سایه سار زندگی
سایه سار زندگی

سایه سار زندگی

تو نیامدی ...

 آسمان ستاره باران و زمین شکوفه باران نور و شور عشق می شود اگر بیایی...

بیا که چشمهایمان سالهاست منتظر آمدن توست

بیا که دلهایمان تشنه دیدار توست

بیا که گامهایمان خسته ست

زمین خسته ست

آسمان خسته ست

بیا که بی تو زندگی چیزی کم دارد

تو را کم دارد

عشق را کم دارد ...

بیا....

اشکم زغم تو هر شبی خون باشد

وز هجر تو بر دلم شبیخون باشد

تو با تویی ای نگار از آن با طربی

تو بی تو چه دانی که شبی چون باشد ؟

( احمد غزالی )


پی نوشت:

سینه ام : تنور بود

عشق :  نان داغ

خنده ام : آفتاب ناگهان

گونه ام : :آسمان داغ

تو نیامدی , نیامدی , نبودن تو باد

باد شد وزید

آفتاب خنده از لبم پرید

آسمان گونه ام : کبود

بودهای من همه : نبود

عشق و آتش و تنور : دود

غصه: نقل و

غم : شربت بساط سور و سات شد

تو نیامدی

نان دل بیات شد.( عرفان نظرآهاری)

نظرات 20 + ارسال نظر
مریم جمعه 11 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:18 ب.ظ http://www.najvaye-tanhai.blogsky.com

اولـ شدم آیا

سلام مریمی .

مریم جمعه 11 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:19 ب.ظ http://www.najvaye-tanhai.blogsky.com

نان دل بیات شد

...

مریم جمعه 11 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:20 ب.ظ http://www.najvaye-tanhai.blogsky.com

اللهم عجل لولیک الفرج

آمین ...

زهرا جمعه 11 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:45 ب.ظ http://anywherewithu.blogsky.com

خوبم ، ولی فقط
گویی ، دوباره دلم را قرار نیست
می پرسم از خودم
کی می رسد قرار ؟
گل می دهد امید ؟
سر میزند بهار ؟

در جستجوی گمشده ای در دیار عشق
ردی ، نشانه ای به ملاقات یک نگاه

خوبم ، ولی فقط
هر لحظه من نشسته به راهم ، به انتظار
ابری گرفته آسمان دلم را دوباره باز
آیا شود دوباره بتابد فروغ مهر ؟
خورشید آسمان ، به در آید ز پشت ابر ؟
قسمت شود ، که پرده بر افتد ز روی ماه ؟

خوبم ، ولی فقط
چونان همیشه مرغ دلم ، در هوای توست
من عاشقم به گفتن یک پاسخ سلام
من مستِ دیدنِ لبخندِ مهربان
پر می کشد دلم ، که بگویی مرا بخوان

خوبم ، ولی فقط
اینجا نشسته غمی در کمین دل
سنگی ، نشانه رفته سینه ی من را ، دوباره باز
خاری ، خلیده دیده ی من را به روزگار
تیری نشسته بر دل پاکم ، به اشتباه
یک استخوان ، میان گلو ، جا گرفته است
بندی که بسته حاجت دل را به آسمان

خوبم ، ولی فقط
دیگر نمانده برگ سپیدی به روزگار
پر شد تمام دفتر عمرم ، ز مشق صبر
در آرزوی آنکه ، در آید طلوع صبح
من شمع عمر ، نذر رفتن این شب نموده ام

خوبم ولی فقط
پلک دلم ، دوباره پریدن گرفته است
یک قطره اشک ، گوشه چشمان من نشست
آری ، دوباره مرا، بغض در گلوست

خوبم ، ولی فقط
ای کاش ، تا که بخوانی مرا به خویش
یک شب میان سجده ، بگیری تو دست اشک
لبخند مهر تو ، دریابد این نگاه

خوبم ؟
آری ، ولی فقط
دردیست در حقیقتِ این واژه ی " فقط "
کیوان شاهبداغی

سلام آبجی

سلام عزیزم.
کاش بگیرد دست اشک را ...

سایه شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 08:52 ق.ظ

سلام...

همسایه ...

سلام سایه دل ...

دانیال شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:39 ق.ظ http://danyal.ir

همچو فرهاد ماه میکنی از دل ما ؟!

یعنی همه ماه های عالم که ما دنبالشیم توی دل شماست داداشی ؟ ای امان از شما !

طهورا شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:48 ق.ظ

میگم ماه اومده نکنه عید فطر شده؟!

