ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
راز حضور دوباره ام در این بهشت نور، ذیدار نازدانه ام بود , سعیده عزیزم ...
و راز بودنم در این مکان... چقدر در به در نگاهت بودم مهربان پدرم , کاش بودی ...
و باز هم حکایت دل من و رازهای ماه ... در صورت ماه مهربان دنبال نگاه آشنایی بودم تا پاسخم گوید ...
چشم و دلتان روشن
هم شما و هم نازدانه خانوم
خدایشان بیامرزد مهربان پدر قهرمانمان را
باز هم ماه و جنون و نگاه و راز و نیاز
سلام بانوی ماهتاب و راز
رسیدنتان بخیر مهربانمـ
سلام عزیزم . ممنونم از مهربانیت .
فروش آرشیو کامل فیلم های جکی چان در :
http://jakichan.mihanblog.com
بهترین فیلم های کمدی-رزمی در دنیا
هر DVD فقط 2000 تومان
--------------------------------------------------
فروش اسپمر کاملا اتوماتیک برای بلاگفا - بلاگاسکای - لوکس بلاگ
با قابلیت خواندن کد امنیتی - ارسال کاملا اتوماتیک
کامنت آزمایشی رایگان ارسال کنید و از صحت کارکرد اسپمر مطمئن شوید
دانلود در : www.newcom.abarblog.ir
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است .
این چه نگاه کردن است ؟
معجزه چشمانت دفتر دلم را سه بار پاره کرد
ر ض ا همان تسبیح است !
رضا همان تسبیح است ؟!
دیانت


اصالت
صلابت
ترکیب زیبایی از احساس ِ شما
سلام سهبای ِ عزیز
سپاس از یادآوری ِ اینهمه میراث ِ گرانبها
به راستی که در دوستی و مهر , سنگ تمام می گذارید.
سلام رفیق عزیز .
پیامی که آنشب آمد ...امانی بر دلِ تنگ من شد ...
سلام نایبِ زیارت دل
سلام مهربان عمه . بخدا دلتنگتان هستم , اما ... ای امان از من و دل و اوضاعی که بر من می رود !
سلام عمه عزیزم
چه می شد برای همیشه پیش من می ماندی
به این بهشت نور با هم می رفتیم.
سلام بارانم ...
می توانستم اگر , هر آنچه فاصله بود از میان برمی داشتم ...
لیلی بنشین خاطره ها را رو کن
لب وا کن و با واژه بزن جادو کن
لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست
بعد از من و جان کندن من نوبت توست
لیلی مگذار از دَم ِ خود دود شوم
لیلی مپسند این همه نابود شوم
لیلی بنشین، سینه و سر آوردم
مجنونم و خونابِ جگر آوردم
مجنونم و خون در دهنم می رقصد
دستان جنون در دهنم می رقصد
مجنون تو هستم که فقط گوش کنی
بگذاری ام و باز فراموش کنی
دیوانه تر از من چه کسی هست،کجاست
یک عاشق ِ این گونه از این دست کجاست
تا اخم کنی دست به خنجر بزند
پلکی بزنی به سیم آخر یزند
تا بغض کنی،درهم و بیچاره شود
تا آه کِشی،بندِ دلش پاره شود
ای شعله به تن،خواهرِ نمرود بگو
دیوانه تر از من چه کسی بود،بگو
آتش بزن این قافیه ها سوختنی ست
این شعر ِ پُر از داغ ِ تو آتش زدنی ست
ابیاتِ روانی شده را دور بریز
این دردِ جهانی شده را دور بریز
من را بگذار عشق زمین گیر کند
این زخم سراسیمه مرا پیر کند
این پِچ پِچ ِ ها چیست،رهایم بکنید
مردم خبری نیست،رهایم بکنید
من را بگذارید که پامال شود
بازیچه ی اطفالِ کهنسال شود
من را بگذارید به پایان برسد
شاید لَت و پارَم به خیابان برسد
من را بگذارید بمیرد،به درَک
اصلا برود ایدز بگیرد،به درَک
من شاهدِ نابودی دنیای منم
باید بروم دست به کاری بزنم
حرفت همه جا هست،چه باید بکنم
با این همه بن بست چه باید بکنم
لیلی تو ندیدی که چه با من کردند
مردم چه بلاها به سَرم آوردند
من عشق شدم،مرا نمی فهمیدند
در شهرِ خودم مرا نمی فهمیدند
این دغدغه را تاب نمی آوردند
گاهی همگی مسخره ام می کردند
بعد از تو به دنیای دلم خندیدند
مردم به سراپای دلم خندیدند
در وادیِ من چشم چرانی کردند
در صحن ِ حَرم تکه پرانی کردند
در خانه ی من عشق خدایی می کرد
بانوی هنر، هنرنمایی می کرد
من زیستنم قصه ی مردم شده است
یک تو، وسط زندگیم گم شده است
اوضاع خراب است،مراعات کنید
ته مانده ی آب است،مراعات کنید
از خاطره ها شکر گذارم، بروید
مالِ خودتان دار و ندارم، بروید
لیلی تو ندیدی که چه با من کردند
مردم چه بلاها به سرم آوردند
من از به جهان آمدنم دلگیرم
آماده کنید جوخه را، می میرم
در آینه یک مردِ شکسته ست هنوز
مرد است که از پا ننشسته ست هنوز
یک مرد که از چشم تو افتاد شکست
مرد است ولی خانه ات آباد، شکست
در جاده ی خود یک سگِ پاسوخته بود
لب بر لب و دندان به زبان دوخته بود
بر مسندِ آوار اگر جغد منم
باید که در این فاجعه پرپر بزنم
اما اگر این جغد به جایی برسد
دیوانه اگر به کدخدایی برسد
ته مانده ی یک مرد اگر برگردد
صادق،سگ ولگرد اگر برگردد
معشوق اگر زهر مهیا بکند
داوود نباشد که دری وا بکند
این خاطره ی پیر به هم می ریزد
آرامش تصویر به هم می ریزد
ای روح مرا تا به کجا می بری ام
دیوانه ی این سرابِ خاکستری ام
می سوزم و می میرم و جان می گیرم
با این همه هر بار زبان می گیرم
در خانه ی من پنجره ها می میرند
بر زیر و بم باغ، قلم می گیرند
این پنجره تصویر خیالی دارد
در خانه ی من مرگ توالی دارد
در خانه ی من سقف فرو ریختنی ست
آغاز نکن،این اَلَک آویختنی ست
بعد از تو جهانِ دگری ساخته ام
آتش به دهانِ خانه انداخته ام
بعد از تو خدا خانه نشینم نکند
دستانِ دعا بدتر از اینم نکند
من پای بدی های خودم می مانم
من پای بدی های تو هم می مانم
لیلی تو ندیدی که چه با من کردند
مردم چه بلاها به سرم آوردند
آواره ی آن چشم ِ سیاهت شده ام
بیچاره ی آن طرز نگاهت شده ام
هر بار مرا می نگری می میرم
از کوچه ی ما می گذری، می میرم
سوسو بزنی، شهر چراغان شده است
چرخی بزنی،آینه بندان شده است
لب باز کنی،آتشی افروخته ای
حرفی بزنی،دهکده را سوخته ای
بد نیست شبی سر به جنونم بزنی
گاهی سَرکی به آسمانم بزنی
من را به گناهِ بی گناهی کشتی
بانوی شکار، اشتباهی کشتی
بانوی شکار،دست کم می گیری
من جان دهم آهسته تو هم می میری
از مرگِ تو جز درد مگر می ماند
جز واژه ی برگرد مگر می ماند
این ها همه کم لطفی ِ دنیاست عزیز
این شهر مرا با تو نمی خواست عزیز
دیوانه ام،از دست خودم سیر شدم
با هر کسِ همنام ِ تو درگیر شدم
ای تُف به جهانِ تا ابد غم بودن
ای مرگ بر این ساعتِ بی هم بودن
یادش همه جا هست،خودش نوش ِ شما
ای ننگ بر و مرگ بر آغوش شما
شمشیر بر آن دست که بر گردنش است
لعنت به تنی که در کنار تنش است
دست از شب و روز گریه بردار گلم
با پای خودم می روم این بار گلم
علیرضا آذر
مرسی ریحانه جانم ...
طولانیه ولی قشنگه
ساعت از نیمه گذشته و هنوز از پی خط خطی کردن اوراق اندر اداره ایم
.
.
.
.
.
میخواستم باور کنی
من در این شب سیاه
جز یاد تو نیست بر زبانم
داداش چی میکنی توی اداره مگه ؟؟؟؟
آخرین عکس شدیدآ حال و هوای عکس های اون فرداد لعنتی رو داره
چه جالب !
سلام مهربان
اگر حکایت باقی نمی ماند....ما به روایت زنده ایم...
پیامها گاه دزدیه می شوند که بغض ها سیل نشود به فصل رهایی
سلام برادر .
امان از این دزدیده شدن پیامها ...
سلام دوست مهربانم
این حال ها مبارکت باشد
سلام ویس عزیزم .
زیارت اهل دل گوارایت باد...
مرسی دوست جان ...
بر اساس جهل و یا عناد خودخواسته برخی از معتقدین به شیعه تا قبل از امام رضا ع شاهد ظهور فرقه های علوی بی شماری بودیم مانند زیدیه و اسماعیلیه و شش امامی و هفت امامی و ... که هر یک بر مرام خود تا عددی از چهارده معصوم ع را به عنوان امام پذیرفته و از قبول امامت امام بعدی خودداری میکردند ولیکن این جریان به امام رضا ع میرسد مقطوع و منعدم میگردد ، یعنی به شهادت تاریخ از بعد امام رضا ع دیگر در امامت چهار امام بعدی تشکیک و تزلزلی صورت نگرفت و میتوان گفت هر کسی که به امامت ایشان معتقد بوده قطعا شیعه دوازده امامی بوده است در حالی که نمیتوان ادعا کرد هر کسی که مثلا به امامت امام علی ع یا امام موسی بن جعفر ع و امامان ماقبلشان معتقد بود قطعا شیعه دوازده امامی باقی مانده باشد و این معنا مراد من از تشبیه حضرت رضا ع به تسبیح بود ، چرا که تسبیح آن تسبیح که شرحه شرحه بر گرد نخ دوار مرتب باشد و هر آینه تو یک دانه و سه دانه و چهار دانه از تسبیح پاره را تسبیح نمیدانی ، در اینجا نیز حضرت رضا ع چون محور و طناب عرشی تسبیح نقطه ثقل و جمع دانه های متفرقه فرق شیعه گشت که امروز نیک میتوان گفت که قائلین به امامت ایشان قطعا قائلین به امامت دوازده امامند ... یا حق
ممنونم داداش از توضیح کاملتون .
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی....عکسها رو ندیدم اما هنر توئه و حتما محشرن
یادش بخیر خواهری جانم .
با اجازۀ بانوی غزلهای ناب ریحانۀ بلاگستان اینمـ تقدیمِ شما
به گیسوان سیاهت کلاف می گویند
به شانه های بلند تو قاف می گویند
نشسته دشنه ی گیسو به زیر روسریت
حجــاب کن بـه حجابت غلاف مــی گویند
قبول کرده ام این را که عاشقت هستم
بـــه گریـــه های بلند اعتراف مـی گویند
تجمعی که اساسا به موت وابسته ست
به سر به زیـــری من اعتکاف می گویند
گذشته از خط قرمز لبت خبر داری؟
بــه رنگ قرمز تند انحراف می گویند
"هزار وعده ی خوبان یکی وفا نکند"
تــو فرق میکنی آخر خلاف میگویند
***
قبیله ام بـــه زبـــان مولف تاتـــی
همیشه فاصله ها را شکاف می گویند
مرسی مریمی جان .
سلام
با کلی تاخیر..شرمنده
چند روز پیش اومدم خوندم ولی تا خواستم کامنت بذارم نت ورپریدمون پرید
خوبید بانو؟
بالاخره از دلتنگی دخترا در اومدید؟به جاش مارو اینجا دلتنگ کردید
امشب آخرین شبی هستش که مشهدم...فک کنید من هنوز مشهدم
فردا ایشالله پیش به سوی شهر و دیار خودمون
http://s4.picofile.com/file/7899085050/Screenshot_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B3_%DB%B0%DB%B8_%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B3_%DB%B3%DB%B5_%DB%B0%DB%B4.png
اینو اون روز تا رسیدم خونه یادداشت کردم فقط دیر سیو کردم شما فرض کنید بالاش نوشته 11:30 نه23:35
فعلا..
نتونستم ببینم لینکت رو عزیزم ...
منتظر نوشته های قشنگت هستم /
سلام.
امیدوارم که خوش گذشته باشه
عکسا خیلی قشنگ بودن ممنون
سلام حمید عزیز . خوش اومدی .
سلام
داشتم گذشته ها را مرور میکردم...خواستم بشما گفته باشم که ...در یاد هستید..هرچند حوادث روزگار نشانه ها را کمرنگ سازد...
سلام استاد بزرگوار. همیشه در یاد هستید حتی اگر حضور ما به حداقل ها برسد ...
جمله آخرتون خیلی حرف داشت..
انگار جوابمو گرفتم از این همه نگاه به ماه
خوشحالم ...