ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
سرفصل همه قصه ها,
ردیف همه غزلها,
شور همه آهنگهای عاشقانه,
همه تویی , تو !
اینهمه می خوانمت, می شنومت , حس می کنمت ....
بگو کی تو را خواهم دید ؟
کاش بدانی چقدر دلتنگم ....
ردیف شعرهای من تویی , تو !
ای آشناترین با دل و جان من
کی تو را خواهم دید ؟
بیا که دلتنگم ... بیا ...
آهسته فتح کرده ای با چشمهایت
هرچه داشته ام را
حالا تمام جهان من مستعمره ی توست !
سلام مهربانم!
سلام مریم جانم .
گفتم دل و جان بر سر کارت کردم
هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی
این من بودم که بی قرارت کردم
این من بودم که بی قرارت کردم ...
و چقدر این بی قراری زیباست .
کی اونوقت باید بیاد؟
همونی که مهربانترینه با دل ....
سلام ردیف بلند مهربانی...
این آشنا تمام وزن آرام غزل را در جیبهایش نگه داشته است و این روزها بی غزل بی وزن شده ایم
دلتنگی مثل قرص مسکن هر چهار دقیقه یکبار می وزد بر دل
باشد که سرفصل دلت پرباشد از شربت سکنجبین
دلم یک غزل خواست به طعم شربت سکنجبین ! می شود برادر بهارانه ام ؟
مستی نه از پیاله نه از خـم شروع شـد
از جاده سـه شنبه شب قم شروع شد
آییـنـه خیره شـد بـه مـن و مـن به آینــه
آنقدر «خیره» شد که تبسم شروع شد
خورشیـد ذرهبیـن به تماشای مـن گرفت
آنـگـاه آتـش از دل هیــزم شــروع شــد
وقتی نسیم آه من از شیشهها گذشت
بـیتـابــی مـزارع گـنـدم شــروع شــد
مـوج عـذاب یـا شـب گــرداب ؟ هیـچیـک
دریـا دلـش گرفـت و تلاطم شروع شــد
از فال دست خـود چه بـگویـم کـه مـاجـرا
از ربــنـــای رکــعــت دوم شــروع شــد
در سجـده توبـه کـردم و پایـان گـرفت کـار
تـا گفتم السلام علیکم ... شروع شد
بسیار ممنونم از این غزل زیبا.
سلام
کاش هیچ کس دلتنگ نشود
امید همه اونی که تو دلتنگ او هستی
با آمدنش قصه ها،غزلها تمام میشود
آشناترین یار جان و دل ما
میدونی چند ساله همه منتظرشن
کاش چشمانم لیاقت دیدنش را داشته باشد و قلبم پذیرای قدمهایش باشد...
حیف از روزی که تو باشی ومن نباشم یا حیف که تو باشی و من در رکابت نباشم....
سلام خلوت گزیده
سلام مهربان عمه ام . عجیب دلتنگتانم .
یکشنبه طلوع بزرگترین ماه بدر سال را رصد کنید!
روز یکشنبه پس از غروب خورشید، ماه در حالی طلوع میکند که در مدارش تقریبا در نزدیکترین فاصله نسبت به زمین قرار دارد و به همین دلیل بیش از 12 درصد بزرگتر از کوچکترین حالت به نظر میرسد و میتوانید طلوع یک ماه نسبتا بزرگ را رصد کنید.
البته توجه داشته باشید به دلیل نوعی خطای دید و مقایسه اشتباه ذهن انسان، همیشه ماه در نزدیکی افق و عوارض زمینی بزرگتر از وسط آسمان به نظر میرسد.
چه با در نظر گرفتن خطای دید و چه بدون آن، این بار ماه از سایر مواقع بزرگتر است.
پیمان اکبرنیا
ماهنامه نجوم
مرسی خانوم منجم از اطلاعاتتون . :-*
اونوقت عجیب دلتنگتانم یعنی چی ؟کجاش عجیبه؟خیلی هم طبیعیه آدم دلش برای عمه اش دلتنگ باشه
اونوقت عجیب دلتنگتانم یعنی چی ؟کجاش عجیبه؟خیلی هم طبیعیه آدم دلش برای عمه اش دلتنگ باشه
عجیب یعنی خیلی خیلی زیاد عمه جانم .
دلش خواست خب !
کوچه ی کودکی هام عجیب زیبا شدن ...از تزیین و چراغونی...کاش دلهامون روشن به چراغ باشه...کاش
همیشه این روز خاص دلم بی قرار بوده عمه جونم . و امشب و این ماه زیبا و ماهی که مدتهاست پنهان است ...
دلم هوای کوچه ی کودکی هام رو کرده ...
و عجیب یاد کوچه های کودکی شما افتادم باز... دلم تنگ شد خب !
ولایتت را دوست دارم !
می خواستم عکس از اون کوچه براتون بگیرم هنوز وقت نکردم ...شبا خیلی قشنگه ...چراغونیش
ولایتم رو ؟ متوجه نشدم منظورتون رو عمه جونم .
اونوقت کدوم کوچه ؟
خط اول کامنتام برای ماه است ...ماه
اونوقت کوچه ای که ...کوچه ی مامانمینا دیگه
یعنی همزمان به یک جا فکر می کردیم عمه ؟
سخته صبوری کردن
سخته انتظار مهربانم , سخت ...
سلام دوری لازمه تا ماه شعر،کامل بشه
ماه شعر ؟ عجب تشبیه زیبایی ...
ممنونم مهربان .
در چاه بیابانی
که گرگ همان برادر توست
دلتنگ ماه باش که عاشقانه باتوست !
ماه این شبها به تمام جمال جلوه گری می کند برادر , همین است که وقتی نباشد دلتنگش می شوم و شبهایم شبهای بی قراری می شود .
اما نفهمیدم گرگ برادر من است یعنی چه ؟
این روزها همه به آشناترین مسافر فکر میکنن
این روز همه منتظر بازگشت مسافرشون هستن
فردا چه زیباست
فردا پر از نورست
این روزهای سرشار نور و شور چه زود می گذرند و ما باز غرق در روزمرگی ها فراموش می کنیم دل را و تپش های بی قرارش را ...
بانو
پیش پیش رفتین به استقبال؟
تنها کافی نیس ردیف شعرا باشه
اما آشناترین با دل و جان، کافیه...
پس می شه گفت که بیا...
مبارک باشه بانوجان
اگه رفتین مشهد التماس دعای فراوون...
عیدت مبارک فرینازم . کاش بیاید آشنای دل و جانمان ...
و اینکه چقدددددددر روحیه تون لطیفه
مث گلایی می مونه که تو قاب لحظه هاتون ثبت می شن...
یه گل
دو گل
سه گل
یه غنچه
دو غنچه
سه غنچه...
یه سایه سار زندگی
می شه هزارتا گل
هزارتا غنچه
ولی یه دونه نرگس!
فقط یه دونه
فدای تو عزیزم . تو خودت یک گلستان گل نرگسی نازنینم .
بیا که آینه ی روزگار ، زنگاری است
بیا که زخم زبان های دوستان کاری است
به انتظار نشستن در این زمانه ی یاس
برای منتظران چاره نیست ناچاری است
به ما مخند اگر شعرهای ساده ی ما
قبول طبع شما نیست کوچه بازاری است
چه قاب ها و چه تندیس های زرینی
گرفته ایم به نامت که کنج انباری است !
نیامدی که کپرهای ما کلنگی بود
کنون بیا که بناهایمان طلاکاری است
به این خوشیم که یک شب به نامتان شادیم
تمام سال اگر کارمان عزاداری است
نه این که جمعه فقط صبح زود بیدارند
که کار منتظرانت همیشه بیداری است
به قول خواجه ی ما در هوای طره ی تو
" چه جای دم زدن نافه های تاتاری است "
بیا که آینه ی روزگار زنگاری است ...
خیلی عالی بود ریحانه ام . ممنون .
سلام بانوی نرگس



چقدر امروز اسمتون خودشو به رخ تموم گلای عالم می کشه...
عیدتون مبااااااااااااااارک باشه بانو جان
امروز که نوشتم به دلم افتاد بهتون بگم
چون رنگ و بوی همون جمعه های انتظار دو سال پیشو داره
دعوتین ویژه بانو
عیدت مبارک عزیزم و ممنون از اینکه نوشتی و از اینکه به یادم بودی.
جدی دو سال گذشت فریناز ؟؟؟
بله بانو جان
تمام جمعه های سال 90 بود...
چه زود میگذره عزیز , خیلی زود ...
سلام مجدد ،
عبارت گرگ برادر توست ، اشاره به حسد برادران یوسف است که در بیابان کنعان گناه خویش را به گردن گرگ انداختند و اما تشبیه ماه نیز اشاره به تنهایی یوسف در چاه بود چون طبق نقل تفسیر خواجه عبدالله انصاری در این سه شبی که یوسف محبوس چاه بود ، شبها نور مهتاب و عکس ماه بر دیواره و آب جاری کف جلوه گری میکرد و به نوعی ماه همدم یوسف شده بود ، پس ماه همیشه ماه است ولی نه هر برادری برادر باشد و نه هر گرگی درنده !
ممنونم از توضیحتون داداشی .
وای از شعری که با اینچنین ردیفی باشد ..
امان از دل عاشق !!
امان از دل عاشق...