ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
شبکه پویا , لای لایی هایی از فرهنگ های مختلف کشورم را پخش می کند و من میخکوب تصاویر زیبا و اشعار قشنگش می شوم . شعرهایی که انگار در این زمانه فقط در کتابها تصور می شوند و در ذهن بچه ها به خیال می مانند ! اینهمه رنگ زیبا , اینهمه شور و شوق و امید , ماه و ستاره و ابرهایی که در دستان بچه ها چونان گل پنبه قرار می گیرند تا شور زندگی را با بازیهای بچگانه شان هدیه دهند . قصه هایی که هرکدام خاطره ای دور را در ذهن ما زنده می کند و حسرتی عمیق را بر دلمان می نشاند که چرا فرزندانمان اینقدر دور افتاده اند از این زیبایی ها .کاش می شد جای آن کودک خفته در گهواره باشم که با لای لای مادر به خواب شیرین می رود و رویاهای زیبایش را مادر فرشی می کند زیبا.
در نزدیکی خانه ما , کوچه باغی مانده از سالیان دور که خانه ای کوچک در انتهای آن, تا به حال رهایی جسته از تیرآهن ها و بلوک های سنگی و قلک هایی به نام خانه ! هر چند بعید می دانم این خانه زیبا و آن کوچه زیباتر با گلهای پیچ نسترن و یاس های سفید و یاس رازقی و درختان کوچک و بزرگ بتوانند در برابر این هجوم ویرانگر دوام بیاورند , اما همینقدر هم که در این روزها تک خانه هایی اینگونه پیدا می شوند, لبخندی کمرنگ را بر لبانم ارمغان می آورد . نمی دانید این روزها وقتی گاه از مقابل این خانه رد می شوم چقدر نفس می کشم عمیق و پرتاب می شوم به روزگاری که .... راستی چرا به اینجا رسیده ایم , چرا ؟
هوای باران و عطر خاک و گلهای بهاری ...
دلی خالی از هر شور
و جای خالی تو
دلتنگم , کجایی ؟
روزگار را اعتباری نیست ,
تا دیر نشده ...
کاش بیایی ...
پی نوشت :
لالایی خراسانی را از اینجا دانلود کنید .
کاش...
داداش , دلم یه شعر قشنگ میخواد از شما ...
میگم چرا اونجا جوابم نمی دادین نگو یه خبرایی بوده
فعلا کامنت میذارم بعد میخونم
خداییش بهترین بچگی ها رو خودمون داشتیم
کنار ِ


نسترن ها و یاس ها و رازقی ها
تمام ِ غربتِ خود را می تکانی و
خسته و
ورم کرده
باز ، تنها می مانی !!
و این حادثه ی ِ هر روز ِ احساس ِ توست
بیا و دعا کن که در گذر ِ ایام
نسترن ها و یاس ها و رازقی ها
بمانند و
تو هرروز هر چه غربت در سراچه ی ِ احساس داری
بر روی ِ آن ها بتکانی !!
درست مثل ِ آفتاب که هر روز
در حضور ِ گل ها
گرم ِ غربت تکانیدن است !!
هزار لالایی هم که بخوانی

این احساس به خواب نمیرود
چقد غریبه بود برام این پست
شاید لالایی ها یادم نمونده دیگه!
راستی بانو اینقدر غربت سخته؟
واسه دو تا پست قبلیتون می گم
بهترین؟
یک لالایی برای یک آدم بزرگ خسته از دنیای آدم بزرگها سراغ نداری که بوی آغوش مادر بدهد و به خوابی عمیق ببردش؟
سلام
خیلی خوشحال شدم حضورتون رو دوباره در وبلاگمون دیدم
حضورتون حقیقتا پر انرژیه...
چقدر دلم برای کودکی هام تنگ شده
اون موقع هایی که فارغ و بی دغدغه فقط درس میخوندیم و بازی میکردیم و دیگر هیچ!
واقعا فضا الان با کودکی هامون تفاوت پیدا کردم
دلم تنگه...
اجازه سکوت
و چن لحظه بغض
برای تداعی خاطره های لالایی
وقتی با خواهر خدابیامرزم همراه میشدیم در شنیدن لالایی های مادربزرگ
استاد محمد قهرمان درگذشت.


وای خدای من
از خاطر عزیزان ، گردون سترد ما را
هر کس به یاد ما بود ، ازیاد برد ما را
خوبان گنه ندارند گر یاد ما نکردند
چون شعر بد به خاطر نتوان سپرد مارا
با اصل کهنه خویش دلبستگی نداریم
آسان توان شکستن چون شاخ ترد مارا
ما برگهای زردیم ، افتاده بر سر هم
در قتلگاه پاییز ، نتوان شمرد ما را
باقی نماند از ما ، جز مشت استخوانی
از بس که رنج پیری ، در هم فشرد مارا
چون سایه در سفرها پابند دیگرانیم
هر کس به راه افتاد ، با خویش برد ما را
من به حصار زندگی ، تن چه دهم به بندگی؟

فال نجات می زنم ، تن به فرار می دهم
سلام
شنیدم استاد قهرمان برحمت ایزدی پیوستند
قطعا برای شما مصیبت دشواری است..
از خدای متعال برای ان عزیز رحمت و مغفرت طلب میکنم..
ماجور عندا.. باشید
شنیدم استاد قهرمان از دنیا رفتن. صمیمانه تسلیت عرض می کنم. :(
سلام آبجی
داشتم کامنتای شما رو میخوندم که متوجه شدم استاد قهرمان عزیز هم ما رو با دنیا تنها گذاشت تا درک و لطافت طبع و هنر بی مثالشون دست نایافتنی تر بشه خداییش الان که دارم این کلماتو تایپ میکنم بغض گلومو گرفته و نمیدونم چی دارم مینویسم . عرض تسلیت دارم خدمت شما خواهر عزیزم ، خانواده ی محترم آن بزرگوار و همه دوستدارن هنر این مرز و بوم
روحش شاد و یادش گرامی باد
نخواهی کاست گرباوصلِ خود،بارغم مارا
خدا افــــزون کند درهجرتو ، صبرکم مارا
عدم فرسوده جانی از وجودِ ما به جا مانده
سیه کن جامه، گرخواهی گرفتن ماتم مارا
تومی گویی مرا،درلحظه بایدزندگی کردن
ولی هجــــرتومرگ اندود دارد هردم مارا
اگرزلف پریشان تو خواهـد سرکشید ازمن
که سامان می دهد ازلطف، کار درهم مارا؟
مکدّرشد زلال ِخـــاطرم از گفته ی ناصح
به هم زد لکّه ی ابـــری، صفای عالم مارا
به حرف ما،به غیرازدل،که گوش هوش بسپارد؟
خــــــدا از مـــا نگیرد همــزبان ِمحرم مارا
همان گیرم که گردون دست بردارد زکجتابی
نخــــواهد داد هــــرگزراستی پشتِ خم مارا
دگــــربدرود ای بــــالین گل! ای بسترسبزه
که قصدعــــالم بالاست درســـــر،شبنم مارا
محمّد قهرمان
تسلیت میگم نرگسم
باورش برام سخته
خدا افــــزون کند درهجرتو ، صبرکم مارا
خدا افــــزون کند درهجرتو ، صبرکم مارا
خدا افــــزون کند درهجرتو ، صبرکم مارا
خدا افــــزون کند درهجرتو ، صبرکم مارا
خدا رحمتشون کنه
خدایا فقط همین یه بار دروغ از اب درآید این خبر....قول که هرگز نق نزنم...همین یکبار سایه سر ادبیات و مهربانی را از ما ومن دریغ مدار همین یه بار...قول....پس دعاهای شب آرزوها چه شد؟
تسلّای ما دوستانت را بپذیر! حالا که آن شاعر گذشت از جهان غزلهای زمین و به تغزّلهای عاشقانه ی خدا پیوست!
تسلیت میگم درگذشتِ استاد قهرمان رو بانو
خیلی ناراحت شدم، چقدر حیفِ که آدمهای به این بزرگی رو اینقدر زود از دست میدیم
خدا رحمتشون کنه..
تسلیت میگم هم به شما و هم به همه همشهری ها و هموطنانم
تسلیت میگم سهبابانوی بارانی خودم. زبانم قاصر از تلاش برای تسلای دردی که می دانم می کشی رنجی که می دانم می بری و تلخی که می دانم می گذرد بر تو این روزها... خداوند روح استاد قهرمان را قرین آرامش و به عزاداران دوریش صبوری عطا فرماید...
قاف حرف آخر عشق بود و حرف اول استاد
با هزار حرف الفبا نتوان گفت از چنین استادی
http://www.tasnimnews.com/Home/Single/59343
داشتم صفحات روزنامه رو میخوندم که چشمم به عکس استاد افتاد یک لحظه انگار قلبم ایستاد . اول به خاطر پرکشیدن این مرد بزر و بعد به خاطر تو سهبای عزیزم
میدونم که استاد رو مثل پدر دوست داشتید
صمیمانه تسلیت میگم
..خبر تلخه !
نبودش سخته !
.. روح بزرگ استاد قرین رحمت و آرامش ابدی...
تسلیت میگم پرکشیدن روح پدر شعر و غزل و عرفان رو..
به دل جمع درین دایره گامی نزدم
گرچه پرگار شدم دور تمامی نزدم
آهی از دل ندواندم به سر راه سحر
گلی از ناله ی خود بر سر شامی نزدم
ضعف تن سایه صفت داشت زمین گیر مرا
بوسه چون پرتو مه بر لب بامی نزدم
ساز افتاده ز کوکم خجلم ای مطرب
که به دلخواه تو یک بار مقامی نزدم
خصلت من چو دگرگونه شد از گشت زمان
طعنه از پختگی خویش به خامی نزدم
تشنه ی شهرت بیهوده نبودم چو عقیق
زخم بر دل به طلبکاری نامی نزدم
راه بردم ز قناعت چو به چشم و دل سیر
بر سر خوان فلک لب به طعامی نزدم
من که با شور سخن شعله دماندم از سنگ
در دلت آتشی از سوز کلامی نزدم
گرچه ای غنچه دهن تشنه ی بوسی بودم
لب خواهش نگشودم در کامی نزدم
سرگران از من مخمور گذر کردی دوش
رفتی و از می دیدار تو جامی نزدم...
اون شب به یادموندنی رو که در کنار استاد بودم رو هرگز فراموش نخواهم کرد...روحش شاد و یادش تا ابد گرامی...برای من که همیشه زنده اس نرگس
دلم نمیاد بهت تسلیت بگم...آخه زنده اس استاد...
http://alef.ir/vdcdf50fxyt0j56.2a2y.html?187712
http://khabarfarsi.com/n/5325132
از بس هــوا ز بختِ بدم سرد می شود
در نوبهار، سبزه ی من زرد می شود
مانَد اگــــرکه دشمنـــــی ِآسمان به جا
دست و دلم ز کارجهان سرد می شود
خاکِ وجـــودِ ما چو نیاید به هیچ کار
همــــراهِ باد می رود و گرد می شود
گردردِ عشق از سر ما ســایه کم کند
بسیـــــاردردمند که بی درد می شود
راهش نمی دهند ،به هردرکه روکند
بیچاره ای که ازدر دل طرد می شود
بی یار ِخود مباش که درنردِ روزگار
قتلش سزاست،مهره اگرفرد می شود
مردِ جـــوان زیاد نشسته به جای ِپیر
تا از میـانشان که جوانمرد می شود؟
تغییـــر ِحــــال می دهم ازیادِ هجریار
برگ از نهیبِ بادِ خزان زرد می شود
شعری که سوزعشق درآن جان دمیده است
ماننـــــدِ آفتـــــاب ، جهانگرد می شود
استاد محمد قهرمان
1386/4/18
درود
دعوتید به سوگ استاد قهرمان...
نمیتونم حرفی بزنم
از دیشب گیج گیج شدم
نمیشه راست نباشه این خبر .........
..........
اگر رفتم , نخواهم رفت زود از خاطر یاران
به هر محفل که خالی ماند جایم , یاد خواهم شد
1374/11/11(استاد قهرمان)
سهبا عزیز امروز 40 روز است که استاد از پیش ما پرواز کرد.نازنین خیلی دلتنگش هستم
سلام نسرین جانم . همین حالا داشتم عکسهای آن روز سه شنبه سنگین را می دیدم عزیز ... چه کنیم با این دلتنگی ؟