ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
یه وقتایی , یه پیامکهایی , عجیب درد داره :
* درد یعنی سرت به همون سنگی بخوره , که به سینه می زدی !
* زخم هایم به طعنه می گویند :" دوستانت چقدر بانمک اند !
* سیر شدم , بس که سرد و گرم روزگار را چشیدم !
شنیدن این حرفها , از زبان یک عزیز , چقدر سخت است و کامت را تلخ می کند !
پی درد نوشت :
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
سلام
پراز زخمم....
سلام . وای بر من ! چرا برادر ؟!
آجی...
چی شده آخه...
از چی دلخوری...
دلخوری که همیشگیه خواهری , اما نگران من نباش ! تو فقط دعا کن باشه ؟
سلام آجی
واسه من که خیلی وقته...
اما یه روز تموم میشه
یه روزی،یه جایی...
همه چی میگذره خواهری ... شاید بهتره ما هم بی خیال شیم !
شاید میان اینهمه نامردی
باید شیطان را بستایم
که "دروغ" نگفت؛
جهنم را به جان خرید اما
"تظاهر" به دوست داشتن آدم نکرد ...
شیطان فقط خدا رو دوست داشت , شد این ! ببین اوضاع ما چی میشه زهراجان !
نمیدونم چرا این روزا تلخی ها و ناامیدی بیشتر به چشم میاد
چی بگم عزیز ؟
میون اینهمه ناراحتی
تقدیم به شما
بنویسید به دیوار سکوت ،
عشق سرمایه هر انسان است.
بنشانید به لب ، حرف قشنگ ،
حرف بد وسوسه شیطان است.
و بدانید که فردا دیر است.
و اگر غصه بیاید امروز،
تا همیشه دلتان درگیر است.
پس بسازید رهی را که کنون ،
تا ابد سوی صداقت برود ،
و بکارید به هر خانه گلی ،
که فقط بوی محبت بدهد! ...
سعی میکنم زهراجان ! ممنون عزیز مهربان .
کامنتدونی اینجا حکم آینه واسه من داره،شما که اینا رو بلدین.نوشتم تا خودم یادم بمونه
میشه حکایت شعر شاملو :
من برمی خیزم , چراغی در دست , چراغی در مقابلم
آینه ای در مقابل آینه ات می گذارم
تا از تو ابدیتی بسازم ...
حالا ما هم از مهربانی ابدیتی بسازیم ...
مرسی خواهری
سهبا جان؟!
نمی دونستم چی بنویسم از جناب حافظ کمک گرفتم این شعر اومد :
این از اون نوشته هاست که اون ته انرژی آدمو می گیره ..
بعضی وقتا رو حتی نمی توان تعریف کرد...
الان اومدم و خوندم این جوری شدم
ساقیا می بده و غم مخورازدشمن و دوست
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
رسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهار
گریه اش بر سمن وسنبل و نسرین آمد...
عمه جان ؟!!!
فداتون شم , این پیامک ها رو یه دوست عزیز برام فرستاده که باعث ناراحتی من هم شده خب !
ولی خب اون دردنوشت به خاطر همدردی با هموطنان آذری زبانمون هست که این روزها , آواره آوارها شده اند !
سلام
وبلاگ خوبی دارین
ممنون میشم منو به لیست دوستانتون اضافه کنین
من شمارو لینک کردم
مرسی
سلام . ممنون آقای آرمان عزیز .
شما که هیچ وقت برای ما چنین دوستی نبودی کاش ما هم نبوده باشیم
نیستی افروزم , شما گلی ... یه گل خوشبو و قشنگ .
باسلام عرض ادب واحترام خانم یادگاری گرامی درود بی حد برشما بایک شعر برای زلزله در خدمت شما هستم
سربلند وموفق باشید
سلام جناب عرفانیان عزیز . ممنون از دعوتتان . چشم . خواهم آمد .
درد یعنی زلال باشی مث رود اما دوستانت سنگهایی را که از دلت برداشته اند به سوی خودت پرتاپ کنند

زخم هایم را می شمارم... نفسم به شماره افتاده... نمکدان را بر میدارم تا یادم بماند که من زخم خورده ام... تکرار مکررات نشود
سردو گرم روزگار
یه وقتایی دل آدم اونقدر میگیره که منبع آرامش بلاگستان رو هم درگیر می کنه... یه وقتایی که سرای گل نرگسی هم به غم عجین میشه و دل ما رو هم بدجور غم میگیره
سلام آرامش دل بلاگستان
زخم خورده نبینمت خواهری
سلام مریمی جانم . فدای مهربانیت . نگران نباش عزیز . ممنون از محبتت .
از غم تو، تن ِ من لرزید

از غم ِ زمین
یک شهر
« محمد رضا مرکبیان»
سلام سهبا خانوم.عمه طهورای عزیز....خوبید ؟!شبتون بخیر
سلام ریحانه جانم . شبت خوش نازنین .
سلام ریحانه ی عمه .خوبی ؟
سهبا جان خب این دوستتون که این پیامکو فرستاده حال دلش بهتره؟
سلام عمه جانم . شبتون خوش . ممنون بابت همه مهربونیهاتون. حسابی حسابی شرمنده تون شدم عمه !
راستش بهتر که هستند به گمونم , اماهنوز خوب خوب نیستند فکر کنم !
دعا کنین واسه دلشون .
چه ساکته این ورا یاد اون موقع بخیر همایش داشتیم و صاحبش نمی اومد سخنرانی کنه ...یاد جناب بیب و ...
غول های ریحانه بخیر ...راستی ریحانه جان غول هاش کجا رفتن؟....
اتفاقا دیشب پریشب یاد غولهای ریحانه افتادم . چه حیف که اینقدر زود خاموش شدند غولها . راستی اگه داداش بودند , امشب جشن تولد داشتیم واسه آرزوی برادر . حیف که نیستند !
هم من و هم غول هام خوب خوبیم...


ولی خب این روزها یکسری از هموطن هامون لبخندشون گم شده ...باید به این سکوتشون احترام بذاریم.. فقط برای همین
راستی من هم تولد آرزو خانوم گل رو تبریک میگم...
انشالله 1000سالگیش
شکر که خوبی ریحانه جانم .
ممنون بابت تبریکت . امید که 100 ساله شود آرزوی برادر .
منم براش تبریک فرستادم اما فک نکنم رسیده باشه
تولد بابایی و دخلی توی یه ماهه
تولد آرزوش مبارک
تولدش بازم مبارک .
..........
..............
...................
.............................
اینا یعنی چی خب ؟!