سایه سار زندگی
سایه سار زندگی

سایه سار زندگی

نامه ای به تو ...


سلام مهربان.

آنقدری از خلوت خود و از با تو گفتن دور شده ام که زبان سخن را گم کرده ام . آنقدر دور مانده ام از نوشتن که قلم با من غریبگی می کند ! آنقدر دور شده ام از خود که گم شده ام , گم کرده ام خود را و حالا هر چه می گردم در این کوچه های سیمان و آهن و دود , خود را نمی یابم ! به گمانم برگشته ام به باغچه های کودکی و پرسه می زنم در لابه لای گلها و درختان و حوضچه های پر از ماهی های قرمز. دخترکی را می بینم با دستانی قرمز از چیدن آلبالو و با لبانی سرختر از طعم شیرین گیلاس های آبدار . گم شده ام و حس و حالی برای پیدا کردنم نیست ! گم شده ام و شور و شوقی برای رهایی از خیال کودکانگی هایم نیست ! گم شده ام و رفیق شفیق کودکی هایم که دست در دست او تاب بخورم بین واقعیت و خیال , بین رویا و حال , بین من و آن نرگس کوچک خجالتی و آرام, را گم کرده ام . کسی دخترکی شاعر و سر به هوا که در رویاهای خود با فرهاد خیالش گفت و گو می کرد را ندیده ؟ دخترکی که شیرین بود برای ... و حالا نه از فرهاد خبری هست و نه از شیرین و زندگی شیرین ها چه تلخ می گذرد ! کسی از شمایان اگر شیرین قصه های کودکی ام را دید به او بگوید نرگس حسابی دلتنگ است . کاش بیاید و باز برایم شعر بخواند و قصه بگوید و دست در دست من تا آخر دنیا همراهی ام کند . دلتنگ آن کوچه باغهای پر از عطر گلهای کودکی ام . کاش پلی بود از رویا به واقعیت , از حال به کودکی , از تلخی به شیرینی , از ...

کاش می توانستم تصویرگر نقشهای زیبای کودکی ام باشم و ثبت کننده لحظه های خوب این روزها تا ناسپاس نباشم . تا بدانم جنس دلتنگی ام نه به خاطر ناشکری که به خاطر گمگشتگی ست .

 مهربان من چونان همیشه دستم را بگیر و آرامم باش . کمکم کن تا زبان گفتگویم را با تو بازیابم و قلم را بازگو تا با من سر آشتی گیرد باز, که اینگونه دلتنگ نباشم . مهربان یاور همیشه ام , با من بمان برای همیشه بودنم .

نظرات 22 + ارسال نظر
mahsa جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:48 ق.ظ http://www.luxfa.ir

http://www.luxfa.ir/News/topic/17/page/2/

س جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:42 ق.ظ

http://www.ebarat.blogfa.com/post/101

ممنونم مهربان استاد . خداوند رحمت کند استاد همیشه قهرمانم را .

طهورا جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 09:46 ق.ظ

من انقده خوندن نامه هایی به مهربانو دوست دارم که نگو.
سلام سهبا جان٬این درخت و اون سایه و چمنزار ...همه چی مبارک.

نامه ای که ... کاشکی بتونم یه ذره شبیه عمه طهورای گلم باشم .

زهرا جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:08 ب.ظ

وایییییییییییییییییییییییییی چه تغییرات نازی داره اینجا
فک کردم اشتباه اومدم آخه خونه استاد هم اینجوری شده
چه نامه قشنگی
این نامه حتما جواب داره،قبل از اینکه نوشته بشه جوابش آماده شده
عیدت مبارک آجی سهبا

عید شما هم مبارک آبجی قشنگم . ممنونم .

زهرا جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:11 ب.ظ

سلام به عمه طهورای عزیز
که اگه سهبا نباشن عمه هم غیب میشن
آجی سهبا میشه همیشه باشید،هم واسه خاطر خودتون هم واسه بودن عمه

سلام زهرای عزیزم . من همیشه هستم , حتی در سایه !

مریم جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:47 ب.ظ http://www.najvaye-tanhai.blogsky.com

وااااااااااااااااااای نرگسم
نرگس مهربونم
خوشبوی سایه سار
قربونت
دیشب توی تختم داشتم فکر میکردم بهت پیشنهاد بدم قالبتو عوض کنی شاید روحیه ما هم کمی عوض شه
همینطور خودت هم
هر چند ما به همین هم قانعیم
حتی به این بیقراری
به این غم
به این نرگسی که دور شده
همینکه هستی
همین که نرگسی
همینکه یگانه نیایش خدا رو توی دلت داری
بازم و هزاران بار شُکر
جواب کامنتا رو هم نمیدی فدای سرت
قالبت آدم رو آروم می کنه
هی دوست دارم اینجا باشم

سلام مریمی مهربان . ممنونم عزیز .

مریم جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:48 ب.ظ http://www.najvaye-tanhai.blogsky.com

هفت پشت دلم از صمیمیت نگاه تو گرم است

نگاهت مهربان است عزیز .

مریم جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:49 ب.ظ http://www.najvaye-tanhai.blogsky.com

گوشِ دلم برای صدای مهربانت تنگ شده است
ای کاش میشد دوبارهـ...

ممنونم مریم جانم ...

طهورا جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:08 ب.ظ

"هوالباعث"

"بعث"آغاز است

بر حرکت انسان "مکلف"

در شاهراه "ولایت"

سوار بر مرکب "عاشورا"

برای رسیدن به "سعادت ابدی"

یعنی سایه سار "مهدی"

سلام به همه برادرزاده هام و عیدتون مبارک....

سلام عمه جانم . همه این اعیاد زیبا بر شما هم مبارک.

مریم جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:36 ب.ظ http://www.najvaye-tanhai.blogsky.com

بر شما هم مبارک عمه طهــــــــــورایم

جوجه اردک زشت جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 03:31 ب.ظ

سلام آب و آینه مهربانی ها

چمنزار دلتون به افق مهربانی خدا وصل است و بی غروب ترین تصویر شیدایی را می شود در سلام مهربان دید ومن چند بار مرور کردم وتازه شدم یاد چمنزار افتادم ولقمه نان چوپان پیر آبادی

دلتون سبز در آبی فیروزه ای

سلام مهربان ...

سمیرا شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 07:36 ق.ظ http://nahavand.persianblog.ir

من اون یکی قالبو دوست داشتم خوووووووووو

خو دلم تنوع خواست خواهری جانم ...

ر ف ی ق شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 08:35 ق.ظ http://khoneyekhiyali.blogsky.com

خسته و دلزده از بحث های ِ رایج این روزها !!
زدم به خطِ دنیای ِ مجازی و
خوشحالم که در گاه زمزمه های ِ دلتان
حرف هایی از جنس زندگی پیدا کردم
البته
همیشه
این جا که می آیم
دستانم پر از عشق می شود ...

راستی سلام بانوی ِ مهربانی های ِ ناب

سلام مهربان رفیق همیشه همراه . عشق در هر نفس شما جاریست . ممنون از حضور ارزشمندتان .

ریحانه شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 08:15 ب.ظ

گفته بودم زیر باران بودم تا دیروقت؟
ترسیدم گمت کرده باشم
کاش خیالت کنار من بند می‌شد.

کاش خیالت کنار من بند میشد ...

سایه یکشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:07 ق.ظ

من که همین تازگی این دخنرک و دیدم و خیلی سرحال بود / عزیزم تو هنوز همون دخترکی خودت و پیدا کن !!

نه خواهری , اون دخترک نیستم من ! زهرای رویایی من , شیرین قصه های فرهادی دیگر بود ... و سرانجام قصه شیرین ها به فرهادها نرسیدن است !

سپیده یکشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:30 ب.ظ

قالب نو هم مبارک

ممنونم مهربانم .

سپیده یکشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:32 ب.ظ

سلام مهربان ....خیال کودکانگی که بازگردد دل ارام می گیرد ...دلتان آرام

سلام نازنین دل . خوش آمدی .

هاتف دوشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 02:33 ب.ظ

ای زندگی بردار دست از امتحانم

چیزی نه میدانم نه میخواهم بدانم



دلسنگ یا دلتنگ ! چون کوهی زمینگیر

از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم



کوتاهی عمر گل از بالا نشینی ست

اکنون که میبینند خوارم،در امانم



دلبسته افلاکم و پابسته خاک

فواره ای بین زمین و آسمانم



آن روز اگر خود بال خود را می شکستم

اکنون نمی گفتم بمانم یا نمانم؟!



قفل قفس باز و قناری ها هراسان

دل کندن آسان نیست ! آیا می توانم ؟!

سلام . ممنون از این شعر زیبا.

طهورا دوشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:27 ب.ظ

شبتون خوش
از مهربانتون چه خبر؟کاش جواب نامه رو برامون بخونید.

سلام مهربان عمه آبی ها ..

مهرداد دوشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:51 ب.ظ http://کهکشان

چه بی صدا خورشید را در طلیعه ی سحر صدا میزنی کمی هم بفکر خواب سنگین آفتابگردان باش .
....................
سلام آبجی

دلم برای شنیدن قصه آفتابگردان ها هم تنگ شده مهربان برادرم . چقدر دلتنگ همه قصه های پر خاطره ام این روزها ...

سلام برادر...

فریناز سه‌شنبه 21 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:15 ق.ظ

چقدر زیبا شده اینجا

روحم زنده شد

این پل شاید نیست اما همین که رویایش هنوز زنده است یعنی که می شود عاشقانه زیست

عاشقانه زیستن این روزها گم شده بانو
قدر رویایش را بدانید


صبر از در و دیوارهایتان به تمنا نشسته
می فهمم...

بی قرارم فرینازم و این بی قراری نهفته در دل و پنهان شده در زوایای روحم دارد ویرانم میکند. دعایم کن نازنین , دعایم کن ...
ممنونم مهربان همیشه عاشق .

دانیال یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 08:25 ق.ظ http://danyal.ir

به امید فردا فرهاد را امیدوار باش
حتی تا هزار سال ....

شیرین هم نشدم که فرهادی را رویا داشته باشم !

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد