بیشه ای آرام در دنج ترین سمت جغرافیای پروانه , با برکه ای زلال و انبوهی از پرنده های شاعر که رنگ آسمان را به رنگ غزل می کشانند ! و قاصدک هایی که بر نوک انگشتان می نشینند و پروانه هایی که نقاشی زیبای خدا را به رنگین کمان زیبای بالهایشان آراسته می کنند ...
دشتی سرشار از جالیز و پروانه , برکه و گنجشک , زالزالک و به , انار و قاصدک...
برکه ای زلال و چادری آبی رنگ , سایه ام در آن غزل نقش می زند ...
برکه ای زلال و چادری ارغوانی رنگ , مهرداد رنگ مهر می زند دفتر زیبای کودک دلبندش را ...
برکه ای زلال و زیراندازی رنگین کمانی و سقفی به وسعت آسمان , که امپراطور بهاران و سلطان پروانه ها با چادر میانه ای ندارند در دشتی اینچنین ...
برکه ای زلال و چادری سپید که دفتر نقاشی نیایش شده تا بر آن نقش بزند قاصدک های آبی و پروانه های رنگی و گلهای سرخ و سفید و زرد را و آسمانی آبی با ابرهای سفید و رنگین کمانی گسترده از این سو تا به آن سوی آسمان ...
به میهمانی طبیعت آمده ایم , در کنار همدیگر , آوازخوانان , غزل گویان , لبخند زنان , شادی کنان ...
آن یک با قلاب ماهیگیری , ماهی صید می کند با طعم شعر و این یک ماهی ها را پاکیزه کرده و در لفافه ای تمیز پیچانده و برآتشی درخشان , کباب می کند ! آن یک سیب زمینی ها را در زیر خاکستر گرم پنهان می کند و دیگری , چای ذغالی خوش عطر را دم می کند به مهر ... و فرشته هایی گرم صحبت های دوستانه و کودکانی فرشته سان , غرق شادی و نشاط و خنده ...صدای خنده های کودکان , دشت را به وجد می آورد و گنجشککان را به آواز ... گلها می رقصند و باد شادی کنان می پیچد در لابه لای موهای بید همیشه مجنون ... صدای برکه , صدای زندگیست , صدای عاشقی ...
این صدای مهر است که می پیچد در دشت ... این صدای شعر است که جاری می شود در زندگی , این صدای زندگیست که رها می شود در خیال ... خیالی سرشار رویاهای زیبای واقعی ... واقعیتی نهان در دلهایی سرشار مهر ... دلهایی یکرنگ , نگاههایی عاشق , دستانی مهربان , زبانهایی ثناگویان ...
یکی سر به کوه می گذارد تا هدیه رعد را , قارچ هایی صدفی به جمع هدیه دهد ! آن دیگر نیامده اما صدای سازش را به دوستان تقدیم می دارد , یکی می خندد , یکی می گوید , یکی می نویسد و دیگری ثبت می کند از دریچه پرشکیب دوربینی رها در دستان نازنینی هنرمند و عاشق ...
زندگی جز گذر همین لحظه های زیبا مگر مفهومی خواهد داشت ؟ حتی اگر دمی در خیال خود رها شوی و دست در دست مهربانانی بگذاری از جنس دل ...
کاش رویاها رنگی از واقعیت می گرفتند تا انسانها می توانستند لحظاتی از زندگی را خودشان باشند ... خود خود خودشان , همانقدر مهربان , همانقدر عاشق , همانقدر رها ... کاش میشد ...
به من گفتی آبجی بزرگه !
نگم ؟! خو باشه آبجی کوچیکه !
قلمت پاینده باد...
ممنونم عزیز
بروزم با درد
درد نبینی هیچوقت حمیدجان .
میشه این چیزایی رو که نوشتید واضح تر توضیح بدید ببینم چی شده/ ؟ کی کجا رفته/؟
رویاها رو دوست دارم
زندگی در رویا ها برای من به اندازه همه سالهای عمرمه
دنیا همیشه اونقدر بی رحم است که خیلی از خواستنی هامونو بهمون نده
اما من آدم خوشبختی ام
چون رویاهامو دارم
چون توی رویاهام یه زندگی خیلی قشنگ دارم
یه زندگی که توش از ظلم و غم و غصه و اشک خبری نیست
همه ش خوبیِ و صداقتِ و یکرنگی
شاید برای همین با همه وجود احساس کردم این خاطره خیالی زیبا رو
چه خوبه زندگی در رویاها , اما نه اونقدر که از واقعیات دورت کنه نازنینم .
سلام عزیز دل .
سلام بر خواهر عزیز خودم. ما خعلی ارادتمندیم ها.
خداییش بعضی مطالبت انقد آمیختهاند به حسهای ناب و خوب که حیفم میآد چیزی راجع بهشون بگم چون زبان قاصرم یحتمل بزنه زیباییهاش رو ناقص بکنه.
خیلی خوب بود. ناب بود. همون موقع که نوشتیش خوندم. اما خب هرکار کردم نتونست چیزکی بنویسم.
سلام علیکم آقا دانیال عزیز . میشه شرمنده م نکنی شما ؟!
آخه سایه خانم من کلد استاپ خوردم که مثلا راحت تر درس بخونم!(آخه همش از چشمام اشک میومد!)
نمی دونستم که وسط درس خوندن سرم می افته رو کتابم و خوابم می بره که!
این داروساز ها هم چه دارو هایی می سازنا!
یک ذره به فکر ما نیستند.
نه مامان؟
آره مامان !
سلام
وبلاگ جالبی دارید. خوشحال می شم تبادل لینک داشته باشیم.
با آرزوی موفقیت
مرسی عزیز . سلام .
کاش رویا هارنگ واقعیت می گرفتند....
سلام
سلام سپیده ام ... کاش ...
سلام
از بلندای عرش ملکوتیت
جایی کنار کبریای خداوندی
قدری پایین بیا
بیا کنار دلم بنشین رویای زیباترین خیال من!
سلام
سلام عمه جانم . رسیدن بخیر . زیارتتان قبول ... چه دلتنگتان بودم عمه جانم .
از دوشنبه تا حالا ننوشتی ها ! حواست هست ؟!
حواسم هست و نیست سایه جانم ....
چه جمع پر مهری...حسودیمان شد ماه بانو...
کاش رویاها رنگی از واقعیت می گرفتند تا انسانها می توانستند لحظاتی از زندگی را خودشان باشند.خود خود خودشان...همانقدر مهربان...همانقدر عاشق...همانقدر رها...کاش میشد...
سلام...
صبح زیبایی پاییزیت بخیر.
سلام مهربانو . صبح و شامت بخیر مهربان .
سلام بر سهبای عزیز و مهربان
صبح 20 آبانت بخیر
خدا از امروز زمین و آسمان رو به مدت 20 روز زیباتر میکنه
سلام آقا بزرگ مهربون . روزهایتان به شادی و سلامت .
آها اینا همه خواب بوده!
خواب نه حمیدجان , فقط یه تخیل دسته جمعی !