اند ، بسیار ارزشمندند . خاطراتی که با مرور سالهای عمر کمرنگ و کمرنگ تر می شوند . در این گنجینه ارزشمند من که از کودکی به یادگار مانده ، جدا از خاطرات...
-
سفرنامه تخت جمشید
دوشنبه 31 خردادماه سال 1389 07:20
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA...