سایه سار زندگی
سایه سار زندگی

سایه سار زندگی

یگانه دل ...

حواست هست یازده سال از این عکس میگذره ها !


درست یادمه ! شبی که فرداش امتحان آخر ترم ریاضی داشتیم , یک شب گرم خردادی , داشتم طبق معمول , وقتی همه خواب بودند , کتاب می خوندم که پام خورد و چراغ مطالعه که روی تختم بود با صدای مهیبی افتاد .... از ترس اینکه صدایش را کسی شنیده باشد , چشم هایم را چند بار محکم باز و بسته کردم . صدای پای مادرم را که شنیدم کتاب را زیر بالشم قایم کردم و سریع دست دراز می کنم که چراغ را خاموش کنم که :

- یگانه ؟ نصف شبی چیکار می کنی ؟

- ا .... شما بیدارید ؟

- جواب منو بده !

- من ؟ هی... هیچی ... چیزه ... دارم ریاضی میخونم !!!

مادرم اخمی می کند  و می گوید : تو روز روزش درس نمی خونی , حالا نصف شبی حس درس خوندنت گل کرده ؟!باشه ! من که باور کردم ! اما خانوم کوچولو , اینهمه نصف شبی فسفر نسوزون  ! بگیر بخواب !

و چراغ مطالعه را از روی تختم برمی دارد و روی میزم می گذارد ...

نفس می کشم و کتاب را روی پاتختی می گذارم . دستهایم را زیر سرم می گذارم و به سقف خیره می شوم ... می روم توی رویاهایم ... رویای بزرگ شدن , رویای مستقل شدن , مهندس شدن و موفق بودن ...

( می نویسم از خاطرات همراه با تخیلاتم !   )


یگانه عزیزم ,

عمری با حسرت و اندوه زیستن , نه برای خود فایده دارد و نه برای دیگران . باید اوج گرفت تا بتوانیم آنچه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم . ...

لحظات از آن توست .

آبی

سبز

سرخ

سیاه

سفید

رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن .


عزیز دل مادر , یگانه زندگی ام , تولدت مبارک . زندگی ات رنگین کمانی از شادیها و خوبیها باشد نازنین من . رسیدنت به اوج قله های پیروزی و معنویت , آرزوی همیشگی من است .


پی دل نوشت :

خانم تنفس عزیزم , میلادتان سرچشمه خیر و خوبیهاست . بر شما و خانواده عزیز و همگی دوستانتان مبارک ... شاد باشید و سربلند و سلامت .


پی توضیح نوشت :

داستانک ابتدای پست , نوشته خود یگانه جان منه . باز بی اجازه ش یکی از نوشته هاش رو استفاده کردم , و امیدوارم مامانش رو ببخشه که قفل بودن ذهنش رو با سرقت ادبیش جبران کرد ! بازم تولدتش مبارک باشه ...


نظرات 79 + ارسال نظر
سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:03 ب.ظ http://s73.blogsky.com

مرسی
ماهی هستین؟

چقدر اینجا ساکته...

شما گفتی ماهی عزیزی ... خو منم متوجه نشدم دیگه !

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:31 ب.ظ

آها منظورم این بود که هردو ماه های امتحانات به دنیا اومدید جالبه

آهان ! از اون بابت ! آخه میدونی خانوم گل , من و یگانه هم مثل شما , خیلی ترس از امتحان نداریم هیچ وقت خب !!!

جوجه اردک زشت شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:34 ب.ظ

سلام
برید کنار من اومدم
دست دست....باباکرم خوبه یا کردی؟ شمالی؟ لری؟ بندری/عربی؟ ترکمنی؟

دست دست...

سلام برادر . یعنی شما اینهمه هنر دارین و من بی خبرم ؟! به به !
میگما , فعلا با سرچوبی شروع می کنین ؟!

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:46 ب.ظ

هععیی نرگس جان
بهم ثابت شده هیچ وقت نباید این موضوع رو جدی گرفت
مدل درس خوندن بنده که معرف حضور شما هست
یه عمر اون مدلی درس خوندیم راضی بودیم
یه امسال رو خواستم مثلا بیشتر بخونم بدتر شد...

به به جناب اردک عزیز...گویا حالا واقعا تولده

هییی عزیز ! زیاد جدی نگیر دنیا رو ! میگذره هم جورش ...

تولده دیگه ! بیا و ببین یگانه جون چقدر ناراحته که تولد نگرفتیم براش ! بذار حداقل مجازش , جشن داشته باشه خو !

جوجه اردک زشت شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:51 ب.ظ

محصول علم آموزی دوران جوانی است جزو دروس اجباری بود ومن ازآنجایی که شناگرخوبی بودم با دیدن آب ....
چشم
سرچوبی یه نفره نمیشه حداقل باید 5 نفر باشیم

چه خوب !
خب آقا بزرگ که شبها نمیان نت ! من فقط ایشون رو میدونم که خوب بلدن ! دیگه مگه مریم جان لطف کنند و قبول زحمت کنند یه چند نفری رو پیدا کنند ! ما که نداریم دور و برمون کسی رو داداش ! چیکار کنیم حالا ؟!

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:54 ب.ظ http://s73.blogsky.com

خب حق داره طفلی (آیکن سعیده در جبهه ی یگانه)

حالا 5نفر از کجا بیاریم

والا چی بگم ؟ خب امروز کلی گرفتار بودیم همه مون ! تازه شهادت بود دیگه سعیده !!!

جوجه اردک زشت شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:57 ب.ظ

سعیده خانم اینهمه میهمان 5 نفر برا رقص محلی ومجاز وجود نداره...کلی این کمر رو روغن کاری کردم برا امشب

دست دست.......

همه زحمت میفته گردن خودتون برادر ! شرمنده... از من فقط شیرینی و شربت و کیک , بقیه ش با شما !

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:58 ب.ظ http://s73.blogsky.com

می دونم بانو جان
الان رو گفتم که میگید مجازیش جشن داشته باشه
تازه دیر نشده که...یگانه میخوای برات جشن یک روزگی بگیریم

خب گفتم حداقل این یک کار رو انجام بدیم که یه ذره اخمای دختری باز شه خب !

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:02 ب.ظ http://s73.blogsky.com

خب اردک بزرگوار فعلا که از اینهمه مهمان ما و شما فقط حاضریم
بعدشم به قول نرگس جان باید دنبال کسی بگردیم که به رقص محلی شما وارد باشه

بنده هم انچه که از توانم ساخته هستش دریغ نمی کنم
تشویق می کنم دیگه

سعیده نازدونه , میشه امشب شما مهموندار باشی ؟ آخه باز تایم من تموم شد و باید برم خب ! چی کنم که نمیتونم میزبان خوبی باشم ! ( رئیسم اجازه نمیده بیشتر از این نازدونه !)

پس با اجازه شما , بساط پذیرایی رو آماده میذارم و میرم دیگه ! امیدوارم حسابی بهتون خوش بگذره !
آهان راستی , یگانه همین دوروبرها هست ها ! میتونین ازش کمک بگیرین ...

جوجه اردک زشت شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:05 ب.ظ

پس بی خیال سرچوبی ...همون باباکرم چطوره یاسوسن خانم؟ پلنگه چشم عسله؟....
پس یگانه خانم کجاست دایی داره می رقصه ..
دست...{آیکون جوگیرشدن}

مرسی برادر ! الان یگانه رو صدا می زنم ! ( البته اگه ناراحتیش اجازه بده !!!)

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:12 ب.ظ

یگانــــــــــــــــــــــــــه؟!!
نیای میگم نازت زیاده ها
کجایی دختر جان؟

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:16 ب.ظ

یگانه صدام می رسه؟

جوجه اردک زشت شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:20 ب.ظ

بابایکی دست بزنه یکی شاه باش بده...الان هرکی رد بشه میگه این جوجه اردک زشت باز قرصهاش رونخورده داره خودش واسه خودش می رقصه

یگانه شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:20 ب.ظ

بله..صدای شما واضح است..گویا من کر شده ام..

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:24 ب.ظ

ببین عزیزم چند نفر تو این خونه و بلاگ خودت تولدتو تبریک گفتن
با شادی تو شاد شدن و سعی دارن خوشحالت کنن
یعنی که جات تو قلبشونه
یعنی براشون مهمی
یعنی بهت فکر میکنن
ناراحت نباش دیگه یگانه جان

مریم شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:25 ب.ظ

مردم در این فراق و در آن پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمی دهد

وای نرگسم
وای خانمم
آخه این چ بلایی بود به سرم آوردی
با این فالی که گرفتی
یا خدا
مسبب این اشکای من کیه عزیز دل؟

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:27 ب.ظ

مریم جان اشکاتو فعلا پاک کن عزیزم
تولد داریم ناسلامتی

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:33 ب.ظ

اینجا پر از منفی ها شده است یعنی چی دختر خوب
یگانه دنیامون انقدر ارزش نداره که به خاطر کوچک ترین موضوعی خودت رو ناراحت کنی
یه بار دیگه پستی رو که خودت برا تولدت نوشتی بخون
ببین چه همه انرژی مثبت داره
ببین حس استقلالی که می کنی چقدر شیرینه
برا منم یکی از شیرین ترین و دوست داشتنی ترین هایی که تجربه کردم همین احساسه

یگانه هستی؟

طهورا شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:37 ب.ظ

سلام بر میهمانان بی میزبان.....

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:42 ب.ظ

یگانه خانم خیلی از آدمای این دنیا حسرت داشته های من و مارو می کشن و ما گاها دقیقا همین داشته هارو زیر سوال می بریم
متهم می کنیم...
چون مثلا ناراحتیم
چون دلمون گرفته
چون یه جایی یه جوری یه چیزی تو این کره ی خاکی باب میل ما نبوده
اگه قراره مفهوم تولد فقط این چیزی که تو براش دلخوری باشه زیاد قشنگ نیست
اگه مفهومش فقط اینه...آره 27 تمام شد..خدارا شکر

سعیده شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:44 ب.ظ

شبت خوش یگانه خانم

یگانه شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:44 ب.ظ

به امید روزهای پر دوست..
شبتان خوش..

مریم شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:50 ب.ظ http://najvaye-tanhai.blogsky.com

فاز منفی نداشتیما
من برای اون فال و به نیتی که گرفته بودم گریه میکردم همین
وگرنه الان که ولده به قول داداش امپراطورمون کلی کف ذخیره داریم تو دستامون از دیشب
سرچوبی رو که خودم اول از همه پایه ام داداش جان
حالا بزن دست قشنگه رو به افتخار یگانه خانم هنرمندمون
دســــــــــت...دست
یاللا...دست بزنین
نری یگانه جان ها
تو الان اصل ماجرایی بری ما چ بهونه ای برای شادی داشته باشیم؟

فاطمه شمیم یار یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:38 ق.ظ

سلاممم سهبا جان
تولدش صمیمانه مبارک عزیز...
سال های زنده باشه باعزت و تندرستی..

عاشق همت۲ یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 03:02 ق.ظ http://asheghehemmat2.blogfa.com/

[گل][قلب]بلغ العلی یکماله کشف الدجایجماله احسنت جمیع خصاله صلی علیه واله[قلب][گل]
[گل][قلب]بلغ العلی یکماله کشف الدجایجماله احسنت جمیع خصاله صلی علیه واله[قلب][گل]
[گل][قلب]بلغ العلی یکماله کشف الدجایجماله احسنت جمیع خصاله صلی علیه واله[قلب][گل]
[گل][قلب]بلغ العلی یکماله کشف الدجایجماله احسنت جمیع خصاله صلی علیه واله[قلب][گل]
[گل][قلب]بلغ العلی یکماله کشف الدجایجماله احسنت جمیع خصاله صلی علیه واله[قلب][گل]

طهورا یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 08:32 ق.ظ

بزرگ یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 09:02 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

هر سال روز تولد یگانه میگم چه جالب!!!!!!!!!

داداش محمد یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:12 ب.ظ http://sayesarezendegi.vastblog.com

ابجی چرا لینک منو تغییرش نمیدی

هر روز میام میبینم همونه که

افروز دوشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 03:13 ب.ظ

عزیزم شرمنده که این روزها خیلی گرفتارم و کم پیدا تولد یگانه عزیز با چند روز تاخیر مبارک امیدوارم یه روزی به تمام چیزهایی که می خواد برسه و خدا پدر و مادر گلش رو براش حفظ کنه

اختیار داری افروزم . من شرمنده ام که هیچ کاری نمیکنم برای تو وعلیرضای عزیز ! ببخش عزیز دل !

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد