-
۳-
چهارشنبه 8 دیماه سال 1389 12:00
آی عشق ، آی عشق چهره آبیت پیدا نیست آی شهر ، شهر قدیمی هزار سال تمام است که دخترانت سنگسار شده از برابر من می گذرند و من منتظرم تا آخرین باران و آخرین موسیقی عشق را تازه کند ..... شاعر :؟ پ . ن : قلم و رنگ در اختیار شماست . بهشت را نقاشی کنید و بعد وارد آن شوید .( نیکوس کازانتزاکیس )
-
فرصت پلک
سهشنبه 7 دیماه سال 1389 07:22
۱- و ساعتی در مچ دستت می کشیدم و بعد وقت می گرفتم از تو برای ساعتی درددل کردن! ۲- ... و هم اگر تنهایی تنهایم می گذاشت به فرصت پلکی از قاب عکس پایین می پریدم و از روی غلط های املایی اولین نامه ام به تو هزار بار می نوشتم. اگر تنهایی تنهایم می گذاشت ! حرف دل نوشت : یه چند روزه برگشتم به سکوت درونیم . حرفی واسه گفتن ندارم...
-
باز هم شعر
یکشنبه 5 دیماه سال 1389 11:39
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 چگونه آمدند و نرفتنند؟ چگونه بر سر این سفره ماندگار شدند ؟ نمی شناسمشان هیچ ونیز هیچ نمیدانم که این جماعت موران چگونه مار شدند ؟ اگر تو اصل و نسبشان به جای می آری به من بگوی که من هم درست بشناسم به خنده گفت که اینان پیادگان بودند تو خواب بودی، بر...
-
روحیه
شنبه 4 دیماه سال 1389 07:12
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زنگ زدم دوستم . ناراحت بود . گفت شوهرم حالش خوب نیست . رفته دکتر بهش گفتند 14 ماه دیگه بیشتر زنده نیست . حالا حسابی روحیه ش رو از دست داده . میگه منم که آخر روحیه ! بهش گفتم اینها مگه خدان ؟! از کجا این 14 ماه رو به این دقت آوردند ؟ میگه بهش گفتم...
-
باز هم خاطره یلدایی
پنجشنبه 2 دیماه سال 1389 02:29
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA چون میدونم آقا محسن ( کرگدن عزیز ) عادت به نگهداری آرشیو ندارند , برای نگهداری خاطرات این یلدا هم که شده , سعی میکنم گوشه ای از زحمات ایشون رو روایت کنم اینجا . شنبه بود به گمونم که کرگدن از بچه ها خواست واسه شرکت در یک بازی صوتی , هرکدوم یک یا دو دقیقه صحبت کنند با محوریت...
-
زمستانی دیگر
چهارشنبه 1 دیماه سال 1389 11:21
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 اولین روز دی ماه از آخرین فصل سال 89 رسید . یه روز آفتابی اما کسل کننده . زمستون هم زمستونهای قدیم که از سرما نمی تونستی از خونه در بیای ! حالا انگار جای همه چی عوض شده با هم !...
-
شعرهای یلدایی
سهشنبه 30 آذرماه سال 1389 14:00
این شعرها رو آرمین گذاشته بود توی فیس بوک . خوشم اومد گفتم شما هم استفاده کنین . قبل از خوندنش یه تشکر ویژه میکنم از کرگدن عزیز بابت شب یلدای خاصی که واسمون درست کرد با این بازی قشنگ صداها ! شنیدن صدای بچه های بلاگ ، دنیای شیرینی رو برامون ساخت توی این روز آخر پاییز . از همه تون ممنون . ز برگ برگ ِ دفتر من پرت می شوند...
-
ساعاتی در پروما
دوشنبه 29 آذرماه سال 1389 11:06
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 شانزدهم آذرهشتاد ونه , آخرین ساعت گذران سفر من در مشهد به همراهی سه عزیز , که دو تن از آنها به اندازه تمامی لحظات عمر گذشته برایم عزیزند . هم خود اینان و هم خدای مهربان از عمق علاقه و وابستگی من به آنها خبر دارند . با هم سری به فروشگاه بزرگ...
-
باز هم غزل
یکشنبه 28 آذرماه سال 1389 08:19
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA مردم به چشم کم مرا بینند و در هم نیستم کز دولت افتادگى از هیچ کس کم نیستم گردن فرازى مى کنم چون سرو از آزادگى افتاده چون تاکم ولى با گردن خم نیستم سهم سبکروحان اگر در بستر گل مردن است من هم درین بستانسرا کمتر ز شبنم نیستم کنجِ فراموشى مرا از یاد مردم برده است عالم نپردازد به...
-
درس آزادگی
جمعه 26 آذرماه سال 1389 15:08
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 من و تو مثل بستنی و اسپرسوئیم نمی دونم کدوم کدومیم اما وقتی با هم حرف می زنیم تلخه ...تلخه ..... تلخه .... ناهید عزیز از من خواسته راجع به حال و هوای این روزهایم بنویسم . توی شهر غریب که باشی , تنها که باشی و در محله ای زندگی کنی که به قول یکی از...
-
سه غزل از زنده یاد حسین منزوی
سهشنبه 23 آذرماه سال 1389 12:18
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA پای در ره که نهادید افق تاری بود شب در اندیشه تثبیت سیه کاری بود باده خاص کشیدید و به میخانه عشق مستی سرخ شما غایت هشیاری بود خواب خوش باد شما را که در آن هنگامه خواب خونین شما آیت بیداری بود خم نشد قامت رعنای شما بر اثرش بختک زلزله هرچند که آواری بود شرممان باد که تا ساعت آن...
-
این آذردختهای دوست داشتنی
دوشنبه 22 آذرماه سال 1389 07:30
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 یک لیوان چای داغ انگشتهای من دور لیوان داغ صحبتهای دوستانه داغ بیرون برف می بارد گرمم است گرمم است . توی طالع آذردختها نوشته که اهل منطقند و واقعیت . مهمان دوستند و راستگو . قلبی پاک و صمیمی و بی ریا دارند و در زندگی فرصت شکار افتخارات و شهرت را...
-
سلام بعد سفر
شنبه 20 آذرماه سال 1389 10:23
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 لیوان چای خالی.... سرد ... روی میز انگشتهای من یخ زده ..... روی زانوهام حرفهای گفته نشده جایی توی فضای خالی میان ما بیرون آفتاب غوغا می کند سردم است سردم است .... سلام . بعد ده روز دوری از فضای بلاگستان ، بالاخره اومدم . سفر خوبی بود . جای شما خالی...
-
یه ترانه ، یه حس
چهارشنبه 10 آذرماه سال 1389 08:15
بعضی صداها ، بعضی ترانه ها ، بعضی روزها ، چه حال و هوای غریبی را در خود نهفته دارند . به قول رویا ، سبد کلمه هایم را گم کرده ام باز ! نمی دانم چه بگویم . فقط دعوتتان می کنم به شنیدن ترانه زیبای ا ین روزهایم . پی نوشت : این روزها بدطور دلتنگیم عود کرده ! دلتنگم نه فقط واسه خونواده و عزیزانم ، یه دلتنگی خاص ، به قول یک...
-
آخرین عشق
دوشنبه 8 آذرماه سال 1389 14:29
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 ای آنکه شب با خیالت ، تا صبح در گفتگویم دانم که یک شب محال است، بنشین دمی رو به رویم دستی بکش بر سر من ، گاهی نوازش ضرور است چون کودک بغض کرده، هر چند چیزی نگویم حدی است سنگین دلی را ، مشکن من سست جان را گیرم که مردم نگویند، تو سنگی و من سبویم مگذار...
-
بابابزرگ
یکشنبه 7 آذرماه سال 1389 10:12
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 پست کیامهر اینقدر برام تاثیر گذار بود که هنوز نتونستم از فکر کردن بهش بیام بیرون . از دیشب منم دائم توی گذشته به سر می برم . توی اون روزهای بسیار دور و خاطرات نه چندان زیادی که از پدربزرگم دارم. کاشکی هیچوقت تموم نمی شدن . حرفش رو کاملا می فهمم وقتی...
-
کنسرتی دیگر با گروه کامکارها
شنبه 6 آذرماه سال 1389 07:57
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA نه مثل شاخه نیلوفر ، که به این درخت و آن درخت می پیچد بلکه همچون درخت ریشه دار باید بود ، متکی به خویش ، ریشه دواند در باورها و اندیشه ها، با شاخه و برگی از اراده و همت . در این صورت ، نه از باد خواهی لرزید ، نه از سیل ریشه کن .. خواهی شد . قطعه بالا ،قسمتی از بروشور تبلیغاتی...
-
یه دلنوشته کوچولو
چهارشنبه 3 آذرماه سال 1389 13:09
1- الان ، درست همین لحظه ، حس غریبی دارم . یه حس دلتنگی خاص ، یه بغض ، یه ناراحتی ای که به راحتی اومده و توی دلم خونه کرده . اینکه چه چیزی باعث این حس و حالم شده زیاد مهم نیست . اما حالا که اومده و باعث شده که روی دلم سنگین بشه و حس خفگی داشته باشم از بغضی که فروخورده میشه ، کاریش نمیشه کرد . 2- دو روزه دلم بدجور هوای...
-
چلیپا
سهشنبه 2 آذرماه سال 1389 10:37
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 دیروز سر کلاس خوشنویسی ، استاد پیله چی حرفهای جالبی به من زدند . اصولا همیشه صحبت کردن با ایشان ، جزء جذابیت های کلاس ایشان برای من و دوستانم بوده است . آرامش غریبی از سخنانشان برای من ایجاد می شود که در نوع خودش بسیار ارزشمند است . دیروز وقتی من...
-
زندگی یا رویا ؟
دوشنبه 1 آذرماه سال 1389 07:21
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA در زندگی روزهایی هستند که گویی واقعیت ندارند . مانند خیال می آیند و می روند . انگار این تو نیستی که در ثانیه ها می گذری , بلکه تصویری غیر واقعی از توست که در زندگی جریان دارد , یا شاید هم این تویی که در خواب و رویا به سر می بری نه در واقعیت محض زندگی . عجیب اینکه وقتی از...
-
سفر
شنبه 29 آبانماه سال 1389 08:44
دویده شوق سفر آنچنان به بال و پرم که چون به خانه درآیم ، هنوز در سفرم ز خیلِ ِ همسفران، هر یکی به سویی رفت نصیب بود که من در هوای تو بپرم تهی شدم ز خود و هر چه بود، همچو حباب ولی هوای تو بیرون نمی رود ز سرم بیا که نور امیدی به دل نمی تابد قسم به صبح، که از شام تار تیره ترم! زنی چو پلک به هم، آن نگاه بازیگوش ز عالمی...
-
۲۲۲
سهشنبه 25 آبانماه سال 1389 13:01
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA این روزها راجع به هر موضوعی که فکر می کنم ، علیرغم میل من ، به گونه ای به گذر زمان و بالارفتن سن برمی گردد . مثل همین تعدد وقایع مهم زندگی و خاطرات خوب و بد آن ، مثل سالگردهای فراوانی که در زندگی نقش دارند ، و این یعنی اثر گذر زمان بر تو و نتیجه مستقیم این مساله ، بالارفتن...
-
دل در بند
دوشنبه 24 آبانماه سال 1389 10:20
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA تا حالا شده به پای دلتان بند بزنید ؟ اشتباه نکنید , حرفم اصلا در مورد مقوله عشق و عاشقی نیست . منظورم وقتهایی است که دلتان می خواهد کاری انجام بدهید , اما امکانش نیست . یعنی باز هم همان مساله همیشگی جدال عقل و دل . دل برای انجامش هزار دلیل می آورد , اما عقل هزار و یک دلیل...
-
بلای هجر
یکشنبه 23 آبانماه سال 1389 07:46
گفتم بلای هجر ز سر وا شود ، نشد وان زخمهای کهنه مداوا شود، نشد عادت شود به طی زمان زهر ناگوار گفتند هجر نیز گوارا شود ، نشد می خواستم که عمر شب کوته وصال یکره دراز ، چون شب یلدا شود ، نشد گامی نرفته از پی مجنون ز روی عقل دل رفته بود بادیه پیما شود ، نشد ! بس خون دل به شیشه فکندم به جای می شاید بساط عیش مهیا شود ، نشد...
-
استاد ابوالحسن محصص مستشاری
جمعه 21 آبانماه سال 1389 01:21
چهل روز به همین سرعت گذشت . انگار همین دیروز بود که استاد احمد پیله چی - استاد بزرگ خوشنویسی قزوین - در زمان کلاس ، خبر در گذشت استاد ابوالحسن محصص را به ما دادند. گر چه شنیدن این خبر برای ما که مدتها بود از شدت بیماری ایشان اطلاع داشتیم دور از ذهن نبود ، اما در هر صورت فقدان عزیزانی چون ایشان همیشه غم انگیز است . من...
-
از نگاهی دیگر
سهشنبه 18 آبانماه سال 1389 22:24
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 چشم که باز کردم ، خوشحالی را در نگاه و رفتار پدر ومادرم دیدم . از اینکه بالاخره این بچه شان هم سر از تخم در آورده ، راضی بودند . به من گفتند که چند روز است منتظر به دنیا آمدن من بوده اند . یک برادرهم داشتم که ظاهرا چند روزی زودتر از من به دنیا آمده...
-
یک سالگرد دیگه !
دوشنبه 17 آبانماه سال 1389 07:41
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 دقیقا سیزده سال پیش بود . روزی که پا به این محیط گذاشتم تا رسما زندگی جدیدم را به عنوان کارمند رسمی یکی از وزراتخانه های دولتی شروع کنم . قبل از اینکه در روز 17 آبان 76 کارم را شروع کنم ، در شهریور ماه به خاطر اعلام نیاز از اینجا ،با همراهی همسرم ،...
-
جلسه
شنبه 15 آبانماه سال 1389 08:47
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 عصرسه شنبه از طرف مدرسه یگانه به جلسه ای دعوت شدیم که هر ساله تشکیل میشود . این جلسه با جلسه اولیان و مربیان مدرسه متفاوت است و هدفش این است که خانواده ها با معلمین مدرسه و برنامه کاری سال تحصیلی شان آشنا بشوند ، به علاوه کارنامه ماه اول بچه ها را...
-
یک دوست
چهارشنبه 12 آبانماه سال 1389 08:00
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 دو شب پیش در دفتر خاطراتم به دنبال رد پایی از یک خاطره می گشتم تا بتوانم برایتان بازگو کنم ، که پیدایش نکردم . اصولا من آدم نوشتن نبوده ونیستم و به همین دلیل خاطرات نوشتاری درست و درمانی ندارم . اما فروردین 76 با شروع زندگی مشترک و همزمان با گذراندن...
-
جیرجیرک
دوشنبه 10 آبانماه سال 1389 13:26
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 آخرین باری که از خونه مامان اینا برگشتم ، یعنی بعد عروسی داداش احمد ، همین اول مهر ، به محض اینکه به خونه خودمون رسیدم ، دیدم عجب صدای جیرجیرکی بلند شده توی خونه . دقیقا از دو نقطه خونه صدا بلند بود . یکی از توی آشپزخونه ، اون یکی از اتاق یگانه ....