سایه سار زندگی
سایه سار زندگی

سایه سار زندگی

خاطره ای به وسعت خیال


بیشه ای آرام  در دنج ترین سمت جغرافیای پروانه , با برکه ای زلال و انبوهی از پرنده های شاعر که رنگ آسمان را به رنگ غزل می کشانند ! و قاصدک هایی که بر نوک انگشتان می نشینند و پروانه هایی که نقاشی زیبای خدا را به رنگین کمان زیبای بالهایشان آراسته می کنند ...

دشتی سرشار از جالیز و پروانه , برکه و گنجشک , زالزالک و به , انار و قاصدک...

برکه ای زلال و چادری آبی رنگ , سایه ام در آن غزل نقش می زند ...

برکه ای زلال و چادری ارغوانی رنگ , مهرداد رنگ مهر می زند دفتر زیبای کودک دلبندش را ...

برکه ای زلال و زیراندازی رنگین کمانی و سقفی به وسعت آسمان , که امپراطور بهاران و سلطان پروانه ها با چادر میانه ای ندارند در دشتی اینچنین ...

برکه ای زلال و چادری سپید که دفتر نقاشی نیایش شده تا بر آن نقش بزند قاصدک های آبی و پروانه های رنگی و گلهای سرخ و سفید و زرد را و آسمانی آبی با ابرهای سفید و رنگین کمانی گسترده از این سو تا به آن سوی آسمان ...

به میهمانی طبیعت آمده ایم , در کنار همدیگر , آوازخوانان , غزل گویان , لبخند زنان , شادی کنان ...

آن یک با قلاب ماهیگیری , ماهی صید می کند با طعم شعر و این یک ماهی ها را پاکیزه کرده و در لفافه ای تمیز پیچانده و برآتشی درخشان , کباب می کند ! آن یک سیب زمینی ها را در زیر خاکستر گرم پنهان می کند و دیگری , چای ذغالی خوش عطر را دم می کند به مهر ... و فرشته هایی گرم صحبت های دوستانه و کودکانی فرشته سان , غرق شادی و نشاط و خنده ...صدای خنده های کودکان , دشت را به وجد می آورد و گنجشککان را به آواز ... گلها می رقصند و باد شادی کنان می پیچد در لابه لای موهای بید همیشه مجنون ... صدای برکه , صدای زندگیست , صدای عاشقی ...

این صدای مهر است که می پیچد در دشت ... این صدای شعر است که جاری می شود در زندگی , این صدای زندگیست که رها می شود در خیال ... خیالی سرشار رویاهای زیبای واقعی ... واقعیتی نهان در دلهایی سرشار مهر ... دلهایی یکرنگ , نگاههایی عاشق , دستانی مهربان , زبانهایی ثناگویان ...

یکی سر به کوه می گذارد تا هدیه رعد را , قارچ هایی صدفی به جمع هدیه دهد ! آن دیگر نیامده اما صدای سازش را به دوستان تقدیم می دارد , یکی می خندد , یکی می گوید , یکی می نویسد و دیگری ثبت می کند از دریچه پرشکیب دوربینی رها در دستان نازنینی هنرمند و عاشق ...

زندگی جز گذر همین لحظه های زیبا مگر مفهومی خواهد داشت ؟ حتی اگر دمی در خیال خود رها شوی و دست در دست مهربانانی بگذاری از جنس دل ...

کاش رویاها رنگی از واقعیت می گرفتند تا انسانها می توانستند لحظاتی از زندگی را خودشان باشند ... خود خود خودشان , همانقدر مهربان , همانقدر عاشق , همانقدر رها ... کاش میشد ...

نظرات 66 + ارسال نظر
سایه سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 10:44 ب.ظ

به من گفتی آبجی بزرگه !

نگم ؟! خو باشه آبجی کوچیکه !

روی ماه خداوند را ببوس سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 11:14 ب.ظ http://saraab2012.blogfa.com/

قلمت پاینده باد...

ممنونم عزیز

حمید سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 11:30 ب.ظ http://samandis.blogfa.com

بروزم با درد

درد نبینی هیچوقت حمیدجان .

حمید سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 11:33 ب.ظ http://samandis.blogfa.com

میشه این چیزایی رو که نوشتید واضح تر توضیح بدید ببینم چی شده/ ؟ کی کجا رفته/؟

نازنین چهارشنبه 17 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 01:13 ق.ظ

رویاها رو دوست دارم
زندگی در رویا ها برای من به اندازه همه سالهای عمرمه
دنیا همیشه اونقدر بی رحم است که خیلی از خواستنی هامونو بهمون نده
اما من آدم خوشبختی ام
چون رویاهامو دارم
چون توی رویاهام یه زندگی خیلی قشنگ دارم
یه زندگی که توش از ظلم و غم و غصه و اشک خبری نیست
همه ش خوبیِ و صداقتِ و یکرنگی

شاید برای همین با همه وجود احساس کردم این خاطره خیالی زیبا رو

چه خوبه زندگی در رویاها , اما نه اونقدر که از واقعیات دورت کنه نازنینم .
سلام عزیز دل .

دانیال چهارشنبه 17 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 08:44 ب.ظ

سلام بر خواهر عزیز خودم. ما خعلی ارادت‌مندیم ها.
خدایی‌ش بعضی مطالب‌ت انقد آمیخته‌اند به حس‌های ناب و خوب که حیف‌م می‌آد چیزی راجع بهشون بگم چون زبان قاصرم یحتمل بزنه زیبایی‌هاش رو ناقص بکنه.
خیلی خوب بود. ناب بود. همون موقع که نوشتی‌ش خوندم. اما خب هرکار کردم نتونست چیزکی بنویسم.

سلام علیکم آقا دانیال عزیز . میشه شرمنده م نکنی شما ؟!

یگانه پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 07:56 ب.ظ http://yeganeh98.blogsky.com

آخه سایه خانم من کلد استاپ خوردم که مثلا راحت تر درس بخونم!(آخه همش از چشمام اشک میومد!)
نمی دونستم که وسط درس خوندن سرم می افته رو کتابم و خوابم می بره که!

این داروساز ها هم چه دارو هایی می سازنا!
یک ذره به فکر ما نیستند.

یگانه پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 07:57 ب.ظ http://yeganeh98.blogsky.com

نه مامان؟

آره مامان !

رها جمعه 19 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 08:17 ق.ظ http://idea90.blogsky.com

سلام
وبلاگ جالبی دارید. خوشحال می شم تبادل لینک داشته باشیم.
با آرزوی موفقیت

مرسی عزیز . سلام .

سپیده جمعه 19 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 10:56 ق.ظ

کاش رویا هارنگ واقعیت می گرفتند....
سلام

سلام سپیده ام ... کاش ...

طهورا جمعه 19 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 01:31 ب.ظ

سلام
از بلندای عرش ملکوتیت
جایی کنار کبریای خداوندی
قدری پایین بیا
بیا کنار دلم بنشین رویای زیباترین خیال من!

سلام

سلام عمه جانم . رسیدن بخیر . زیارتتان قبول ... چه دلتنگتان بودم عمه جانم .

سایه جمعه 19 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 09:53 ب.ظ

از دوشنبه تا حالا ننوشتی ها ! حواست هست ؟!

حواسم هست و نیست سایه جانم ....

منیژه شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 09:50 ق.ظ http://nasimayeman.persianblog.ir

چه جمع پر مهری...حسودیمان شد ماه بانو...
کاش رویاها رنگی از واقعیت می گرفتند تا انسانها می توانستند لحظاتی از زندگی را خودشان باشند.خود خود خودشان...همانقدر مهربان...همانقدر عاشق...همانقدر رها...کاش میشد...

منیژه شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 09:55 ق.ظ

سلام...
صبح زیبایی پاییزیت بخیر.

سلام مهربانو . صبح و شامت بخیر مهربان .

بزرگ شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 11:05 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

سلام بر سهبای عزیز و مهربان
صبح 20 آبانت بخیر
خدا از امروز زمین و آسمان رو به مدت 20 روز زیباتر میکنه

سلام آقا بزرگ مهربون . روزهایتان به شادی و سلامت .

حمید شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 11:36 ق.ظ http://samandis.blogfa.com

آها اینا همه خواب بوده!

خواب نه حمیدجان , فقط یه تخیل دسته جمعی !

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد