سایه سار زندگی
سایه سار زندگی

سایه سار زندگی

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد ...




وقتی دو شبانه روز عالی را در کنار یک دوست جان گذرانده باشی , لحظه های رفتنش , عجیب دلتنگی را به رخ دلت می کشند !
و من امروز فارغ از همه روزمرگی ها ,جدا از همه عاقلانه های دنیای دنی , روزی فوق العاده را در کنار سایه ام , این رفیق همیشه روزهای تنهایی و دلتنگی گذراندم تا باز هم مقر شوم به اینکه همیشه و هنوز کسی هست که حواسش به تو و خواسته های دلت هست و پازل زندگی ات را با حضور عزیزانی رنگ می زند که آشنای دلت هستند و مهربانترین دوستان روزگار.
و امروز سرای سعدالسلطنه , عمارت چهلستون , چهار انبیا و ... شاهد پروانگی های سایه ام بود و آن دوربین بی قرار که در دستان روح سیال و هنرمندش ثبت می کرد گذر زیبای روزگارم را .
چه خوب است در کنار کسی باشی که آرامش را تقدیم لحظه هایت می کند . چه دلنشین است خاطره هایی از دوست که برای همیشه در ذهنت ماندگار می شوند . چه خوب است دوستی و دوست داشتن های بی دریغ . ممنونم سایه مهربانی ها . ممنون از حضور پررنگ و دوست داشتنی ات در سرای کوچکم . دلتنگت هستیم هر سه ی ما .



و این یادگارهای رنگی و کوچک این دوروز که در خانه من و تو , دوستی ها را یادآور می شوند ...

* هر دو عکس هنر سرانگشتان هنرمند سایه ام هستند .
** جای خالی بعضی دوستان عجیب رخ می نمود ...
نظرات 37 + ارسال نظر
جوجه اردک زشت شنبه 16 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:18 ب.ظ

اینکه کسی حواسش به آدم هست یعنی حضور عمیق خدا
خوش به حال خدا که وقتی دو دوست باهم هستند سراز پا نمی شناسد خوش به حال روزگار
خدا امروز عاشق شده است این را از سرانگشتان نرم آفتاب فهمیدم

خدا امروز عاشق شده بود , اینرا از گذر نرم لحظه ها بر دلم فهمیدم ...

یگانه شنبه 16 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:35 ب.ظ

فکر کنم چند شب پیش بود یکی به من گفت:
جغد شب!

سلام
()

علیک سلام دختر قشنگم .

یگانه شنبه 16 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:35 ب.ظ

شما اون یک نفر رو ندید احیانا؟

چرا به نظرم الان کنار من نشسته !

یگانه شنبه 16 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:37 ب.ظ

میگم مامان چقدر تصورش جالبه که الان خانم حمیدی فر بیاد اینجا و بفهمه من فقط3 درس خوندم و نشستم اینجا دارم با شما کل کل می کنم...نه؟

کاری نداره عزیزم , الان میرم بهشون خبر میدم .

یگانه شنبه 16 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:37 ب.ظ

میگم شما که احتمالا با ایشون در ارتباط نیستید که؟

اتفاقا ....

یگانه شنبه 16 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:40 ب.ظ

الان که فکر می کنم می بینم چقدر نا خودآگاه به خوندن مطالعات یهو علاقه مند شدم

برم دیگه
فعلا
(باد حرف بابا افتادم که می گفت احتیاط شرط عقله!)

همیشه به حرف بزرگترت گوش کن قشنگم .

سایه یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 12:29 ق.ظ http://bluedreams.blogsky.com/

سلام سهبا جان
اجازه می خوام فعلا سکوت کنم
مرسی مهربان برای همه چیز ...

سلام عزیز مهربان . این سکوتت هم زیباست نازنین . من هم ممنونم بابت همه چیز .

سرزمین آفتاب یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 02:28 ق.ظ http://sarzamin-aftab.blogsky.com

زنده­ ی جاوید کیست؟ کشته­ ی شــمشیر دوســـت

کـــــــآب حیــــات قــــلوب در دم شـــمشیر اوســــت



گر بشــــکافی هـــنوز خـــاک شـــهیدان عشـــــــــق

آیـــد از آن کشــتگان زمـــزمه­ ی دوســـت دوســــــت

زمـــزمه­ ی دوســـت دوســــــت
...
زمـــزمه­ ی دوســـت دوســــــت
...

روزگارتون پر از ساعات با دوست بودن.


به نظر من فقط لحظاتی که با عزیزان و دوستان جانی سپری می شه ارزش اینو دارن که اسم عمر و زندگی رو روشن بذاریم

دقیقا با شما موافقم . عمر فقط لحظاتیست که به یاد دوست و در کنار دوست سپری می شود ...
ممنونم .

سرزمین آفتاب یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 02:30 ق.ظ http://sarzamin-aftab.blogsky.com

یگانه خانوم
جغد شب نه ( مگه جغد روزم داریم ؟ )

خفاش شب !
البته بلانسبت شما!

خب این اشکال رو باید به من بگیرید نه یگانه جون . منظورمم این بود که علاقمند به شب بیداری هستند این خانوم خانومای من .

ر ف ی ق یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 08:36 ق.ظ http://www.khoneyekhiyali.blogsky.com

چشمتان روشن
که در کوچه ی خلوتِ مهربانی ها
مهربانوی ِ مهربان ِ سایه گستر
سایه ای از مهربانی بر سرای تان انداخته است
و نوشدارویی شده است برایتان در این یخ بندان ی مهربانی ها ...
سلام برسهبای عزیز
ایام به شادی

عجیب است که این یخ بندان مهربانی ها انگار مسری شده است در این زمانه . کاملا درکتان می کنم رفیق عزیز , اما شادم که در این روزگار نامردی ها و نامرادی ها , دوستانی دارم بهتر از آب روان ...

سلام . زندگی تان مانند دلتان سرشار مهربانی . ممنون از حضور پرمهرتان .

دختر مردابی یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 08:54 ق.ظ http://termeyeroya.blogsky.com/

سلام نرگس نازنینم
خوش به حالتان (شما بخوانید دارم از درد حسادت می میرم)
دوستی هایتان مستدام باشد اما در این میانه اگر خواستید اگر هواستان بود جای من را هم خالی کنید
دلم برای هر دوی شما تنگ است اما همین که می بینم هنوز مهربانی هایتان در افق این دنیای مجازی امتداد یافته و تا مرز واقعیت ها و حقیقت های زندگیتان راه گشوده خوشحالم
من تنهایی ام را در نسیم خنک دوستی های شما رها می کنم تا جلا یابد.

سلام گل نیلوفرم .
دو بار است که فرصتی دست می دهد و به شهر شما می آیم و هر دو بار این منم که حسرت دیدار تو را دارم نازنینم .
و شک نکن که هرگاه من و سایه با همیم , حتما یاد تو هم با ما خواهد بود .
دلتنگت هستم عزیز مهربان دل . و می دانم به همین زودیها فرصت دیدار فراهم خواهد شد .

طهورا یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 09:39 ق.ظ

وقتی صدای مهر و مهربانی را مهمان لحظه ی من کردی انگار دوباره خدا صدایم کرد ٬طهورا دوستان یادت می کنند ...چه دلنشین بود صداها...تصویرش بر دلم ماندگار شد
چه کوزه های خوکشلی

و چه دلنشین است حضور شعف انگیز و پرمهر عمه طهورا در لحظه های من . کاش میشد یکی از این کوزه ها رو واسه شما هم بفرستم عمه !

سمیرا یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 01:28 ب.ظ http://nahavand.persianblog.ir

سایه مهربانی که من دیدم قطعا بودنش امید و مهر می گسترد در سایه سار دل و صحن و سرای خانه...دوستیتان پایدارو مهرتان ماندگار

ممنونم نازنین . اتفاقا خیلی دوست داشتم بیایی و تو هم در شیرینی لحظات ما شریک شوی , اما نخواستم تعطیلی ات را برهم زنم .

روی ماه خداوند راببوس یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 07:39 ب.ظ http://saraab2012.blogfa.com

خوشا به حال شما دو دوست جان...
...
...
...

خوشا به حال من با این دوستان جان ....

جوجه اردک زشت یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 10:49 ب.ظ

سلام مهربان خواهر

دعوت هستید به مجلس آبنبات چوبی

سلام . آخ جون آبنبات چوبی ...

یگانه یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:35 ب.ظ




شما خفاشی سراغ داری این طرفا آیا؟

جانم ؟!

یگانه یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:37 ب.ظ

اگه بلا به دور کسی خفاشی رو می شناخت بگو بیاد پیش من به خوبی ازش پذیرایی بشه!!

حیفه این همه استعدادش در انسان شناسی هدر بره

الان شما دقیقا منظورت کیه ؟
فکر کنم زیاد درس خوندی این روزا دختریم ...

ر دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391 ساعت 12:21 ق.ظ

سلام
چقدر زیبا و شورآفرین است این تصویر

سلام مهربان . ممنون از لطفتان .

طهورا دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391 ساعت 10:39 ب.ظ

سلام شب بخیر کسی خونه نیست؟

سلام مهربون عمه با احساسم ...

داداش محمد دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:27 ب.ظ

قـول داده ام....
گــاهـــے،هـــر از گـــاهـــے
فانـوس یـادت را بـے چـراغ و چـلـچـله
روشـن کـنـم
خیالت راحت، مـــن ھمان مــنـم
هـنوز هـم در ایـن شـبـهاے
بے خـواب و بـے خاطـرہ
میـان ایـن کـوچـه هـاے تـاریـک پـرسـہ مـیـزنـم
امـا بـه هـیـچ
سـتاره ی دیـگری سـلام نـخـواهـم کـرد
خیـالت راحــت......

چقدر دلتنگتم داداشی مهربونم .

[ بدون نام ] دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:28 ب.ظ

کل کل مادرو دختر منو کشته به خدا

داداش محمد دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:28 ب.ظ

عزیزم یه بلیط مسافرتی به مقصد دلت واسم میخری؟
آخه دلم برات تنگ شده ♥

شنگین کلک سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 12:29 ق.ظ http://shang.blogsky.com

درود بسیار
خوشا حال شما که با دوست گذشت
باید این لحظات را قدر دانست که آدمی
آه است و دمی . باید آنقدر نقش خاطره
اندوخت که برای دوران فراق بکار آید اما
مگر می شود . زندگی در کنار آنها که
دوستشان داریم معنا دارد و در غربت و
تنهایی انگار که زندگی چیزهای بسیاری
کم دارد . با آرزوی شادی و سلامتی برای شما

سلام بزرگوار . ممنونم از نظر زیبا و کاملتان . امیدوارم که قدردان همه بودنهای گرانقدر زندگی ام باشم .

منیژه سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:19 ق.ظ http://nasimayeman.persianblog.ir

توبه کردم که نگیرم لب پیمانه به دست
ز کمانخانه ابروت یکی تیر بجست
گشت پرتاب و چنان بر هدف سینه نشست
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست...
نرگس...دیدنت...غرق شدن تو مهربونی چشمات و هرم دستات و شنیدن زنگ صدات و از همه مهمتر دلی که روح خدایی در اون ساری و جاریِ چیزی نیست که بشه از کنارش به سادگی گذشت...باید موند و تأمل کرد و ذره ذره این همه خوب و نابی رو چشید...لمس کرد و نفس کشید...
با تمام وجود خوشحالم که هستی رفیق...تو هدیه ی خدایی که در این روزهای بی مهری...
تولدت مبارک مهر بانو...بازم میگم به خونه ی دلمون خوش اومدی!!!!

آخه من با اینهمه مهربونی و لطف تو چی کنم مهربانو ؟ فدای تو و اون دل قشنگ و اینهمه لطف نگاهت .

سمیرا سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:20 ق.ظ http://nahavand.persianblog.ir

تولد عید شما مبارک....دست دست دست....لی لی لی لی ....

آخه من اگه تو رو نداشتم چیکار می کردم سمیراجانم ؟

سمیرا سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:21 ق.ظ http://nahavand.persianblog.ir

بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک باداااااااااااااااااا

فدای مهربونیت خواهری . همیشه شاد باش , خب ؟

سمیرا سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:22 ق.ظ http://nahavand.persianblog.ir

خدا هم برای خلق کردن هستی بهانه می خواست...عطر نرگس را که شنید مست شد و هستی را آفرید....خدا به داشتنت افتخار میکند و من به دوستی ات..عزیزترین خواهر...مهربانوی مهرگستر....زاد روز زیبایت مبارک

لال میشم در برابر اینهمه مهربونی . کاش بنده خوبی باشم سمیرا , دعا کن باشم ...

منیژه سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 12:48 ب.ظ

واااای اینجا تفلده...لی لی لی لی...
تفلد تفلد تفلدت مبارک...
دست...دست...

ای جووونم ... مرسی مهربانو .

طهورا سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 01:40 ب.ظ

تق تق تق ...بدید این تازه متولد شده رو دست عمه ببینمش ...اسمش چیه؟نرگس ...آخییییی عمه به قربونش

این نی نی خرس گنده به عمه ش رفته ! باور کن عمه جون ...

yasna سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 03:44 ب.ظ http://delkok.blogfa.com

تولدتون مبارک .. ان شالله روزهای خوبی در انتظارتون باشه...

ممنونم عزیزم . خوش اومدی .

محمد مهدی سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 04:44 ب.ظ http://mmbazari.blogfa.com




سلام

تولدتون مبارک ...

سلام . ممنون از لطفتون . خوش اومدین .

سیب ترش سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 06:20 ب.ظ

تولدتون تو بهترین ماه و فصل مبارک بانو
لحظه هایتلن آرام ...

سلام الهام جانم . می دانم ماه تو هم هست و شرمنده که نشد تبریکت بگویم . تولد تو هم مبارک نازنین .

مریم سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 06:51 ب.ظ

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !
تولدت مبارک خوشبوترین گل

سلام مریم جان . خوش اومدی عزیز . ممنون از مهر همیشه ت . دلتنگت بودم عزیز .

مری سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 06:53 ب.ظ

وبلاگ منم تولده عمه جونم و دوستان
تشریف بیارین تروخدا

جوجه اردک زشت سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 07:19 ب.ظ

تولد
تولد
تولدت مبارک....

من شرمنده اینهمه مهربانی شمایم برادرم .

سپیده سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 08:06 ب.ظ

سلام نازنین تولدتون مبارک
خیلی خیلی زیاد دلتنگتونم

سلام سپیده ام . چقدر جایت خالیست عزیز دل . ممنونم از لطفت .

بزرگ سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 08:22 ب.ظ http://navan1.blogfa.com

تولدت مبارک سهبای عزیز
تولدت مبارک بیست ترین دوست من
تولدت مبارگ گل نرگس دوستان
مبارک باشه

الان من رسما آب شدم رفت !

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد