طهورا
پنجشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1392 ساعت 06:43 ب.ظ
ظرف آبی من هم بوی نرگس می دهد ...از دستهای آبی....نشسته بر چشمانم ....چه جای خوبی نشسته کوزه ...کنار کبوتر سلام مهربون
هر روز در نگاه من شکوفه می زند شکوفه های پرواز با یاد مهربان شما ... سلام مهربان عمه روزگار .
ریحانه
پنجشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1392 ساعت 09:06 ب.ظ
سرتان سلامت/ قرارمان/ گلدان شمعدانی/ پشت پنجره ی
اول/ وقتِ خطر...
پشت پنجره ی اول , یک گلدان شمعدانی ... سرت سبز ریحانه ام .
مشتاق
جمعه 27 اردیبهشتماه سال 1392 ساعت 12:49 ق.ظ
سلام گاه اینقدر فاصله میگیری که رویت نمیشود بگویی سلام ولی نمیدانی که چقدر مخاطبت همین آمدنت را میخواهد! باهمه شرمندگیهایت ..ولی او دوستت دارد! راستی خدا با ما چه میکند؟! با این فاصله گرفتنهای ما.. که مدتها رویمان نمیشود.. و بیکباره می بینی پاک از یادش برده ای! ...... عجب صبری خدا دارد التماس دعا
سلام برادر بزرگوار . چه سخت است فراموش شدن از یاد خوبان روزگار .
طهورا
جمعه 27 اردیبهشتماه سال 1392 ساعت 11:30 ق.ظ
هنوز عطر نجیبِ خاطره آمدنت در هوای اتاقم پیچیده و هر صبح نگاه آبیِ احساسم یاد تو را نوازش می کند٬تبسم می کند....چه دوستان خوبی شدند مرغ و کوزه و کبوتر و ...
و من هنوز عطر خاطره آن شانه به شانه راه رفتن ها را در گذرگاه کودکی هایتان حس می کنم و سرمست مهر می شوم عمه جانم ... کوزه و کبوتر سراغتان را می گیرند , کی می آیید ؟
دل مفهومی دارد به وسعت دریا ! عجیب است جا دادن آن در یک وجب جا کافیست کمی کر و کور دنیا باشیم حقا مرکب دل مقصدش ، دریا دریا دریا.... .......................... سلام
سلام مهربان برادر کهکشانی ام . چه زیبا سرودید دل را : مفهومی به وسعت دریا , مقصد دل , دریا دریا دریا ...
سلام آبجی اون کوزه معروف پست عکس رد پاش هم اینجا دیده شد باز داغ دل ما با این کوزه و تسبیح تازه شد....چه پرنده قشنگی...هوای پرواز هوایی می کنند
سلام مهربان برادر . این همان کوزه ست که حالا میهمان خانه من شده . و آن دو پرنده و آن کبوتر آبی , یادگاریست از لحظاتی زیبا در کنار مهربانترین عمه دنیا . جایتان خالی بود در آن تکرار آبی ها .
میگم اون توت فرنگی ها و اون گل آخریه هم گل چینی هستند یا واقعین؟بعدم خوب خوش میگذرونی ها ...خو به مام بگید از اون تسبیحا کجا داره بریم بخریم کوزه شو لالجین خودمون داره هر کی خواست سفارش بده براش بیاریم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام
به دل نشست خاطره پرواز آبی و...
سلام برادر آبی ها .
شکر ...
سلامممممممممممممممم

فقط عکسشو آوردین
پس بگو چرا آجی نیستش؛ رفتند جاهای خوب
آجی نمیشد اون تسبیح رو با خودتون بیارین
منم اینجاها رفته بودم معلوم بود حالا حالاها نت نمیومدم
سلامممم آجی ...
یعنی کچا رفتم مگه ؟؟؟؟ تسبیحش رو آوردم با خودم زهراجان , هم تسبیح هم کوزه !
سلام نرگسم
چشم و دلت روشن عزیزدل
سلام مریم جانم . ممنونم مهربان .
کاش عشق را زبان سخن بودی...
کاش ...
سلام و خیر مقدم . چه عجب از اینورا ؟
ظرف آبی من هم بوی نرگس می دهد ...از دستهای آبی....نشسته بر چشمانم ....چه جای خوبی نشسته کوزه ...کنار کبوتر
سلام مهربون
هر روز در نگاه من شکوفه می زند شکوفه های پرواز با یاد مهربان شما ...
سلام مهربان عمه روزگار .
سرتان سلامت/ قرارمان/ گلدان شمعدانی/ پشت پنجره ی
اول/ وقتِ خطر...
پشت پنجره ی اول , یک گلدان شمعدانی ...
سرت سبز ریحانه ام .
سلام
گاه اینقدر فاصله میگیری که رویت نمیشود بگویی سلام
ولی نمیدانی که چقدر مخاطبت همین آمدنت را میخواهد!
باهمه شرمندگیهایت ..ولی او دوستت دارد!
راستی خدا با ما چه میکند؟!
با این فاصله گرفتنهای ما..
که مدتها رویمان نمیشود..
و بیکباره می بینی پاک از یادش برده ای!
......
عجب صبری خدا دارد
التماس دعا
سلام برادر بزرگوار . چه سخت است فراموش شدن از یاد خوبان روزگار .
هنوز عطر نجیبِ خاطره آمدنت در هوای اتاقم پیچیده و هر صبح نگاه آبیِ احساسم یاد تو را نوازش می کند٬تبسم می کند....چه دوستان خوبی شدند مرغ و کوزه و کبوتر و ...
و من هنوز عطر خاطره آن شانه به شانه راه رفتن ها را در گذرگاه کودکی هایتان حس می کنم و سرمست مهر می شوم عمه جانم ...
کوزه و کبوتر سراغتان را می گیرند , کی می آیید ؟
دل مفهومی دارد به وسعت دریا !
عجیب است جا دادن آن در یک وجب جا
کافیست کمی کر و کور دنیا باشیم
حقا مرکب دل مقصدش ، دریا دریا دریا....
..........................
سلام
سلام مهربان برادر کهکشانی ام .
چه زیبا سرودید دل را :
مفهومی به وسعت دریا , مقصد دل , دریا دریا دریا ...
دلتنگتان بودم .
همینجایی که رفتین کوزه و تسبیح آوردین دیگه

آجی خانوم تنها تنها موزه و تسبیح میگیرین
ما دل نداریم
خونه عمه ؟ خو آجی یه سر پاشو بیا اینورا بریم اون کوزه دیگه رو هم واسه شما بگیریم !
عمه جون چرا فرق میذارید خو
ببخشید الان حس حسادتم برانگیخته شد بس که این تسبیح بهم چشمک میزنه
رفتم مشهد , سعی می کنم برات پیدا کنم آجی . ناراحت نباش دیگه !
حیف که الان نمیتونم بیام وگرنه همین روزا میومدم اون کوزه و تسبیح رو برمیداشتم میاوردم خونه
حالا تو بیا , کوزه و تسبیح منتظرت هستند خانومی .
سلام آبجی
اون کوزه معروف پست عکس رد پاش هم اینجا دیده شد باز داغ دل ما با این کوزه و تسبیح تازه شد....چه پرنده قشنگی...هوای پرواز هوایی می کنند
سلام مهربان برادر .
این همان کوزه ست که حالا میهمان خانه من شده . و آن دو پرنده و آن کبوتر آبی , یادگاریست از لحظاتی زیبا در کنار مهربانترین عمه دنیا .
جایتان خالی بود در آن تکرار آبی ها .
عمو امپراطور می بینید چه جوری با دل ما بازی میکنند
آجی من چشمم به اون کوزه و تسبیح هستا خیلی مراقبش باشید
باشه آجی . مراقبش هستم .
آجی من روی قول شما حساب باز میکنم،
ببخشید اینقدر پررو شدما ولی منتظر میمونم اون کوزه و تسبیح رو اگه تونستید واسم پیدا کنید
تسبیح رو سعی می کنم , در مورد کوزه قول نمیدم , اما به روی چشم .
مرسی آجی
قربون شما عزیزم .
امیدوارم آجی
http://s4.picofile.com/file/7767510321/omidvaram.jpg
خدمت آجی خودم
http://s4.picofile.com/file/7767520642/doostat_daram.jpg
فقط اون امضای پایینش رو نادیده بگیرید نمیدونم این سهیل ملکی چرا امضاش کرده
مرسی عزیزم . منم دوستتون دارم .
راستی صفحه رو یه رفرش کنی بد نیستا !
میگم اون توت فرنگی ها و اون گل آخریه هم گل چینی هستند یا واقعین؟بعدم خوب خوش میگذرونی ها ...خو به مام بگید از اون تسبیحا کجا داره بریم بخریم کوزه شو لالجین خودمون داره هر کی خواست سفارش بده براش بیاریم