سایه سار زندگی
سایه سار زندگی

سایه سار زندگی

و اینک لحظه موعود ....

1- ناهید


زرد , نارنجی , بنفش ... رنگ در رنگ , طرح در طرح ... فرفره هایی زیبا در کنار هم , نشسته بر گلدان زیبای سنتی , ایستاده بر طرح  بته جقه های زیبای نگاه یار ...در گوش هم حدیث عشق می گویند . فرفره هایی که در شب مهتاب , چرخ زنان رو به سوی ماه دارند و رویایشان رنگ مهتاب می گیرد ... فرفره های شاعر , فرفره های عاشق ... کاش دنیای ما هم به زیبایی و رنگارنگی این فرفره های رنگی بود !


2- امپراطور بهار


فرفره و فیروزه , گل در گل , طرح زیبای اسلیمی ها , بته جقه های مهربانی نشسته بر دریچه نگاه بهارانه ای که با هر لبخند , شکوفه ای از شادی می کارد بر دلهای هر آنکه با امپراطوری بهاران , نسبتی دارد ...


3- آقابزرگ


سبز , قرمز , صورتی , سفید , سیاه ... فرفره در فرفره , فرفره بر فرفره ! رنگ در رنگ , طرح زیبای لبخند , لبخند نگاه , لبخند لبها , شادی کودکانه , محبتی بی ریا و صمیمانه ... خواهر , برادر , شانه به شانه , چشم در چشم مهربانی زلال پدر , آرامش حضور مادر ... دنیای کودکی , دنیای لبخندها و شادیهای ناتمام .... کاش هیچگاه از کودکی مان فاصله نمی گرفتیم ... کاش قدردان باشیم حضور این فرشته های زندگی را , این زیباترین هدیه های شادی بخش را ...


1- زهره 


زهره : آجی زهرا , بادبادک منو ندیدی ؟

زهرا : تا چند دقیقه پیش که دستت بود !

زهره : نخش از دستم رها شد و.... الان نمیدونم کجاست !

زهرا : شاید بادبادکت هم دنبال یارش میگرده ...

بادبادک : چقدر قشنگه گوش کردن به صحبت های دو خواهر ! راستی یار من کجاست ؟!


2- عمه طهورا


شب است و نقره پاش مهتاب . پنج ستاره درخشان آسمان چشمک زنان رو به ماه دارند و دست افشانی می کنند حضور پرفروغ ماه آسمان را ... طهورا , مریم , زهرا , ریحانه , سهبا .... 

برادر آسمانی ما , باز هم میلادت پرنور ...

3- ستاره 


چشم , چشم .... کو ابرو ؟!  دماغ , دهن , دو لپ پو !

گوش گوش , اینم لباس پر پوش ....

ببین چقدر قشنگم .... چقدر رنگ و وارنگم !!!

کاردست تارا هستم ... واسه همین زیبا هستم !


پی نوشت :


انتخاب برنده هرچند توسط من شکل نگرفت , اما کار سختی بود . برای همین ترجیح دادم به سه نفر اول فرفره و بادبادک هدیه ای ناقابل تعلق بگیرد . اما دوست دارم قبل از اینکه نظر من در مورد جایزه اعمال شود , خود برندگان و دیگران هم ابراز سلیقه کنند ... ممنون می شوم .

ضمنا از سایر دوستان عزیز هم بسیار سپاسگزارم به خاطر شرکت در این مسابقه . از سپیده , سمیرای عزیز و داداش محمد هم که هر کدام با دو رای در مرحله بعدی هستند , تقدیر ویژه به عمل می آید ! امید که این فرصت کوتاه کودکانه بودن , برایتان شادی بخش بوده باشد .



نظرات 39 + ارسال نظر
مهرداد چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:38 ب.ظ http://kahkashan51.blogsky.com

سلام آبجی سهبا
احتمالا رمز برنده شدن توی مسابقه ی شما استفاده از طرح بته جقه بود نه بادبادک و فرفره! چه بسا اینکه دست ساخته ی همه ی دوستان ، چون با ذوق و یاداوری خاطرات کودکی توام بود ، زیبا و چشم نواز بودند ای کاش استفاده از پس زمینه ی بته جقه ای قبل از ساختن در ذهن همه ی دوستان نقش میبست حالا که حضورآسمان آبی که دلیل اصلی پرواز هر پرنده ایست ، رنگ باخته است .....
دستتون بابت طرح این مسابقه درد نکنه ، به برنده ها تبریک عرض میکنم....

سلام داداش مهرداد عزیز . ممنون از حضور و انتقادتون . اما اگه دقت فرموده باشین برنده اول بادبادک همون برنده مورد نظر شماست که بادبادکش در لای شاخه های درختان گیر کرده و یادآور بازیهای کودکی ماست .
طرحهای بته جقه در فرفره ها مورد استفاده قرار گرفته برادرم !

مهرداد چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:40 ب.ظ http://kahkashan51.blogsky.com

خدا رو شکر برای یک بار هم شده انگار من اول شدم....

امروز احتمالا خورشید از مغرب و ماه از مشرق طلوع کرده که من باید با اولین کامنت به نام مهربان برادر کهکشانی ام ذوق زده بشوم ! دستتان درد نکند ماه و خورشید و کهکشانها که همه دست در دست هم دادید تا این شادی را به من هدیه دهید !

داداش محمد چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:43 ب.ظ

ای بابا خواستیم اول بشیم این داداش فرداد جلوی ما رو گرفت

خوب تبریک میگم به بزگوارانی که برنده شدند
امیدوارم در مرحله مرحله زندگیشان برنده بشن.

خوب ما که تو زندگیمون از این شانسا نداشتیم والا

اما شانس های دیگه داریم کا به پیشرفتمون کمک میکنه و اون شاد کردن دل انسانه

اجی ریحانه الهی بمیرم من...ایفون افتادی مانتو هم که هیچ ایشالله خودم براتون میخرم اجی

خوب من برم دیگه لالا
شب همتون خوش باشه
راستی التماس دعا تو این ماه پر برکت و عزیز
هر کی منو دعا نکنه الهی در بیاد بر پیشونیش 100 عد جوش

داداش فرداد ؟! محمد ؟ خوبی داداشی ؟؟؟؟
ایشاله دفعه دیگه اول میشی ! غصه نخور عزیزم !

داداش محمد چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:44 ب.ظ

داداش فرداد بدی بار خواستم اول بشم

محمممممدددد !!!!

داداش محمد چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:49 ب.ظ

وای ابرویم رفت
وای وای سوتی دادیم در حد تیم ملی

داداش مهرداد نه فرداد

وای وای این ماه رمضونی منو کلی منگول کرده

عجب اوضاعی دارم از دست این داداش کوچیکه !

مهرداد پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:07 ق.ظ

کا ممد آقا دمت گرم تو اولی همیشه

تحویل بگیر داداش کوچیکه !

ریحانه پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:31 ق.ظ

من اجازه دارم یک اعتراف بکنم :
اگه پسر میشدم و مامانم اسممو مهرداد ،فرهاد،کامران یا امیرعلی نمیذاشتن خعلی غصه میخوردم خعلی

خوش بحالتون جناب مهرداد و همچنین تبریک به حسن سلیقه ی پدر و مادرتون

من باز هم تبریک میگم به برنده ها...

ای جان ! ریحانه مهردونه !

طهورا پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 01:27 ق.ظ

سلام ممنون که این بادبادک تبریک رو انتخاب کردید و عمه را شرمنده....
حالا به خاطر این لطف من دلم می خواد :

جایزه ام دونه های صلوات باشه ...
یعنی مثلا سهبا جان ۵ تا صلوات هدیه کنن به من و من اون ۵ تا صلوات رو هدیه کنم به مریم و مریم اون ۵...رو هدیه کنه به ....و .... و ..... و .... و تا تمام کسانی که این جا رفت و آمد دارن و آخرین نفر اونو هدیه کنه به امام عصر (عج)و ثواب اونو هدیه کنیم به تمام پدر و مادر هامون .....

من پنج تا صلوات هدیه کردم عمه ....
ممنون . اما هدیه شما محفوظه ...

داداش محمد پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:44 ق.ظ

وا داداش مهرداد من شوخی میکنم ها

فدای مهربونی هاتون بشم من

ابجی خوب من از بس گشنگی و تشنگی نمیکشم دیونه شدم ها
مامان ما هم گیر میده نر بعد از افطار بیرون...مرد باید خونه باشه...والا ما هنوز زن نگرفتیمسر کار هم نمیریم کهوالا الان تو خونه ایم دیونه میشم از گرما چه برسه که بریم سر کار دیگه استخون های دستمم دیده میشن

ای داداشی نازک نارنجی ! خب یه ذره به حرف مامانم گوش کنی چی میشه مگه ؟!

بزرگ پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:14 ب.ظ http://navan1.blogfa.com

ممنون
به نظر من شاید دو فرشته من واسه خودم قشنگ باشه ولی فرفره ها ، نه
دوستان فرفره های بسیار بسیار خلاقانه تر و زیبا تری داشتن

فرشته هاتون , طرح فرفره در فرفره و رنگهای قشنگ و عکس خوشگلتون همه با هم , بسیار زیبا و خلاق بوده و لیاقت برنده شدن رو داره . شرمنده که هدیه ای درخور پیدا نمیشه واستون !

سمیرا پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:39 ب.ظ http://nahavand.persianblog.ir

مبارکا باشه...واقعا انتخابا به حق بودن...و از همه مهمتر اینکه دوتا ناونی قهرمان وارد تیم ملی شدن و برنده شدن...مری خوم برنده بیم...مارک با آقا بزرگ و اردک خان...و مبارک همه برنده ها باشه...دست باعث و بانی این بازیم درد نکنه که لحظات خوشی رو خلق کردن

زنده باشی خواهری . جایزه شما هم محفوظه ها ! ( گفتم که گفته باشم !)
راستی تولد آقا احسان عزیز هم مبارک .

مهرداد پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:42 ب.ظ http://kahkashan51.blogsky.com




* & *
* & *
* & * * * * * &
* & *
&
&
&
&
&
&
&
&
سلام آبجی
اینم بابادک مستضعفی

سلام داداش مهرداد . میگما این بادبادکتون رو داره باد می بره ها ! مراقبش باشین !
خوشگله ولی جایزه نداره دیگه ! دیر شده !

مهرداد پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:56 ب.ظ

بادبادک من جلد ِ جلدِ هر جا بره بر میگرده آ ب د ا ن

چه خوب ! من اگه کبوتری هم داشته باشم , به جلدی بادبادک شما نمیشه ! راس میگما !

ناهید پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 01:12 ب.ظ

سلام نرگس جان خانوم عزیز و مهربون
ممنونم که همیشه ایده های نابت جرقه ای می شه که لحظاتی هم شده شاد باشیم و در دنیای دوستی ها و دنیای عواطفمون و عشقهامون به سر ببریم . لحظاتی که می شینی و با همون بضاعتی که داری فرفره درست می کنی .
...در حالی که امیرحسین تو مسابقه بود و بعد از چند ماه با آمادگی کافی وارد مسابقه نشده بود من شدیدا نگرانش بودم با دخترم تصمیم گرفتیم فرفره درست کنیم و او به یاد روزهایی که کوچولو بود و فرفره هاش و می گذاشت جلوی دوچرخه اش به سرعت پا می زد تا تندتر بچرخن ... و بچرخن ... مثل چرخ روزگار که می چرخه .. و دوست ها رو به هم می رسونه !! ساعات آخر شب و فرصت نرگس جان رو به اتمام بود ... نمی تونستم منتظر روز بشم !! گاهی چقدر زود دیر می شه !! دختری هم با من مشغول بود و تازه فهمیدم درست و حسابی هم بلد نیست کم کم اضطرابم کم شد حس کردم رفتم تو دنیای فرفره ای و آروم شدم . تو دلم گفتم مرسی نرگس جان که با بهانه ی به این سادگی آرومم کردی . می گفتیم امیرحسین بیاد چقدر خوشش بیاد از این ها !!
خب وقت عکس گرفتن رسید باید یه جا می ایستادن دیگه فرفره ها!! یه کوچولوی ناز و جیگر نداشتیم بدیم دستش تا بدوه و بچرخن !! تلاش کردیم بچرخونیم و عکس بگیریم نشد !! من هم گذاشتم تو یه گلدون قدیمی که از 15 سالگی ام دارمش و هدیه ای قدیمی است یه سوغاتی است که داخل حجره ی مشبکش شمع می گذارم . گلدان و گذاشتم رو میز که همیشه و باید بگم ده سالی می شه این بته جقه ای !! روش پهن شده و به رنگهای آبی و سفیدش عادت کردم و چراغ خاموش کردم .. و شد یه عکس !! وقتی این عکس و گرفتم به تنها چیزی که فکر نمی کردم بته های جقه ای بو د.. بود و تنها به این فکر می کردم که می شه با چند تا کاغذ کادویی و رنگی و یه سوزن و چند تا چوب حصیر کهنه شادی آفرید و در دایره مهر دوستی عزیز حضور داشت و فقط همین...
ممنون که دوستشون داشتین شاید چون با عشق درست شدند برای دوستی های امروزم نه خاطرات دیروزم !! مورد پسندتون قرار گرفت ..

سپاسگزارم و دست همه تون و می بوسم ...ناهید

ناهید ... اجازه میدی هیچی حرف نزنم عزیز دل ؟!

سپیده پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:53 ب.ظ

به همه برندگان این مسابقه تبریک میگم
مرسی بابت لحظه های خوبی که برای دوستان ساختین

قربونت برم نازنین . هدیه کوچیک شما هم پیش من محفوظه ! ممنون که شرکت کردی عزیز دل .

مریم پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 03:36 ب.ظ http://najvaye-tanhai.blogsky.com

برای ناهید بانوی عزیز
رنگها که با چشمانت بازی می کنند و آن گلدان زیبای قدیمی و فرفرهایی که نور را در دل کودکیهایت پخش میکند
عجب شگفت انگیز است اینهمه زیبایی و تضاد

برای برادر اندیشه های ماه... امپراطور بهار
حالا دیگر رنگ فیروزه ای ببینم علاوه بر داداش مهدی ام (که او هم بدین رنگ علاقه خاصی دارد) یاد شما هم می افتم برادرم... و آن گلهای مدور و رنگی چ به دل می نشینند

برای دو دردانه آقا بزرگ
وقتی دستان خواهرانه ات بروی شانه های کودکانه ام حس می کنم امید میشو م شور
وقتی نگاه با نگاه به چشمان مهربان پدر یکی از خاطرات کودکی را ثبت می کنم شوق میشوم و زندگی
خدا برایتان حفظ کند این نوگلان حیات بخش را آقا بزرگ عزیز

زهره
و عاشقانه ای دو خواهر از جنس آفتاب و مهربانی
زیبا بود زهرا و زهره جانم

عمه طهورایم... مهربانی تان بارها و بارها بر این دل کوچک و بی طاقتم تثبیت شده است... تازه میخواستم فریاد بزنم کهجرات کرده اسم حقیر مرا جلوتر از اسم عمه طهورایم بنویسد... شرمنده شده ام عزیز مهربان

ستاره
شعر را که سهبا بانو گفته اند
ما فقط تماشا می کنیم

و در آخر به هر شش نفر این بزرگواران بابت برنده شدنشان تبریک عرض می کنم و امید که همیشه موفق و سربلند باشند

اینقدر قشنگ گفتی مریم جان که حرفی واسه گفتن من نذاشتی ! ممنونم مهربان .

داداش محمد پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 03:43 ب.ظ

داداش مهرداد من خودم مواظب بادبادکتون هستم

وا ابجی دیگه ما از نازک نارنجی گذشتیم دیگهواسه خودمون مردی شدیم اما ولی احساسامان بزرگ و بزگتر میشه ولی ما مث کوه استوار بر سختی ها پیروز میشویممیگن نه نیگاه کنید خوب در اینده ای نه چندان دور

میگما این اجی ریحانه فککنم دلش شکسته

فدای داداش محمد بزرگمردم بشم من ! امیدوارم مثل کوه باشی همیشه ...
ریحانه ؟ نمیدونم !!!

ستاره پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 07:19 ب.ظ

وای من الان از خوشحالی در پوست خود نمیگنجم!
هیچکس تا الان برا من شعر نسروده بود!
به لطف این مسابقه من فهمیدم استعداد زیادی در بادبادک سازی دارم برای همین میخوام تو دانشگاه آزاد همین رشته رو ادامه بدم!
من آخرین باری که بادبادک ساختم 8 سال پیش بود
خوشحالم که به بهانه این مسابقه یه بار دیگه هم این کارو کردم.
از لطف دوستانی که به من رای دادن متشکرم و یک تشکر ویژه هم از یگانه ی عزیز دارم

قربونت برم ستاره جونم ...
من شک ندارم شما تو خیلی از کارهای هنری بی نهایت استعداد داری ! حالا نگفتی جایزه چی میخوای عزیز ؟

شعر ؟! من شرمنده ! چه شعری هم بود !

ریحانه پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:41 ب.ظ

من دلم شکسته !!!

فقط نه آیفون 5دارم نه پسرم که مهرداد.فرهاد.کامران یا امیر علی صدا کنم..
ی وضعی اصن

چه وضعیه اصن ؟!

ریحانه پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:43 ب.ظ

منظور اینکه منو صدا کنند !

داداش محمد پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:18 ب.ظ

اره دیگه دل شکستن به خاطر اینکه نه ایفون 5 دارین نه مانتو

اصن ی وضعیه جون اجی

محمد؟؟؟؟

مریم جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:38 ق.ظ http://najvaye-tanhai.blogsky.com

http://s1.picofile.com/file/7450818923/Track_10_ghorob.wma.html

تقدیم با عشق به نرگسی و دیگر دوستان این سرا

مرسی مریم جان . مرسی مهربون .

فرداد جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 01:03 ق.ظ

تبریک به برنده های عزیز
این برد کم از یک برد جهانی نیست....به خدا که اینجا انگار همه جهانه...
سلام خواهرم
سپاس به خاطر متولی این جریانات قشنگ بودن.

ببخشید داداش فرداد , شرمندگی رو با کدوم ش می نویسند ؟! خب چرا اینقدر آبجی کوچیکه رو خجالت میدین شما ؟

سعیده جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 01:36 ق.ظ http://s73.blogsky.com

من میام کلا اینترنت می ترکه
نیم ساعته دارم رفرش می زنم تا بلکه بالا بیاد این صفحه ی نظرات

از نق نق گذشته سلام
حال شما؟خوبید بانو؟
نماز روزتون قبول
برنده های عزیز خسته نباشن،مبارکشون باشه
نبودن های بنده رو ببخشید
ضمن اینکه نتونستم بیام اما شماره ی 21 که گویا مال سمیرا خانوم هستش هم قشنگ بود به علاوه ی این شش تا و زحمات بقیه ی دوستان

شاد باشید

سلام نازدونه قشنگم . چرا اینترنت شما بازی در میاره ؟! میخوای یه جیغ بکشم سرش از نوع بنفش ؟!
طاعات شما هم قبول حق عزیز دل . کاشکی شما هم شرکت می کردی تو این مسابقه ما .
با احتساب رای شما , سمیرابانوی ما هم میشه سه رای و میشه جزء برنده ها ... ممنون عزیزی .
سلامت باشی .

شنگین کلک جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 01:38 ق.ظ http://shang.blogsky.com

درود
متاسفانه ما فرفره هایمان را نیافتیم . اگر می دانستم
عکس این فرفره ها مزین به چنین متن دل انگیزی از شما
میشوند حد اقل یکی هم من می ساختم .
درود بسیار

سلام بزرگوار . شرمنده می فرمایید ! متن دل انگیز ؟!
لطف شماست و بضاعت کم دستان من .
سلامت باشید . کاش شما هم فرفره ای می ساختید ...

ناهید جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:07 ق.ظ

مریم عزیزم ممنونم

ناهید عزیزم ممنونم .

مشتاق جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:12 ق.ظ http://namazesobh.blogsky.com

سلام
من خیلی سر از بادبادک و فرفره و این حرفا در نمیارم..
البته بچگیم اینا رو دوست داشتم..
ولی حالا حال و حوصله شو ندارم
ولی از اینکه دوستان این سرا..با عشق دارن در این موضوع کار میکنن..
این عشق و محبت ایجاد شده..تحسین برانگیزه..
و ظاهرا این از قدرت دستان و کلام شماست که میتواند در هر موضوعی چنین عشقی ایجاد کند..
هماره زندگیتان سرشار از محبت باشد!

سلام بزرگوار . راستش بادبادک و فرفره سردرآوردن نمی خواهد که ! هدف اصلی من این بود که در کنار خانواده , لحظات شادی را با فرزندان خود ایجاد کنید ... و از آن شادی , ما هم بهره ببریم . همین ...

سلامت باشید و شادی و عشق میهمان همیشگی دل مهربان شما هم باشد .

زهره جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:29 ق.ظ http://asemuniya.mihanblog.com

سلام سهبا خانم،از شما بخاطر برگزار کردن این مسابقه تشکر میکنمراستش آبجی زهرا بهم گفتن که بادبادک درست کنم و من هم طبق معمول با کمی غُرغُر درستش کردم،آبجی هم کمکم کردو اینکه ...

من هم به برندگان محترم تبریک میگم،انشاالله همیشه موفق باشید

باز هم از شما تشکر میکنم

سلام زهره جان . آجی زهرا گفت شما این بادبادک رو درست کردی , منم گذاشتمش به حساب شما ! حالا جایزه ش رو که فرستادم براتون , با هم تقسیم به نسبت کنین ! خوبه ؟!

طهورا جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:40 ق.ظ

معمولا وقتی موضوعی برا دور هم جمع شدن اندیشه ها و یا تبریک گفتن به تولدی ...پیش میاد انقدر زیباست که آدم یادش می ره توی مسابقه شرکت کرده ...فقط محبته که دست آدمو می بره به سمت قلم یا درست کردن بادبادک یا فرفره یا نوشتن ...
من این بادبادکو فقط برای تبریک درست کرده بودم و هنوز دلم می خواست وقت داشتم و بادبادک مورد نظرم که که اون موقع ها بیشتر پسر بچه ها با کاغذ الگو و حصیر و بجای چسب از سیریش استفاده می کردن رو درست کنم ولی خب این مهمون بازی هاو مهمونی رفتنا نذاشت خب .امیدوار بودم یکی از جمعیت آقایون اونو بسازه که ....نساخت.
از مریم جان وهمه دوستان بابت تبریکشون تشکر می کنم و باز هم از سهبای عزیزم همچنین ...
سهبا جان خودتونو اذیت نکنین برای جایزه هنوز هدیه قبلیتون لحظه هایی زیبایی رو از خوندنش برام می سازه ...

سلام عمه جانم . روز آدینه تون بخیر . طاعاتتون قبول حق ...
کاش فرصت بود و می ساختین یکی از اون بادبادکها هم ! حالا هم دیر نشده و میتونین با عزیزانتون این کار رو انجام بدین و لحظه های شادی رو میهمان جمع عزیزتون کنین .
اذیت کدومه عمه ؟ واسه شما هدیه تون رو در نظر گرفتم و منتظر فرصتم فقط !
خوشحالم که از اون کتاب خوشتون میاد .

مریم جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:48 ب.ظ http://najvaye-tanhai.blogsky.com

ناهید بانوی عزیز... من فقط عشق رو تداعی کردم با توصیف فرفره های قشنگتون
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عمه طهورا دستتونو از این دور نزدیک با عشق و از سر تواضع می بوسم

مرسی مریمی جان .

دارکوب جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 01:49 ب.ظ http://darkoobgroup.blogsky.com

با سلام و آرزوی موفقیت برای سایه سارزندگی
واقعاْ که ای
"کاش دنیای ما هم به زیبایی و رنگارنگی این فرفره های رنگی بود !"
از شما تشکر می کنیم بخاطر برگزاری این مسابقه و اینهمه انرژی مثبتی که در فضای مجازی به حرکت درآوردید . متاسفانه دیر خدمت رسیدیم . اما هنوز فرصت
جبران هست . همانطور که احتمالاتا به حال دیده یا شنیده باشید تهیه جوایز وبلاگی در تخصص ماست . و حالا هم که صحبت از جایزه است . اگر منت نهید و سفارش جوایز مسابقه تان را به ما دهید بسیار خوشحال خواهیم شد . در ضمن این سفارش مشمول تخفیف ویژه خواهد بود . (هرآنچه شما بخواهید در حدتوانمان خواهیم ساخت)

سلام . خوش آمدید . سرزدم و متوجه شدم کار زیبایتان را . ممنون ازلطفتان , اما به گمانم تهیه هدیه ای هرچند کوچک توسط خودم , برای دوستانم ارزشمندتر باشد ! با همه اینها به نظر عزیزانم احترام می گذارم و هرچه آنها بگویند همان می شود ...
از لطف شما هم سپاسگزارم.

یگانه جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:26 ب.ظ http://yeganeh98.blogsky.com

من نبردم واقعا؟

خو انتخاب نشدی , به من چه !

یگانه خطاب به همه جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:28 ب.ظ http://yeganeh98.blogsky.com

اکشال نداره...دلتون بسوزه من و مامانم دیروز رفتیم بیرون و مامانم برای اینکه دلم نسوزه کلی برام جاییزه خرید

پس نتیجه می گیریم گرفتن جایزه به روابط ربط داره!!

یعنی می فرمایید خریدهایی که واستون انجام شد به خاطر بادبادک بود ؟!

یگانه خطاب به ستاره جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:33 ب.ظ http://yeganeh98.blogsky.com


خواهش می کنم قابلی نداشت...
اگه خیلی احساس معذب بودن می کنی سعی کن خودتو اذیت نکنی!
چون این جایزه هه مادوی تولدتم محسوب میشه!

اولا که هنوز جایزه ستاره جون رو نخریدیم ! بعدشم کو حالا تا شهریور ؟! نه ستاره جون , حرف انان رو باور نکن !

یگانه خطاب به ستاره جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:35 ب.ظ http://yeganeh98.blogsky.com

جلل الخالق
این چرا نوشته شده مادو؟
منظورم کادو بود به جون مامانم...

جون مامانت ؟؟؟!!!

یگانه خطاب به ستاره جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:37 ب.ظ http://yeganeh98.blogsky.com

مامان؟
مامان نیستی؟
من برم باز دوباره تا سه چهار روز اینجا نمیاما...
برم؟
مامان؟
مامان؟

بدرود

الان این خطاب به ستاره بود یا من ؟!
بودی حالااااا !!!!!!!!!!

مهرداد جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 09:06 ب.ظ

خطاب به یگانه ی عزیز
من هنوز انگشت بدهانم که چرا مامان رمز پیروزی رو به تو نداد !
اگه میخوای توی مسابقه بعدی برنده بشی باید توی لابی های قبل از مسابقه حضور مستمر و فعالانه ای داشته باشی

یگانه خانم جواب بدین لطفا !

معصومه جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:41 ب.ظ http://masoomtaren.blogfa.com/

سلام نرگس خانم جان

میلاد حسن(ع) خسرو دین است امشب
شادی و سرور مؤمنین است امشب
از یمن قدوم مجتبی(ع) طاعت ما
مقبول خداوند مبین است امشب

این عید برشما وعمه طهورای عزیز و همه ی شیعیان مبارک.

شب همگی شما بخیر و شادی.

سلام معصومه جان . این عید عزیز بر شما هم مبارک . طاعاتتان قبول حق و التماس دعا .

ر ف ی ق شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:11 ق.ظ http://khoneyekhiyali.blogsky.com

وقتی بادبادک را فرستادی بالا
تا برود و پنجره ای بگشاید به آسمان
وقتی بادبادک را فرستادی بالا
که برود پا روی ِ شانه های ستاره ها بگذارد
وقتی بادبادک را فرستادی بالا
تا برود و فتیله ی خورشید را بالا بکشد
دیگر به جایزه فکر نکن
که تو بی شباهت به قهرمانان نیستی
سلام بر سهبای عزیز
روزگارت خوش

فتیله ی خورشید را که بالا بکشد , می شود ققنوس خود و می سوزد ها ! از من گفتن بود رفیق عزیز !
سلام . روز و روزگارتان خوش . دلمان تنگ شده بود برای حضورتان .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد