ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
غرقه در دنیای بی خبری , خفته بودم که صدایی مرا به عالم هشیاری برگرداند . جای خالیت هشیارترم کرد و مرا واداشت که بر وسوسه خواب غالب آیم و برخیزم . آرام آرام رد صدا را گرفتم و تو را دیدم که رو به پنجره باز که ماه آسمان با تمامی درخشش زیبایش در آن جلوه گری می کرد , با دستانی رو به آسمان , اشک ریزان , راز و نیاز می کردی . گوشه ای ایستادم و محو گفتگوی عاشقانه و آن چهره مردانه با صلابتت شدم که باران اشک جلوه ای نو بر آن داده بود . حالا دیگر تصویرت در برابرم مات و لرزان شده بود . چشمانم را بستم . ترا دیدم که همچون فرشته ای بال زنان در آسمان لایتناهی به پرواز درآمده بودی و من که ... هر چه سعی می کردم انگار بندی مرا به زمین وصل کرده بود . هر چه تلاش می کردم نمی شد !
خسته و مستاصل , دورشدنت را می دیدم که ناگاه ناله ای از دل برآمد و به سختی صدایت کردم . برگشتی و مرا دیدی و متعجب نگاهم کردی . بغض آلوده گفتم قرارمان این نبود ! می دانی که من هم پرواز را و آسمان را دوست دارم . قرارمان بود همه جا با هم ....
دستم را گرفتی و گفتی بیا ... و من انگار یک پر , کنده شدم از زمین و در کنارت اوج گرفتم رو به آبی بی انتها ... سبک و رها بال می زدم و به این می اندیشیدم که دستان تو بر هر آنچه بند و زنجیری پیروز خواهد بود .
لبخندی زدم به وسعت تمامی عشق و شادی و خوشبختی ام از بودن در کنار تو ...
دستی اشکهایم را از چهره ام سترد . چشمانم را گشودم . دستم در دستانت بود و نگاهت ... و ماهی که با تمامی درخشش خود شاهد پرواز ما دو بود در آسمان عشق ...
اول شدم سعیده جان
و جناب سرزمین آفتاب
هان ؟ سعیده حالا یه چیزی , اما جناب سرزمین آفتاب چرا ؟!
قرار پرواز در آسمان عشق
من باشم و تو و دستان ابدی ات
دیگر دنیا به چه دردم میخورد؟
سلام بانو
شبتان به نور عشق و چشمک زدن ستاره های آسمان عشق
و نور افشانی ماه
سلام مریم جان . خب من الان چی باید بگم ؟!
سهبا بود و او بود و میل پرواز٬اشک بود وبی قراری و نگاه ماه ٬سهبا قرار گرفت و دلش رمید واوج پرواز ٬ماه ماند و شاهد راه پر راز...
عمه ؟! خو الان من خجالت کشیدم که !
صدایی می شنوم اکنون
چشم دست می شوید از انتظار
و گوش ها بزنگ خیالی ،
که انگار صدای پای توست!!
.........سلام
چه روز قشنگی که اولش با رقص دو پروانه گرد گل های خودروی باغچه آغاز و بعد از اون با پرواز خیال در بی نهایت آسمون تکمیل گشت
راستی پروانه ها با گل چی میگفتن ؟
سلام برادرم .
خب اگه می دونستم راز گفتگوشون رو , که از داداش مهردادم نمی پرسیدم ! میدونم شما با زبان گلها و پروانه ها آشنایید !
راستی , پروانه از گل چه می خواهد ؟!
چرا خب پرواز دل ها یعنی اشتباه کردم؟!
سلام
خب دوباره سلام عمه جان . اشتباه نکردین , ولی خب من از عمه که بزرگترن خجالت کشیدم خو !
پیدا بکن یک آدم آدم تری را

و شانه های محکم و محکم تری را
آقای خوبی که دلش سنگی نباشد
معشوق های دوستت دارمتری را!
من را رها کن هرچه می خواهی تو داری
از دست خواهی داد چیز کمتری را
با گیسوانت باد بازی کرد و رقصید
و زد رقم، آینده ی درهم تری را
تو آخر این داستان باید بخندی
پس امتحان کن عاشق بی غم تری را
من می روم، آرام آرام از همه چیز
هر روز می بینی من مبهم تری را
من را ببخش از این خداحافظ، خداحا...
پیدا نکردم واژه ی مرهم تری را!
(شعراز:دکترمهدی ِموسوی)
آخه داداشم بدش از اول دوم کردن میاد
الان بیاد اینطرفا...داد میزنه میگه مریـــــــــــم باز اول ، دوم کردی؟
اینه من از قبل بهش گفتم که فقط بخاطر رقابت با نازدونه خانم بلاگستانه و بس
وگرنه به قول خودش من توبه کردم... به جان خودم راس میگم
خوشم میاد شعرهای قشنگ , اینقدر طرفدار پیدا کرده و می شنویم از عزیزانی مثل شما و ریحانه و دیگران .
مرسی مریم جان.
این داداشم منظورت سرزمین آفتاب بود ؟!
بله دیگه خود ایشون

نکنه ایشون خانم بودن و من تا حالا اشتباه میکردم ...
بعید نیست از سرزمین آفتاب که خانوم باشه !
وای چقدر این عکس حس خوب داشت
ممنونم سهبا خانوم . . .
بشدت هوس یک شب مهتابی با یک همدم و سرشار از موسیفی کردم
ایشاله زود نصیبت بشه گل نازبوی قشنگم .
سلام سهبا جان
خیلی زیبا نوشتی...
عکست هم که دیگه خیلی با نوشتت هم خونی داره..
در ضمن من ناراحت نشدم عزیزم...
سلام عزیز . ممنون از لطفت . و باز هم شرمنده .
جای همگی خالی،فردا میخوام برم یک سفر یک روزه . . .
امیدوارم خوب باشه فقط حیف که مهتاب نیس
و ما هم به یک سفر دو روزه ! خوش باشی عزیز دل .
http://www.aparat.com/v/xCEFw
ای جانِ دلم چقدر بانمکه
ریحونی؟
منو هم با خودت ببر تنها نرو
من میشم مهتابت
آیکون اعتماد به کهکشان
سلامم سهبا جان
عکس و متن هارمونی قشنگی داره...
سلام خانوم معلم عزیزم . ممنون از لطف حضورتون .
با اجازه ی صاحب خونه . . .
مریمی و همه و همه از خدامه این همه همدم شب های مهتابی داشته باشم ولی بنظرم سکوت ،تنهایی،مهتاب و غزل بهترین ها هستند در نبود دوستانم . . . جای همگی سبز
خوش به حال غزل و مهتاب و سکوت که تو باهاشونی !خوش بگذره عزیز دل .
حالا اگه عمه طهورا بود میگفت سلام منو به مهتاب برسون ریحانه
البته که راست میگه
خوشا به حالت
سلام منو به قشنگترین نگاه خدا برسون
خب حالا سلام منو برسون ریحانه جان .
سلام بانو
قلمتون آبی تر شده
صرفا یه دلنوشته بود یا سالروز یه پیوند عاشقانه؟
سلام فرینازم . ممنون مهربان .
دلنوشته ای بود ریشه دار در خاطره ای دور شاید !
سلام بانوی مهربان
عشقتان جاودانه و روزهایتان آفتابی ...
سلام الهام جانم . نیستی مهربان چرا ؟
خوش اومدی . دلتنگت بودم عزیز .
اولا که بنده به ظاهر جزو رجال محسوب می شم نه جزو نسوان !!
این از این
دوما دو تا بدجنس ( سهبا و مریم ) بیفتن به طنز و سرکار گذاشتن...همین میشه دیگه نتیجه ش
سهبا باجی دو سه تای دیگه طلبتون
مریم خانوم تو هم خودتو خیلی خسته نکن
تو توبه کننده و اصلاح بشو نیستی
منو سر کار می ذارین ؟ باشه
دارم واسه جفتتون !!!
یه پست فلان فلان شده که گذاشتم حساب کار دستتون میاد
من بدجنسم جناب آفتاب ؟!
دلتون هوس جیغ کرده یعنی ؟!
بعدش ببخشید , پست فلان فلان شده یعنی چی ؟!
سلام آبجی نرگس. من اومدم!
خوبی؟ خوشالی؟
آی دلم تنگ شده بود برا اینجا. با همه دنیا فرق داره مهربونیش
سلام حمید عزیز . خوشحالم که دوباره هستی . لطف داری عزیز مهربون .
چه نجوای عاشقانه ی محشری
سلام آبجی سهبا
از پشت ابر که بیرون می آیی
همه برکه ها
ماه می شوند
" احسان پرسا "
سلام وروجک عزیزم ... ممنون .
چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه
چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه
چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن
چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه
اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه
این دیالوگا رو خعلی دوست داشتم،گذاشتم تا واسه شما هم تجدید خاطره بشه
روحشان شاد
خو دارم به ذهنم فشار میارم که اینا دیالوگ کدوم فیلمند ! یادم نمیاد آخه !
یادتون نیست؟!
البته فکر کنم
خانه ی سبز
خدا بیامرزه شکیبایی رو ! یادم اومد ...
چقدر دوست داشتم اون سریال رو !
عشق و عرفان لایه های بینهایتی داره
چه خوبه آدم از زمین به آسمون برسه
این حس رو داشتم وقتی خوندم
و یه کم تونستم درک کنم چرا شما هنوز هم عاشقونه فکر می کنید
این خیلی خوبه
خیلی
یه تجربه هایی ارزش کل عمر آدم رو دارن
عاشقونه فکر کردن , با عاشقونه زندگی کردن خیلی فاصله داره عزیز دل . خوبه آدم از زمین برسه به آسمون ! از فکر و حرف به عمل !
خیلی خوبه آدم اون چیزی رو که باور داره بتونه عملی کنه فریناز . امیدوارم همه ارزشهای قشنگ زندگیت , جاری بشن تو نفس زندگیت . مرسی قشنگم .
سایز آواتورا رو بزرگ تر کنین بانو
حیف ایناس که قائم بشن که
سایز چیو عزیزی ؟ چرا متوجه نشدم ؟!
رو به آبی بی انتها ...
سلام بانوی هرچه آبی
عشق بال پرواز نیست که جایی نزدیک خورشید موم آب می شود عشق پرواز هم نیست که جایی آسمان تمام می شود
عشق دلتنگی لبخند یاراست که هبوط را از یاد می برد و پرواز می کنی تا بهشت حضورش بی انتها...آبی...
چقدر دلم تنگ بودنتان بود برادر ...
بی کلامی اضافه !
آواتور های بخش نظرات

خیلیییی کوچول مچولن
من خودمو نمی بینم
یعنی ریز می بینم
---------------------------------------
فک کنم شما به عملم رسیدین
چون موندگاری به عمله نه حرف و تفسیر
خوش به حالتون
صراط مستقیم بوده راهتون بانو؟
وای فرینازم , اونی که باید راضی باشه دله ! وقتی دل لنگ میزنه , چه فایده از حرف و شعار ! دعام کن عزیز دل .
راستی تو سرزمین آفتاب , یکی صدات کرد ! گفتم شاید سرت شلوغه نشنوی عزیز .
راستی , چطوری بزرگ کنم آواتار رو ؟
نگرانم، نگرانم که برای اهلی کردن من به اندازه کافی حوصله نداشته باشه، آخه برای اهلی کردن باید خیلی خیلی حوصله داشت...
آبجی سهبا حوصله دارد آیــــا؟
آبجی سهبا اهلی دل است وروجکم ! نگران نباش ...
بی کلام اضافه
بی حرف ربط
بی صیغه استمراری
بی کلک
بی ....
یاد بی بی افتادم و اناری که دستش بود و می بویید
بی....بی....بی...بی....
انارم
خواندم انارتان را برادر !
هی دلم می خواهد هر روز یک سوژه , هر روز یک نگاه , هر روز یک شیطنت !
آی که چقدر برادریهایتان زیباست ! من چگونه شکر کنم حضورتان را ؟
مرسی
راستی آبجی سهبا برادرتون عکس انار گذاشتند،اون هم چه اناری دلم آب افتاد
دلم به تاپ تاپ افتاد
دیروز حرف انار بود و امروز عکس انار و ... می بینی چه برادر مهربونی دارم وروجک جان ؟
آخه چرا همه یه جورایی غمناک هستند!!!!!
دلخوشی ها کم نیست
درسته وروجک شدم ولی معنی غم رو میدونم.اما یه چیز هم خوب میدونم خدای بزرگی دارم که بزرگتر از همه ی دلتنگیا و مشکلاته
اینو اونورا هم گفته بودی که وروجک !
سهبا خانوم خعلی ماهید
قربون گل نازبوی قشنگم ! قابلی ندارم ماهبانو !
شرمنده بانو

الان دیدم اونطرفو
سایز آواتور رو می ریم نظر بعدی توضیح میدیم
مرسی شادونه قشنگم .
اول از همه نیت می کنیم
خب
الان نیت کردین؟
نیت چی اونوقت؟ فال میخوای بگیری ؟!
برکه اگر سنگ نرخورد می گندد ممنونم از سنگتان ممنونم از شیطنتتان ...جواب همه سوالها را دارید وآدم را وادار می کنید به تکان خوردن...سپاس
شما یه رود خروشانید رو به دریا ! برکه و سنگ حدیثش جداست برادر !
یاد هندوانه فروش سر خیابان افتادم باز ! هوا خنک است برادر ! رحم کنید ...
دوم از همه می ریم قسمت "تنظیمات بخش نظردهی"
خب
رفتین؟
آهان , خب ؟!
آقا اردک نیا تو دست و پا پس
فرینازم ؟ داداش امپراتور صاحب اینجان !
سوم از همه می ریم بخش اندازه ی آواتار

* این آواتور باید باشه ولی می ذاریم به حساب غلط های تایپی مدیریت بلاگ اسکای محترم
خب
پیدا کردین؟
خب میرم الان عزیز دل . صبر کن .
حالا روی هر پیکسلی بذارین به همون نسبت بزرگ می شه
واسه من 90 پیکسله
حالا بذارید
بعد ثبتش کنید
بعد بیاید سایه سار ببینین چطوریاس
خب
انجام دادین؟
انجام دادم فریناز . بذار ری لود کنم ببینم چی شد !
برادرتون از پاییز گفتن دلم هوای این آهنگ رو کرد
http://s3.picofile.com/file/7498572903/paeez_amad_TSB78336_1_.mp3.html
دارم گوشش میدم وروجک جانم . ممنون.
نیت؟
صبر کنید...منکراتی شد
اول بگید نیتتون خیراست یا خدای ناکرده...استغفرالله...
بخش تنظیمات نظر دهی...نظر به کی؟ اگر یک نظر کوتاه باشد اشکال شرعی ندارد اما اگر این نظر به نگاه و دیدن برسد...واااای
باید حد شرعی بدهید وکفاره
ای جااانم ! شیطنت برادر چه دلنشین است !
خب


قابلی نداره ها
ولی می دونین که!
گز خریدن و اینا خرج داره بانو
قابلی نداره ها
ولی میشه یه نگاه به ماه
فدای تو ! الان عوض شد یعنی ؟!
یه نگاه به ماه ؟ عوض خریدن گز ؟ ببینم به کی قول خریدنش رو دادی فریناز ؟ به جناب آفتاب ؟
آقا اردکی! یه نظر حلاله

نیتشم خیره بابا
تضمینی 150% با صد و بیست سال گارانتی
قربونت برم شادونه قشنگم ...
آبجی خیال ندارد از سرای برادر بازگردد به سرای خودش آیـــــآ؟
اومدم آجی ! ای بابا ! اینجا هم به برادر دوستی متهم شدم باز !
وروجک خان شماهم؟
حالا که آب وجارو کردم نمیذارین آبجی بیاد خونه داداشش؟ هی روزگار
نترسین داداش ! من همیشه پابند اونجام ! آخه دلم رو یه گوشه ای از خونه تون کاشتم , نمیدونم کجاست ! منتظرم ریشه بزنه , سبز بشه , ردش رو پیدا کنم خب !
ما هم؟!
آره خب،دلمون زودی تنگ میشه برای آبجی سهبا
هستم وروجک قشنگم ! هستم بخدا ! ای بابا !
چرا من اینقدر بزرگ شدم آیــــــــــــــــــا؟
پس چرا من نمی بینم بزرگ شدنت رو آخه ؟
آبجی سهبا شما بذارید 70 پیکسل،واللاااااااا
باشه , الان 70 میکنمش ! ای وااای !
بیاین قسمت نظرات رو باز کنید می بینید من چه قدر بزرگ شدم خو
خوب شد حالا وروجک ؟
چه زود کوچیک شدم من!!!!!

کاش به همین راحتی هم میشد برگردم به بچگی
کاشکی میشد ! داداش امپراطور بدجوری هوایی مهرم کرد ! دلم کفش و کیف و مانتوی مدرسه خواست ... دلم یار دبستانی خواست ... دلم آغاز مدرسه با شادی و سرور ... دلم ...
آخ دلم درد داره وروجک !
منم دلم همه ی اینا رو میخواد
ولی وروجکا که مدرسه نمیرن
هعیی
یعنی بهمون اجازه نمیدن،آخه میگن شیطونیم
نه به جرم شیطنت ! به جرم بزرگ شدن راهمان نمی دهند وروجکم ! چه بد است دنیای بزرگترها ! ( یادت هست انشاهای کودکیمان را ؟ دنیای آدم بزرگها ؟!)
اون وقتا دلمون میخواست بزرگ بشیم
)
اما حالا دلم هوای بچگی رو کرده
واقعا آدمها چه موجودات جالبی هستند
(البته من که وروجکم!!! از نسل آدمها نیستم
شما از نسل فرشته هایی ...