-
داستان آفرینش من ...2
سهشنبه 11 مردادماه سال 1390 12:52
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA قبل از اینکه بدانم چه شد ، در خاک فرو رفتم و چشمانم که تا به حال همه با روشنی آفتاب و آبی آسمان آشنا بود ، در آن تاریکی ناآشنا به دنبال کورسویی از نور و امید می گشت ، اما دریغ ... آرام آرام خود را یافتم و در کنار دوستانی دیگر که همه با هم از آسمان همراه بودیم ، دریافتیم که...
-
آیینه خداوند ...
دوشنبه 10 مردادماه سال 1390 05:25
به نام بی نام او خداوند در بارگاه الهی یک آینه قدی بزرگ داشت که هر روز جمال خودش را در آیینه می دید و تبارک الله احسن الخالقین می گفت . یک روز آیینه اش از دستش به روی کره ی زمین افتاد و به میلیاردها ذره تبدیل شد . انسان وارسته ای این ذره آیینه را در قلبش پیدا می کند . غبارش را می گیرد و پیش خدا می رود که من آیینه تو...
-
این پست به دلایلی عنوان ندارد ....
شنبه 8 مردادماه سال 1390 17:34
روزگار غریبی ست . دلها از آن غریب تر ! آری روزگار غربت دلهاست که اگر دست وجود را در دست دلهایمان بگذاریم , راه صد ساله عقل را , به چشم بر هم زدنی خواهند پیمود .که تنها دل است که محل اوست و دوست هم هدیه ای گرانقدر از اوست ... اما , امان از ما که دل را به فراموشخانه یادها سپرده ایم و از آدمیتمان تنها به عقلی حسابگر...
-
داستان آفرینش من ... 1
چهارشنبه 5 مردادماه سال 1390 10:50
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA اولین بار که خود را شناختم ، دست در دست خواهران و برادران هم شکل خویش بودم و پاکی و زلالی دلهایمان در سپیدی ظاهرمان هم منقش بود . با هم شادمانی را شریک بودیم در راهی که با دست نوازشگر نسیم در آسمان آبی خیال می پیمودیم . اما من انگار که این شادمانیهای بی دلیل ، بودنم را برایم...
-
آن مادیان سرخ یال
دوشنبه 3 مردادماه سال 1390 07:45
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 هان ای شب دیرپای ، آیا دریچه های بامدادی را نخواهی گشود ؟ گیرم خوشتر نیست عاشقان را پرتو بامدادی از تیرگی شامگاهان ! شگفتا از شبی که ستارگانش را گویی با ریسمان های تافته بر صخره های سخت بسته اند ! مهلهل...
-
تولد خورشید مهربانی
شنبه 1 مردادماه سال 1390 19:01
تولد خورشید خانم بود . قناد باشی گفت : " من شیرینی و کلوچه می پزم و به همه می دهم !" عینک فروش گفت :" من یک عالمه عینک آفتابی به مهمان ها می دهم تا بتوانند به خورشید نگاه کنند . " بادکنک فروش گفت :" من هزار تا بادکنک رنگی به هوا می فرستم !" پسربچه ای گفت :" من طبل می زنم و شعر تولدت...
-
سهم زندگی ....
پنجشنبه 30 تیرماه سال 1390 09:20
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA نیلوفرم گفتی : " پرنده مرد و مترسک هنوز اشک می ریزد !" مگر نه اینکه این اشک سرچشمه اش از قلب است و مگر نه قلب مترسک را با پوشال ساخته اند ؟ می شود آیا ؟ می شود با قلبی پوشالی , قلبی تهی , بر مرگ پرنده گریست ؟ چه کسی باور می کند ؟ مترسک عصیان کرد بر وجودش , بر تهی...
-
ای زخمه زن بر تار دل
سهشنبه 28 تیرماه سال 1390 17:47
دل در هوای دیدنت , در سینه ام پر می زند جان در تنم , از شوق تو , خود را به هر در می زند من در سراغ کوی تو , افتان و خیزان می روم دل در هوای بام تو , پر چون کبوتر می زند حال من دور از ترا , از هر که پرسی , گویدت یا مشت می کوبد به دل , یا دست بر سر می زند یک " دوستت دارم " دلم , آموخت چون طوطی ز تو نتوان به او...
-
درسهایی در سکوت
دوشنبه 27 تیرماه سال 1390 07:43
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA از سفر گفتم . سفری در طول زندگی و سفرهایی در عرض آن . سفرهایی که از مهمترین و باارزش ترین دستاوردهای عمرند اگر دقیق شویم . تجربیات منحصر به فردی که در هر سفر به دست می آید , گنجینه های تکرار ناشدنی ای هستند که باید آنها را دید و قدر دانست . که اگر چشم ها را ببندیم بر این...
-
برای گل نرگس زمان ...
شنبه 25 تیرماه سال 1390 23:00
خورشید روزنی ز چراغان چشم توست دریا هم انعکاس درخشان چشم توست بردار این نقاب جدایی , نگاه کن هفت آسمان که آینه گردان چشم توست هر جا صدای قاری قرآن شنیده ام گفتم که این نوای غزلخوان چشم توست در گردباد حادثه در هم شکسته اند صد کاروان دل که پریشان چشم توست دل مرده در کویر تمنا , ولی هنوز در انتظار بارش باران چشم توست...
-
تنهایی و ترس
شنبه 25 تیرماه سال 1390 00:17
تنهایم اما ... از کودکی با مفهومی به نام ترس از تنهایی غریبه بوده ام .در دوره ای از نوجوانی کمی دچار شدم اما زود درمان شد . یکی از خاطرات شگفت من از پنج سالگی که در ذهنم به وضوح به خاطر مانده مربوط به شبی است که پدر و مادرم من و برادر یکساله ام را ( در حالیکه خواب بود ) در آن خانه بزرگ و بی در و پیکر کودکی که باغچه...
-
هر لحظه با من باش
پنجشنبه 23 تیرماه سال 1390 20:54
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 هر لحظه با من باش ، در روح من جاری تکرار شو در من ، در خواب و بیداری گهواره مهتاب ، شب خواب می بینه که از چشای تو ، انگور می چینه هر ماجرا شیرین ، هر روز رویایی بی تو همه کابوس ، کابوس تنهایی هر لحظه با من باش ، در انزوای من تا آخر قصه ، تا ماجرای...
-
گیراتر از تبی که به جان افتد .... ( سه گانه ای دوست داشتنی !)
چهارشنبه 22 تیرماه سال 1390 08:25
1- Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 دزدیده می خرامی و پاورچین ، رشک نسیم ترد سحرگاهی جان تازه می شود ز دم پاکت ، بوی بهار آمده از راهی ما دست اگر دهیم به دست هم ، از آسمان گذشتنمان سهل است من : شوق پرکشیدن یک فریاد ، تو : قامت کشیده ی یک آهی در کوچه باغهای خیال و خواب ، شاید که...
-
سفری در طول زندگی
سهشنبه 21 تیرماه سال 1390 09:05
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 سفر همیشه خوب است . سفر معلم بزرگی ست . تجربه می اندوزد و زندگی می آموزاند . در سفر است که به یاد سفر جاری زندگی ات می افتی . نفس در جریان بودن هستی . از نقطه ای آغاز شده ای ، راهی را می پیمایی و به مقصدی خواهی رسید . می آموزی و می آموزانی ....
-
پیام گمگشته
دوشنبه 13 تیرماه سال 1390 09:16
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 امسال عید کتابی را هدیه گرفتم از یک دوست عزیز که لحظات این چند روزه مرا به خود اختصاص داد . کتاب زیبایی با نام پیام گمگشته که ظاهرا باید می آمد تا زنجیره فکری این روزهای مرا تکمیل می کرد . نشانه ای دیگر...
-
دو گونه تولد ... تولد مهربان ... تولد مهربانی ....
شنبه 11 تیرماه سال 1390 09:13
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 بعضی کلمات را هیچوقت نمی شود معنایی درخور بخشید ، آنچنان که از توصیفش رضایتی درونی حاصلت گردد . برخی رابطه ها دلی اند . با گوشت و پوست و استخوان با تو وصلند . هیچ رقم نمی شود آنها را نادیده گرفت یا از آنها کاست . بعضی محبتها آنچنان عمیقند که با عمق...
-
نگین حلقه ی انگشتری ( به مناسبت زادروز پدرم استاد محمد قهرمان )
پنجشنبه 9 تیرماه سال 1390 10:40
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 به گوش تشنه من ، خنده صبح بهارانی به چشم خسته ام ، رنگین کمان بعد بارانی مرا گر اخگر افشانده ست در بستر ، تب هجران چه افتاده ترا جانا ، که از شب زنده دارانی؟ ز شور عشق تو ، شیرین تر از این بایدم گفتن که می دانم غزلهای مرا از دوستدارانی الا ای چون...
-
ماه کامل می شود
سهشنبه 7 تیرماه سال 1390 08:15
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 "سفر ما را جای تازه نمی برد . جای قبلی را برایمان تازه می کند . بعد از سفر می فهمی خانه ای که در آن زندگی می کنی نور کافی ندارد . اشیا خوب چیده نشده اند . زیاد چفت هم اند . پرده ها بد رنگ اند . چشمت می افتد به ساعت روی دیوار . اشانتیون یکی از...
-
باز باران ...
یکشنبه 5 تیرماه سال 1390 13:50
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 همین دیروز بود که با یکی از دوستان صحبت بود . مثل همیشه وقتی از من پرسید چه می کنی گفتم : شکر خدا ، دعای بارون ... و او که با خنده گفت : دیگر فصل باران تمام شده ! حالا در اولین شب تابستان ، برق است که آسمان و زمین را روشن می کند و رعد که نوید بارانی...
-
سیمرغ همدلی
شنبه 4 تیرماه سال 1390 09:55
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 اردک عزیز باز با سئوالی ذهن مرا به چالش کشیده اند : عطار اگر بود راز سیمرغ را چگونه تشریح می کرد در این روزگار ؟ قله قاف را در کجای جغرافیای زمین در نظر می گرفت ؟ این روزها هر گوشه را که می نگرم ، خسته تر می شوم و ناامید تر از قبل . هر آدمی شده...
-
تکمله پست ملکوت دل به قلم استاد
چهارشنبه 1 تیرماه سال 1390 11:11
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 سال ها پیش در دانشگاهی در تهران در محضر استاد بسیار بزرگوار آقای دکتر لسانی استاد علوم قرانی دانشگاه تربیت مدرس تهران ..در بحث تفسیر ایشان شرکت می کردم ..خوب یادم هست که در طول...
-
مسافری شمع آجین
سهشنبه 31 خردادماه سال 1390 08:06
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 "پیچ هر جاده را که رد کنی ، شمعی به تو خواهند داد . هر شمع تو را یک گام به او نزدیکتر می کند . یا بمان و بپذیر شب را و سیاهی ات را . یا برو . زیرا شمعی به تو خواهند داد ." اینها را آن رهسپار به من گفت که چهل سال بود صدایش را می شنیدم ،...
-
ملکوت دل
شنبه 28 خردادماه سال 1390 21:09
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 می گویم چرا دلگیرید ؟می گوید :دلگرفته ؟ از ظاهر کلامم مشخص بود ؟ باید مراقب گفتار ونوشتارم باشم تا از ظهور حالاتم جلوگیری شود ! بارها و بارها برایم پیش آمده که چنین گفتگویی را به تجربه نشسته باشم . اینکه از کسی دلیل ناراحتی اش را پرسیده ام و او...
-
و بیست و هفتم خردادی دیگر ....
جمعه 27 خردادماه سال 1390 12:55
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA یکی دو روزی بود که درگیر جنگ جهانی اول شده بود . اینکه چه کسی آغازگر این جنگ بوده و دامنه جنگ به کجاها کشیده و بالاخره چطور خاتمه یافته ! می گفت از آلمان ها متنفرم ! و وقتی گفتم ظاهرا نژاد ما و آلمانها هر دو آریایی هست ، می گفت از نژاد هم شانس نیاوردیم ! از من می پرسه...
-
برای مهربانترین وجود هستی ام
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1390 23:26
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 سال 82 بود – اگر اشتباه نکنم – ماجرای بمب گذاری در بین الحرمین در روز عاشورا . آن سال پدرم در همان روز ، در همان مکان به سر می برد ، بی اینکه شماره تماسی از او داشته باشم ، بی اینکه مشخصات درستی از کاروانش بدانم ، بی اینکه قبل از رفتنش دیده باشمش ....
-
و فرشته ای به نام ال یاسین ...
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1390 00:37
در بهشت که بودم ،نامی نداشتم . فرشته ای بودم در خیل بی شمار فرشتگان خداوند که از رحمت بی انتهایش بهره می بردند و در حضور عطرآگین او سرمست بودند . زهرای کوچک که آمد و مرا وسوسه هبوط به زمین که بخشید ،دانستم لذت نامیده شدن را به نامی زیبا . از خدای مهربانی خواستم و او تقدیر مرا به حضور در خانه ای پر از مهر مقدر کرد ....
-
کودکانه دوستت دارم
دوشنبه 23 خردادماه سال 1390 23:36
می پرستم چون ترا و دوست می داری مرا عهد کن تا دیگر از هجران نیازاری مرا کاشکی بر سینه تو سرگذارم ، تا دلت گویدم با هر تپیدن ، دوست می داری مرا! ای که از لیلی فزون دانم ترا در عاشقی کمتر از مجنون درین وادی نپنداری مرا ما طریق عشق را باید که با هم طی کنیم چون رفیق نیمه ره ، در راه نگذاری مرا کهنه سازی از نوا افتاده ام ،...
-
گاهی چه ساده شکست می خورم از خودم ....
دوشنبه 23 خردادماه سال 1390 09:02
گفتی نمی خواستی ولی خواستی عادت کنی به دستهای کسی که بست بر تو در تو - چشمهایی که ماهی تمام شوی در او و من که دستمال مچاله ات شده ام در سطل بیش از بیشتر کافی بودم ... با چهار چشم دیگر هم نمی توانم چشمه هایم را راهی کنم آمدی برایم دلی دست و پا کن دیریست افتاده ام از دستی ... رامین محمدی پی نوشت : دلم بد گرفته امروز ......
-
نمایشگاه عکس بچه های آپارتمانی
یکشنبه 22 خردادماه سال 1390 08:05
از کودکی هر کدام ما چند سال میگذرد ؟ کودکی های این روزگار با زمان ما چه فرقی می کند ؟ بچه های این روزگار با ما و بچگی هایمان چقدر متفاوتند ؟ تفاوت دو نسل ، من مادر ، شمای پدر با فرزندتان قابل مقایسه هست آیا ؟ هر چند هر کدام از ما بارها به این مقایسه ها در ذهنمان پرداخته ایم ، اما برپایی نمایشگاه عکس بچه های آپارتمانی...
-
شور عشق
جمعه 20 خردادماه سال 1390 17:03
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 سهل یا دشوار ، راه عمر اگر پیموده شد وای بر پایی که بی شوق طلب فرسوده شد سوز من از پرده چون بیرون فتاد از شور عشق نغمه ای دیگر به ساز عاشقی افزوده شد آنکه دل از هر دو عالم کند و زد در عشق چنگ خاطرش فارغ ز فکر بوده و نابوده شد مدتی ، شوریدگی دل را...