آره اومده , ظاهرا یکی دو روز زودتر از موعد هم اومده !!!!!

طهورا شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:54 ق.ظ

دلمان تنگ است مهربان ...ای عزیز ...همه آمدند ...بیا ...بخاطر دل ماه ...ما هنوز به لبخند او ...زنده ایم ...اشک هایش ...حکایت از نزدیکی توست ...
سهبا جان جمعه ها ...وعده داری ؟خوب دلنوشته میذاری
سلام من روسیاهم برسون ...به آقا

من با این دل تنگ و روی تنگ تر کجا و ...
کاش بیاید مرهم همه دلهای خسته , کاش بیاید عمه جانم ...

سرزمین آفتاب شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:30 ب.ظ http://sarzamin-aftab.blogsky.com

حافظ علیه الرحمه:

از غم هجر مکن ناله و فریاد که من
زده ام فالی و و فریاد رسی می آید
می آید انشاله

کاش لایق دیدار شوم...

جوجه اردک زشت شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 02:11 ب.ظ

سلام بانوی مهر

او که همیشه می آید می بیند کوچه چراغان نشده ساکش را دست میگیرد و می رود زیر درخت بید می نشیند ومنتظر می ماند کسی صدایش کند که افطار باهم باشند.
او هست واین ماییم که نیامدیم ...وحالاحالاها نخواهیم آمد...ساکش را باز می کند انبوهی مهربانی سوغات آورده...بایت که می شود به چشمه میزند پراز طراوت

منتظر منجی بودن منتظر بودن نیست بلکه به پیشواز رفتن است

سلام مهربان برادر بهارانه ام . اجازه سکوت می دهید ؟

حمید یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 09:59 ق.ظ http://boyofrain.blogfa.com

نجات دهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده بشارتیست به آرامش...

چرا اونوقت ؟

محب الشهدا یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 07:03 ب.ظ

سلام آجی...
عصرت بخیر.
این لینک پی دی اف همون کتابیه که گفتم در مورد حضرت عباس ع خیلییی زیبا نوشته شده.
http://goftomanedini.com/showthread.php?t=21396

سلام عزیز دل . ممنونم .

سپیده یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:43 ب.ظ

زندگی چیزی کم دارد بی او ....کاش رسیدنش حوالی همین سالها باشد...
سلام نازنین

هاتف دوشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 04:07 ب.ظ

از صلح می‌گویند یا از جنگ می‌خوانند؟!
دیوانه‌ها آواز بی‌آهنگ می‌خوانند

گاهی قناریها اگر در باغ هم باشند
مانند مرغان قفس دلتنگ می‌خوانند

کنج قفس می‌میرم و این خلق بازرگان
چون قصه‌ها مرگ مرا نیرنگ می‌خوانند

سنگم به بدنامی زنند اکنون ولی روزی
نام مرا با اشک روی سنگ می‌خوانند

این ماهی افتاده در تنگ تماشا را
پس کی به آن دریای آبی‌رنگ می‌خوانند

عجب شعر زیبایی . ممنونم .

طهورا دوشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:05 ب.ظ

بعضی وقتا خاطرات رو که زیر و رو می کنی...دلت برای اون لحظه ها تنگ میشه...

من دلم برای دلتنگی ها هم دلتنگ می شود گاهی ...
سلام عمه جانم .

مشتاق پنج‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 09:45 ب.ظ http://www.namazesobh.blogsky.com

سلام
طاعات و عباداتتان مقبول
و عیدتون مبارک...

سلام برادر بزرگوارم . عید شما هم مبارک باشد.

هاتف جمعه 18 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:36 ق.ظ

سلام
عیدتون مبارک...
طاعاتتون قبول...

سلام دوست خوبم . ممنونم و از شما هم ...

سپیده جمعه 18 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:32 ب.ظ

سلام
طاعاتتون قبول وعیدتون مبارک

سلام عزیز مهربانم . عید شما هم مبارک.

ویس شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:58 ب.ظ

هم سهبا را دوست دارم هم احمد غزالی را هم عرفان نظر آهاری را.حالا پیدا کنید پرتقال فروش را

و من هم ویس عزیزم را دوست می دارم ...
دنبال کتاب سوانح هستم عزیز ...

سمیرا دوشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:35 ب.ظ http://nahavand.persianblog.ir

تولد گلدونه خانم مبارک باشه نمیخوای پست ویژه تولد بذاری برای دخترک مهر و مهتاب؟

وای خواهری , روشن کردن لپ تاپ شده یکی از سخت ترین کارهای این روزهام !باور می کنی ؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد