ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
بچه ها می پرند و می رقصند . صدای خنده شادمانه شان , نشان زندگیست . هایده می خواند : یه امشب شب عشقه , همین امشب رو داریم ...
خسته ام اما می دانم مجال شادیها اندک است . دلگیرم اما می دانم دوستیها را ارزش آنقدر هست که رنجش ها را بشود کنار گذاشت و باز در هوای دوستی نفس کشید !
دلتنگم , اما می دانم دلتنگی برای دوست , دلیل زندگیست . دلتنگی اگر نباشد که دل مرده است ! کدام آدمیست که طعم دلتنگی را نچشیده باشد و آدم باشد ؟
عزیزان همه با هم بخونیم , که امشب شب عیده ...
دلم می خواهد دست در دست همدیگر سرود عید و شادمانی بخوانیم . دلم می خواهد هیچ دلی غمگین نباشد و هیچ تنی رنجور . دلم می خواهد هیچ کس , هیچ دلیلی برای بغض و کینه و حسد نیابد ! دلم می خواهد ...
این روزها به دلم مجال نفس کشیدن داده ام , اما ...
بی خیال اما , قصه درد را می گذارم برای فردا و در فضای دوستی ها و شادی ها و شیطنت ها تنفسی نو خواهم داشت ... کاش از پس این لحظه ها , عید در راه باشد . عیدی سرشار عشق برای همه . عیدی فارغ از غصه برای همه آنهایی که با دل غریبه نیستند . عیدی برای من , برای تو , برای ما ...
دلم بهار می خواهد ... یعنی عید دل با بهار می آید ؟
پی نوشت :
از همه عزیزانی که در طرح کودکانه شرکت کردند نهایت تشکر را دارم . ممنون بودنتان هستم که قیمتی برایش نمی یابم . همیشه پاینده باشید مهربانان .
علی الحساب اول شدم
تا بعد برم بخوونم
همیشه اولی مریم جان .
کاش بیاد
سلام آجی
سلام آجی زهرای عزیزم .
خونه ی ما همینجوری ...
کلن بوی عید آدمو حالی به حالی می کنه
بچه ها حال و هوای خونه رو عوض می کنند ریحانه جانم . نیایش و دوستش آناهیتا .
سلام عقیق یادها
همین امشب رو داریم ...
هوایی شدن طعم بهار دارد
سلام برادر . دلتنگ طعم بهارم . کاش بیاید .
عیددل درراه است... در رابگشا
سلام بانو
دوری آزمون دلهاست یا دل تنگ میشوی یا فراموش ...
آنکه با دل نسبت دارد هرگز فراموش نمی شود سپیده نازنینم .
سپیده عزیز چقدر قشنگ گفته
دوری آزمون دلهاست
عجب آزمون سختیه عزیز
نه دور شدن قابل تحمله نه فراموش شدن
ایشالله که عید دل هم با بهار بیاد
همه مون شادی بیاد توو دلامون
غصه بره و بخوونیم با هم
همین امشبو داریم...
دوری در بعد فاصله نیست مریمم , آدمها این روزها در کنار همند و از هم دورند ...
و بسیار آدمها که با فاصله ای دور , بسیار به هم نزدیکند .
با این دل شلوغ پر سر و صدا بخوامم بنویسم ٬مدادمو پیدا نمی کنم !پاکنم کو؟تراشم کجاست؟ورق های سپید دلم؟یه امشب ساکت می شم تا دلم خودشو پیدا کنه...
سلام آبی دل
سلام مهربان عمه روزگار . دل شما و شلوغی ؟ مداد و پاک کن و تراش به چه کارتان می آید ؟
هرچند مدتهاست این عید ها بوی عید واقعی را نمی دهند و نمی آورند
اما...
به هر حال نوروز است و روز نو
خداکند حال و روز همه دلها نو شود
راستی
قرار بود بهترین پست کودکانه جایزه بگیرد
خبری نیست؟
من که به دانیال رای می دهم
کلیپش عالی بود
خدا کند نو شویم , خدا کند ...
یادم نمی آید این قرار را ! برای عکاسی مسابقه گذاشتیم اما خاطره نویسی نه ,با این حال اگر نظر دوستان بر خاطره ای جمع گردد , هدیه چه قابل ؟
از دلگیری نگو نرگس جان چون به قلب مهربونت نمیاد !!

عید میاد .. از عید بگو .. عیدی سرشار از عشق فارغ از غصه برای آشنایان با دل .. برای من برای تو ... برای ما ...
خیلی چیزها عوض شده ناهید جانم و تو این رو خیلی خوب میدونی . مگه نه ؟
چه زیبا !
دلتنگی برای دوست دلیل زندگی است ..
مرسی عزیزم که بیادم آوردی چقدر دلتنگم ...
وجود تو سرشار عشق است عزیز دل , سرشار مهر و عشق ...
وقتی که کاروانی راه می اندازید که
بارش از آیینه است
پیرهن ِ جان گرفته ی ِ یوسف می شود
برای ِ چشمانمان
و برای دست هایمان
که خوب ببینند و
خوب بنویسند
سپاس اینهمه مهربانی تان
که
صدفِ این جمع شمایی
سلام بر بانویِ مهربانی ، سهبای ِ عزیز
عید برای من همیشه تجسمی از یک باغ ِ پر از
بید های ِ مجنون است ...
یک باغ پر از بیدهای مجنون ؟ چه زیبا ...
دلم هوای جنون کرد رفیق عزیز ....
سلام بر رفیق همیشه مهربانی ها .شرمسار لطف نگاهتان هستم همیشه و حالا .
سلام بر تو که دلتنگ منی
پست میزنی و فرار میکنی !!!
بانوی زمزمه های خاموش
زود بیا و جواب کامنت ها را بده ....
دلتنگی مجال سخن نمی دهد برادر ! مجال قرار نیز هم ... قرار را به من بازگردانید تا قرار یابم !
خواهر حسنک کجایی؟
حسنک کجایی ؟!
عید دیگه بوی عید نمی ده
خسته شدم
از تکرار بی خودی
از تلاش های الکی
از وعده سرخرمن به خود دادن
سلام
سلام بر بزرگ همیشه مهربان . وقتی دلها رنگ بهار ندارند , بهار به چه عنوان بیاید ؟
سنت خوب قدیم ما که همیشه بوده نمیدونم فکر کنم الان کمرنگ تر شده این بود که همیشه با اومدن بهار همه سعی میکردن دل هاشون رو هم بهاری کنن همه رو با هم آشتی بدن و خلاصه دلهاشونم نو کنن
اما خوب...
انشالا که کمرنگ نشه...
دلی که از خود گرفته , دلگیری اش با دیگری را چگونه رفع کند دوست خوبم ؟ باید از خود شروع کرد و بهار را میهمان دل کرد ...
آنوقت به سنت قدیم , بهار می آید با شادی و نشاط و لبخند .
دلت را محکم تر اگر بتکانی
تمام کینه هایت هم می ریزد
و تمام آن غم های بزرگ
و همه حسرت ها و آرزوهایت ...
حالا آرام تر، آرام تر بتکان
تا خاطره هایت نیفتد
تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟
خاطره، خاطره است
باید باشد، باید بماند ...
کافی ست؟
نه، هنوز دلت خاک دارد
یک تکان دیگر بس است
تکاندی؟
دلت را ببین
چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟
حالا این دل جای "او"ست
دعوتش کن
این دل مال "او"ست...
همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا
و حالا تو ماندی و یک دل
یک دل و یک قاب تجربه
یک قاب تجربه و مشتی خاطره
مشتی خاطره و یک "او"..
مشتی خاطره و یک "او "
عالی بود زهرایم . ممنونم عزیز دل .
خو صفحه های دل ٬مدادی می خواهند برای از نو نوشتن مشق عشق و مهر ...پاکن برای پاک کردن خط خطی هایش...تراش برای تیز کردن نوک مدادم
شب بخیر دل بهار
عمه به گمونم دل شما پر از نستعلیق زیبای مهر و عشق است . جای خالی هم مانده ؟
سلام آبجی
آماده ام با چندتا ترقه سفارشی
سلام برادر . پس کو ترقه ها ؟!
عید دل با بهار می آید اگر بیای ترقه بازی
باشه عمه , فقط خودمون رو آتیش نزنیم احیانا !
سلام سهبا جان
برای تمام ارزوهایی که کردی ، آمین گفتم. امسال سال مار است و دوستم گفت انشاالله مار آبی است
شوخی کردم من به این نام گذاری های مغولی اعتقادی ندارم
در ضمن خواسته بودی ا زنشر چشمه چه خریدم برایت نوشتم
سلامت باشی
سلام ویس عزیزم . ممنون از آرزویت . آمدم و خواندم ماحصلت را از گشت و گذار در انتشاراتی . عالی بود .
این سی و اندی بهار که آمد مگر یکی از یکی بدتر نبود؟ جز بهار کودکیهایمان مگر ما بهار قشنگی تجربه کرده ایم که امسال دل به راه بهتر شدن داری؟ نمیخوام آیه یاس باشم اما مطمئن باش فروردین 92 هم مثل همه سالهای نیامده و همه سالهای رفته خواهد بود با تفاوت بیشتر شدن موهای سپید....امیدوارم خود خدا بیاید بغلمان کند...فقط همین
سمیرایم , باور کن به این صراحت جرات ندارم گله کنم از بهارهایی که آمده و رفته و خواهد آمد ! می ترسم ناسپاسی شود و اوضاع دل بدتر از این شود که هست !
امید که خدا خود بیاید و بغلمان کند ... آمین .
به امید بهار...
و به امید، تغیر و گذار به وضعیت بهتر که شایسته مردم این مرز وبوم است.
امید که آن شود که بهترین است برای همه مردم سرزمینم . ممنونم از شما .
سلام آبجی سمنو و بهار
بفرماین ناقابله:
http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/11/19/272456_222.jpg
سلام برادر .
یکی از اینها برای جاسازی در گوشه نفتکشی حاوی بنزین بسیار عالیست . حداقل اگر خودم هم در این ماجرا خاکستر نشوم , تا مدتها از اداره راحت می شویم ها !
سلام سهبای سمنو و بهار
اینم ناقابله
ـــــ
| |
( ــــــ)
دست سازه
اونوقت توی این سمنوئه عمه جونم ؟
سلام عمه بهارانه ها .
پس نه بمبه!
آخخیییی ! خیالم راحت شد !
حاضرم برای چند وقت استراحتتون حمله انتحاری انجام بدم
http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/06/26/13910626000342_PhotoA.jpg
خوبه
وااا ! نه داداش ! مرسی ... چه زودم عکس مرتبط پیدا کردین حالا !
میگما امشب چرا هیچ خبری نبود اینورا ؟ هیچ صدای ترقه نبود اصلا !
خو اعلام کردن تو قزوین هفته بعد چهارشنبه سوریِ
آخه هر سال از یک ماه قبل به استقبال می رفتند عمه ! باورم نمیشه که امشب توی مرکز شهر هم هیچ خبری نبود !
فردا شب می ترکونیم
http://dl.topnaz.com/fun/2012/3/image/4.jpg
خب اینا قشنگند ! باشه قبول .
عاقل شدن حتما
بعید به نظر میرسه عمه آخه !
من یادمه اون موقع ها پسرا دوتا سنگ مرمر پیدا می کردن وسطش زرنیخ میذاشتن و با پا محکم می کوبیدن روش ...شما یادتونه؟
زرنیخ ؟! نه عمه , یادم نیست خو !
نه ...بعید می دونم آدمیت در کار باشه علتش اینه
http://khabaronline.ir/Images/News/Smal_Pic/24-2-1391/IMAGE634725258119928836.jpg
خدا خیرشون بده
این یعنی چی اونوقت داداش ؟
با کمال شرمندگی این روزها مغز من فقط عدد و رقم حالیش میشه ! دیوانه شدم این آخر سالی !
بابا از این النگو زرداس که کوبیدنشون
گرانی
یادش بخیر سر دارت رو باز می کردیم و میخ سرش رو برعکس وصل میکردیم به پره هاش بعد یه پیچ با کش می بستیم بهش و با خار کبریت پر می کردیم و پرتاب می کردیم با فشار می خورد به زمین و انفجار
بدجور هنگ کردم من . شرمنده !
ممنون برادرزاده اینم یادم اومد ...خوشاله پسرا
این سهبا خانوم انگار همش خاله بازی کرده
ای بابا
عمه اتفاقا من هیچوقت خاله بازی نمی کردم , اما خب این بازیهای خطرناک رو هم انجام نمی دادم دیگه !
دل نوشت :
تو آنی که بوی آمدنت
گلهای نرگس را خجالت میدهد ...
....................................
کامنت نوشت :
بازی کردن که اتفاق نمی افتد
باید کودک باشی و بازی کنی !
-------------------------------------
شانس نوشت :
صبح ها من هستم تو نیستی
شبها تو هستی من نیستم
کار دنیا همیشه بر عکس است
شرمنده دل نوشت ...
پس چرا بازی نمی کنی داداش کوچیکه ؟
والا من شبانه روز هم باشم , شما تشریف ندارین خب !
سلام
تنها جمله تکراری لذت بخشه
به همین خاطر
باز سلام
بدون خداحافظی
سلام
سلام
سلام
دل من هم بهار میخواهد سهبای عزیزم
چیزی نمونده
مهرتون افزون
باسلام وعرض ادب واحترام امیدوارم وحالتون خوب خوب باشد وبرای استاد عزیزمان هم دعاکنید بایک مقاله در باره زندگی وشعر زنده یاد فریدون مشیری منتظر نظر خونتان هستم دریغ نفرمایید ممنون
سرسبزو بهار در پناه حق
سلام جناب عرفانیان بزرگوار . ممنون از دعوتتان . سلامت باشید و پاینده .
پی شانس نوشت :

ما که صبح تا شب ، شب تا صبح هستیم
ولی شما هر چند روز یکبار میاید ، بعله
ایول ریحانه جونم .
مشهد الان هفته ی وحشته

مخصوصن طرف های وکیل آباد و طرقبه و اینا
ی وضعیه ها
شکر خدا اینورا آرومه ظاهرا !
سلام
در استانه بهار برای دل بهاری شما بهاری همیشگی ارزو میکنم.زندگیتان همیشه سرشار از بهار و شادمانی و وجودتان سرشار از عشق الهی ...
سلام بزرگوار .
مشتاقم بهار با شکوفه های عشق و امید و شادی در دل تک تک دوستان عزیزتر از جانم به بار بنشیند و میهنم روزهای خوبی را در پیش داشته باشد .
ممنون از حضور پرمهرتان . عید شما هم مبارک .
(-:))))))X
(-:)))))))X
(-:)))))))X
این چند تا ماهی برای شما که خیلی ماهید...
اونوقت ماهی سیاه یا ماهی قرمز عمه جونم ؟
سلام:
نبودم تا بدونم جریان طرح کدوکانه ،چی بوده !
فقط میدونم خودم خیلی کودکم !!!!
عید شما هم مبارک..
سلام برادر بزرگوارم . خوش آمدید .
طرح کودکانه ما فقط تعریف یک خاطره از کودکی بود که دوستان محبت کرده و آنرا درج نمودند .
بهار شما هم سبز و عید دلتان مبارک .
سلام دوباره:
اصلاحیه:"کودکانه:" !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به امپراتور عزیز


قوی زیبا برای خانوما این شرحیات رو ننویس جان برادر
می بینی که...هنگ کردن!
اینارو برای من بنویس که خوب درکشون می کنم
وگرنه خانوما رو چه به دارت و ...
ما می رفتیم یه مغازه ای که دارت های بزرگتر داشت
بعد انقدر اون قسمت فلزی و معکوس شده رو ( یادش بخیر داغ می کردیم میخش رو که فرو بره توی بدنه پلاستیکی دارت ) رو با گوگرد سر کبریت پر می کردیم که پیچ جای فرو رفتن نداشت!!
بعدش از پشت بوم پرت می کردیم که بیشتر بره بالا
بخدا وقتی می خورد زمین و می ترکید چنان صدایی می داد...
گاهی مسابقه می دادیم که دارت کدوممون بعد از انفجار بیشتر می پره بالا!!
گاهی هم خود دارت از شدت موادی که توش پر کرده بودیم منفجر می شد و باز باید دست به دامن مادر می شدیم که دوباره سه تومن و پنج ریال بهمون بده که بریم یه دارت دیگه بخریم
بعدش دیگه کاربیت اومد و بازار دارت رو تخته کرد
الانم که ماشالله روزی ۳۰ تا ورژن جدید و مختلف از مواد ناریه و محترقه می رسه دست مردم
داداش اینارو واسه من تعریف کن که لا اقل بیست تا چهار شنبه سوری با دست و صورت سوخته و دود گرفته برگشتم خونه
مژه های کز خورده
لباسی که سی تا سوراخ از جرقه روش مونده بود
و صورتی که یا سوخته بود یا کبود بود یا سیاه سیاه
تازه بعدشم می رفتیم قاشق زنی
الان مدال طلای آتیش بازی به کدام یک از این عزیزان تعلق می گیرد ؟
1- امپراطور همیشه بهاران
2- سرزمین همیشه آفتابی
3- آسمان ستاره باران
پاسخ بفرمایید تا مقدمات تهیه مدال طلا را فراهم نماییم !
سلام آرام آبی
شبتون به رنگ سنجد و سکه
جناب آفتابی عزیز جز یادش بخیر چه باید گفت البته حق میدم به آبجی چون دارت مربوط به غرب کشوراست و ایشان با زعفران نسبت دارند و غزل و دوتار
سلام برادر . بازی های کودکی هم مثل زبانها و فرهنگ ها متفاوتند . خب راستش من تا همین یکی دو سال گذشته اصلا نمیدانستم دارت یعنی چه !
اما غزل و دوتارش را خوب آمدید . ممنون .
ای بابا ما اون موقع ها دارت پسرها رو قرض می گرفتیم باش کمانچه می زدیم
جدی ؟ پس شما رو هم باید توی لیست شیطون های کلاس اضافه کنم عمه ؟
سلام مهربان آبی ...