ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
شب .... آبی ِماه ... آسمان ... مهتاب ...پلنگ ... صخره ... دل .... زخم ...
زخم دل پلنگ .... پرنده تب دارد .... پرنده می نالد ....
دل می سوزد ...
دل ... ترقه ... اسپند .... نور .... نور .... نور ... چشمم ...!
پرنده ... تب .... آتش .... خاکستر ...
رنج دل سرریز می شود .... هذیان ... هذیان ...
تب ... هذیان ... روح .... رها ....سبک ...
هذیان دل درد دارد ؟
دل ... آتش ... رنج .... رنج .... رنج ...
دل ترک می خورد ... دانه دانه دل ...
آب انار دل , .... اشک ِچشم ِلیلی ...
حی علی الجنون ....
قد قامت اللیلا ....
اشهد ان لا حیاه الا العشق ....
اذان می گویند ..... الله اکبر ...
اذان ... قاصدک دعا ... شکوه پرواز قاصدک ها ..
سپیده سر زد لیلا ؟!
قد قامت الصلاه ....
شب
آبیِ ماه
مریم
نرگسی
اول شدم رفت
یاد کوبیسم ادبی داداش افتادم
جاش چقدر خالیه
خواهران عاشق و برادران فارغ راسته ها
جای من خالیست ....
حالا من دارم میرم سفر~~> زادگاه هلینا
جای من خالی تره کهـ...
آش پشت پا درست کنین برام
سفرت به سلامت مریم جان .
سلام سهبا خانوم میگم کاش الان می شد رفت توی این عکس
کاش میشد عمه جان ...
سلام . شب خوش .
اما من حس می کنم این عکس کمی ترسناکه عمه
سلام مریمی کجاش ترس داره !وقتی ما همیشه به ماه نگاه می کنیم و باهاش حرف می زنیم ماه همین جوری مثل این عکس میاد پیش ما ...شایدم من ترسو نیستم خو
عمه فکر کنم ماه داره روی آب برکه شنا میکنه ! چه کیفی داره ها !
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
سلام مهربان
پرنده تب دارد ....
حی علی الجنون ....
واااااااااااااای دلم رفت
دلتون کجا رفت برادر ؟!
سلام ...
پرنده می نالد
پرنده که می نالد دلم می لرزد...دلم از تب می لرزد و جنون...
پنگ تنهاست زیر این همه نور
جگرم آب اناراست ترش ونکین...
هذیانم را ببخشید رفتم تا دل اشک لیلی
ای وای بر من ! کسی نگفته بود جنون و تب هم مسری ست !
من شرمنده دل برادر ... وای بر من !
درجه تب ها رو اعلام می کنیم


خانوم سهبا 41
آقا اردکی 43
بزن کف پلنگی رو به افتخار اسپندای روی آتیش
تا سبک بشه روح صخره ی زخم خورده ی دل زیر آبی ماه در شب آسمان اینجا که پرنده تب دارد و آتش هذیان روح رنج دیده من است در چکه های انار سرخ لیلی
من چند؟
تبمو میگم
والا به نظرم از من بیشتره تبت فرینازم ! دکتر نداریم اینورا ؟! آییییی !!!!
اصلا می دونی ماه هم تب ...جنون... داشته اومده توی آب شنا کنه خنک شه
تب ماه ! گفتم شاید از کمال در اومده , تبش کم شده باشه ! ماه اما همیشه ماهه ! تب داره .... بمیرم براش !
سلام سهبای نازنین و دوست داشتنی من
چشمت از آمدن برادر روشن...
مثل همیشه زیبا نوشتی...
شبت خوش
سلام مهربان خوش آوا ! چشم تو هم روشن .
لطفت مستدام عزیز دل .
نه خب احتمالا اومده ما رو از آب بگیره ...مثل قایق نجات...ماه از کمال در نمیاد دیگه!ماه همیشه کامله تقصیر دل ماست این جوری می بینیمش ...
تب داران عزیز سلام
یعنی می فرمایید عمه تب نداره ؟ " مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب .... "
عمه ؟
راست میگین , تقصیر چشم دل ماست که ماه رو ناقص می بینیم ...
عمه
شما چرا دکتر نیستی آخه؟
میگم بانو شما می دونی فرق تبی که به جنون می رسه با جنونی که به تب می رسه چیه؟
فقط می دونم خیلی فرق دارن
یکیش توش شیتونه:|
نه جون خودم ! نمیدونم ...
اینو باید از عمه پرسید و استاد امپراتور ...
حی علی الصلواه
روح رمید در قلم ،
دل پر کشید در دوات !
قد قامت دوست
جانم به لب آمد ،
سویم وصل اوست !
.................................
سلام
ای جااان !
داداش مهرداد درجه تبشون چنده , فریناز ؟!
سلام کهکشان مهر ...
قد قامت دوست ...
ببین فریناز قشنگم این سهبا خانوم خودشون یه پا دکترن این خط آخری شربت تب و جنون و اینا رو نوشتن :
قد قامت الصلاه ...
عمه ؟!!!!
در عصر ِ دل ... عصر ِ بی شفا
یکباره یک سقوط می شوی
یکباره یک پرنده ی محبوس می شوی
در حوض ِ کوچکِ دستانش
قدقامتِ عشق می بندی و
عشق را از دریا طلب می کنی
که این جنون ِ دریا
با مجنون ِ خاکی
الفتی جاودان دارد
و آنگاه
سنگین و خاموش
چون درد ، چون نبودن
زخم ِ دلت را عزیز می داری که
این زخم
زخم ِ مهربانی ِ دریاست
و تنها با مرهمی که هدیه ی دریاست
شفا می یابد
زخم دریا هم از مهر است ... که اگر نخراشد دل صدف را ... مرواریدی به بار نخواهد نشست !
دریا را و طوفانهای گاه گاهش را نباید به دل گرفت , مگر به مهر ...
سلام دوست عزیز . شبتان آرام . عشق در وجودتان همیشه به قامت ...ممنون از حضورتان .
اینجا که همه واسه هم هندونه قاچ می کنن


غصه نخورید پیش بینی میشه همه تبشون بیاد پایین الساعه
مهردادو تب سنج ارور داد! رفت تو خط وصل
ای وااااااااااای !
هندونه ؟ اینجا هممممم !!!!!!!!!!!!
ای دل های تب دار برای مهرداد خان یه کف مرتب
برادرزاده مهرداد تو مصرع دوم دمید یا رمید ؟
یاد دعای برادر افتادم :
جوهر دلتان به قلم دوست , شکسته نستعلیق باد بر کاغذ آبی آسمان ...
سژیده سر زد لیلا
بیا قصه نگوییم
غصه است همه دشت
در قربانی شدن قاصدک
بیا قصه نگوییم
اذان است وماه
لب ریز رود است
بیا لیلا
ارتفاع روحم به زانوهایت نمی رسد
بیا
نگاهت نستعلیق است کنج زخم سهراب
تهمینه خواب است
بیا اذان بدهیم
قامت دوست
به تیمم دل شکسته خداست
در زخم عمیق آفتاب
....
ای عشق ،
.
هذیان ساز شب تب دار منی !
عمری سوختم به پایت !!
نگو به پای شوره ام نمی مانی.!!
.......................
درد از هندوانه گذشته شاید برف هیمالیا !
سلام عمه
همون( رمید) .
بهش فکر کن
تب بالای چهل و پنج ... نوبت وصل و لقاست ...
حرف نداره برادرزاده مهرداد می خواستم مطمئن بشم
کولاک بود
بزن اون کف قشنگه رو !
اشهد ان لا حیاه الا العشق ....
سلام مهربون
پیغام رسید ومن آمدم برای عرض ادب
آبجی گلم....ماه رو میچینم و میزنم گوشه موهات تا جهان بدونه مدار وقمر دلمون کدوم سمته
سلام مهربان سلطان ماه و پروانه ها . چقدر دلم بهانه بودنت را می گرفت عزیز مهربان . ممنون که آمدی به لطف همیشه ات .
ماه با چشمان زیبای تو معنا دارد نازنین . شرمنده مهرت هستم عزیز دل .
سهبا خانوم من چقدر انتظار کشیدم تا این ماه سلطانو ببینم ...خوب شد عکس ماه رو گذاشتید تا ساطان دل ها ماه سلطان بیاد
سلام ماه بانو
عکس ماه و انجمن حمایت از بانوان , کار خودش رو کرد عمه ! خوشحالم , که من هم دلتنگ بودم ...
بگذارید عمه خطابتون کنم که خیلی از دل پاکتان شنیده ام و قول آقامون با ماه نسبت دارید
عمه خانم
دل که قابلی نداره تاج رو تقدیم می کنم که سلطان شمایید
مانا هستید و تاج مهربانی مخصوص دل شماست ٬مانا خواهید ماند بخاطر دلنشین الیاسین خدا...
اونوقت برادرزاده ماه سلطان بانو چرا بروز نمی شید!
همیشه لازم نیست کلمات جمله شوند تا به دل بنشینند هر کلمه خودش یک دریاست..یک اقیانوس است...تک تک کلماتت به عرش می برد ...اشهد ان لا حیاة الا العشق....من هم شهادت می دهم...هزیان هم قشنگ است..حتی روح تبدار هم خواندن دارد...چه عیبی دارد بگذار گاهی هم روح تب داشته باشد..اگر حاصلش هزیانهای اینچنینی باشد می ارزد
سمیرای من , بارها خواندم کلماتت را و جز سکوت چه دارم که پاسخت گویم نازنین مهربانم ؟
تو در نفس نفس هایی که معطر می کنی فضا را به بودنت , شهادت می دهی که جز عشق , زندگی نمی شناسی ...
سلام بر شما.ممنون که سر زدین خوشحال شدم .همیشه دورا دور شعراتونو خوندم و در قسمت نظر دهی وبلاگ ؛امپراطوری بهار؛ اسم و نظرتون رو دیدم.
اذان ... قاصدک دعا ... شکوه پرواز قاصدک ها ..
سپیده سر زد لیلا ؟!
قد قامت الصلاه ....
بسیار زیباست.
از آشنایی با شما خوشحالم
سلام عزیز دل . خوشحالم از امدنتان . قدمتان بر چشمانم ...
خوش آمدی نازنین .
چه هذیانهای زیبایی خواهر روح شما چه زیبا تب میکند روحت هم مثل خودت همه چیزش دوست داشتنه
شما لطف داری عزیز قشنگم . فدای مهربونیت خواهر .
فریناز
درجه تب جنون مرا بنویس ۱۰۰
چه کرده خواهر مجنونم در این پست
آآآآآآآآآآآآآآییییییینفس می کشم با این پست
حی علی الجنون !!!!!!!!!
...
هین کژ و راست می روم
...
چه جنون رئال و شیرینی
چقدر آدم خودش می شه وقتی اینا رو می خووووونه
یکی بیاد دستم رو از روی کیبورد برداره تا هشتاد صفحه کامنت ننوشتم
اشهد ان لا حیاه الاالعشق...
اشهد ان لا...
گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند...
حافظ من کجایی
در کمین گاه نظر با دل خویشم جنگ است
ز ابرو و غمزه او تیر و کمانی به من آر
دلم از دست بشد دوش چو حافظ می گفت:
کای صبا ٬ نکهتی از کوی فلانی به من آر...
قد قامت الزنجیر !!!
حی علی الپرواز !!!
*
خودمون یه گروه دیوانه بودیم
این پست صهبا رسما خلاصمون کرد!
درجه تب 100
خواهر مجنون
سماع دل
آن یار کزو گشت ...
در کمین گاه نظر
قد قامت الزنجیر
....
چه خبر شده اینجا ....
هذیان در هذیان , تب در تب, جنون در جنون ...
مجمع المجانین شده چرا سایه سار ؟!
ببخشید :
سهبا !!!
تقصیرمن نیست
صهبای جنون کار خودشو کرده انگار !
صاحب اختیارید برادر ! صهبا و سهبایش چه توفیری دارد وقتی اینهمه مهرباران می کنید خواهر کوچکتان را ؟!
صهبای جنون هم زیباست ... ( اصطلاحات و استعارات شما بی نظیرند جناب برادر آفتاب ...)
هزاران بار سپاس .
وقت هایی است
که دلم جز به بودنت رضایت نمی دهد...
از کجا تو بیاورم...
...........
امشب شب تولد آقا مهدی است...
........
هفته پیش مهمانش بودم وامشب دلتنگش...
........
سلام به خواهری ماه خودم...
سلام خواهری . از صبح منتظر فرصتی بودم زنگ بزنم و تولد را تبریک بگویمت , نشد ...
مبارک است میلاد برادرت ... یادت باشد که من هم هدیه می خواهم !
می شه پشت سرتون واستیم ؟!
عزیز دل , من و تو کنار هم , شانه به شانه می ایستیم به نماز ... امامش ....
تیممش هم با خاک کوی دوست

مکبر هم...فرداد...با اون صدای ناز و قشنگش
قبوله ؟
نماز مجانین
نماز جنون ...
تیمم با خاک کوی دوست !
وااااای !!!!
محشر است , محشر ...
100!


آقا آفتاب! کولاک کردی که بابا
نبود بالاتر؟
بیچاره اینقد هندونه اینجا ریخته تب خود سهبا رفت زیر 20 اصن پیداش نیست این بانوی ما
هستم شادونه قشنگم ... تبم بالاتر رفت و پایین , نه !
حی علی الجنون ....
قد قامت اللیلا ....
سلام آبجی
به نماز ایستاده ایم در محضر بابونه و ریحان
پیشنمازمان شمایید
سلام برادر . من هم در کنار شما به قامت ایستاده ام. پیش نماز خود مجنون تمام است .... خواهمتان گفت ...
سلام
تبتون پایین نیامده؟ دکتر دل غایبه خب !چاره ایی نیست باید به پاشوره ی هم بنشینیم تا دکتر بیاید
(انجمن ح...)
دکتر دل ؟ کیه عمه ؟
مجازی؟ یا حقیقی؟
همونی که شما اشاره کردین عمه ؟
شهریار کوچولو گفت:بیا بامن بازی کن نمیدونی چقدر دلم گرفته...
روباه گفت نمیتوانم هنوز اهلیم نکرده اند اخر...
شازده کوچولو فکری کرد و گفت:اهلی کردن چیست؟
روباه گفت چیزی است که پاک فراموش شد ه یعنی ایجاد علاقه کردن اگر تو منو اهلی میکردی هم من به تو احتیاج داشتم هم تو...
تو واسه من بین همه عالم یگانه ای میشدی من واسه تو....
شهریار گفت:کم کم داره دستگیرم میشه یک گلی هست که گمانم مرا اهلی کرده باشه
چقدررررر دوست دارم این تیکه شازده کوچولو رو ... خیلی خیلی خیلی ...
و من هم اهلی شده ام برادر ... اهلی یک روح بهاری ...
چقدر اهلی شدن خوب است ...
سلام خواهری
و سلام عمه طهورای عزیز و عمو امپراطور
سلام وروجکم . خوبی ؟ غیبت داشتی دیشب ؟!
اسمشونو یادم رفته یکی بود درباره دل و دف دل و ...صحبت می کرد؟
عمه ؟ فکر مغز جلبکی منم می کنین ؟!
عمو امپراطور یه قسمت از شازده کوچولو رو گفتند من هم این رو دیدم گفتم بذارم،با اجازه ی صاحبخونه
اگر آدم گذاشت اهلیش کنند بفهمینفهمی خودش را به این خطر انداخته که کارش به گریهکردن بکشد.
و من چقدر دلم گریه می خواهد بسیار روزها !
علیک سلام به وروجک عزیزو امپراطور بزرگوار
صاحب خونه رفتن دو رکعت نماز بخونن
نه عمه ! رفتم دو رکعت شام بدم به خونواده ! بفرمایید شام !
راستی سهبا خانوم اونجا فرمودید:دل..ترقه...اسپند..
علت ترقه رو متوجه نشدم .توضیح می دید استاد؟
وای عمه ! باز شما عمیق شدین ؟!
تو آتیش سوزی دل , ترقه باعث شادی میشه لابد ! شادی دل دیگری ... شادی دل لیلا ...
دیگه
دوست داری الکی بخونم

باشه اگه نخواستی نگو
گفتم که عمه !
آجی غیبت کردن همیشه بد نیست باعث میشه بفهمیم کسی دلش واسمون تنگ میشه یا نه
از کی غیبت کردیم مگه آجی ؟
آخی آخخخخخخخخخییییییییی چه جالب !یعنی عند مردونگی!!!برای شادی دل لیلا ...
نمی شود به خدا این کلافگی ها را
رها کنم... بپرم ...دووووووووور ... ناپدید شوم
چقدر ناز بود آجی
زنده باشی آجی ...
وروجک منم غیبت کنم چند روز ؟گمونم سهبا جان خیلی خوشحال بشه
آخه این کامنت دونی یه نفس راحت می کشه خو از دستم
عمممه ؟؟؟!!!
نه عمه جون
شما غیبت کنید اینجا رو غم میگیره،هیشکی خوشحال نمیشه