سایه سار زندگی
سایه سار زندگی

سایه سار زندگی

پنج گانه ای به سمت بهار ...


1- حرفی از دل

مرا ساده باور کن

میان آینه ها
که هیچ نیستم !!
آنچه می بینی
تصویر بی نهایت توست !
تو نزدیکی که ماهی ها , به سمت خونه برگشتن , به عشقت راه دریا رو , بازم وارونه برگشتن
تو این دنیا یه آدم هست , که دنیاشو تو می بینه , کسی که پای هفت سینت , یه عمره سیب می چینه !
کنار سبزه و سکه , کنار آب و آیینه , تموم لحظه های شب , سکوتت هفتمین سینه ...

گاهی دلها خیلی غریب میشوند . خیلی بهانه گیر می شوند  ,گاهی از هر چیزی دلهایمان می رنجد . کاش زبان دل همدیگر را بلد بودیم . کاش می شد سکوت همدیگر را معنا کنیم . ای کاش نه آنطور که دوست داریم , که آنگونه که هست  , همدیگر را می دیدیم و باور می کردیم ... حرفی برای گفتن ندارم , وقتی قرار است رفتارهایمان تصویر همدیگر باشند در آینه دل . اینگونه اگر باشد باز هم می شود امیدوار بود که مهر دل , مُهری بشود بر پیشانی . .. کاش بشود...می شود آیا ؟


2- یک توضیح لازم :

در آسمان دل من , ستاره های درخشان دوستی زیادند . ستاره هایی که هرگز تابش نورشان خاموش نخواهد شد . برگه هایی ازدفتر خاطرات که ورق خورد با یاد دوستان , تنها مخصوص آن عزیزانی ست که لطف نموده و از خاطره های مشترکشان با این سرا سخن گفته بودند و گرنه گوشه گوشه سایه سار زندگی من با یاد دوستان نقش بسته ورنگی که بر صفحات دلم نشسته ازخاطرات زیبای باآنها بودن است. انصاف اگر بدهیم هرگز نمی شود دو سال و نیم گذر دقایق را در چهار پست با محدودیت هایی که وجود دارد نوشت , وقتی ورای هر نام دنیایی خاطره نهان است . پس اگر نام نبردم از عزیزان دیگر , نه به این دلیل بود که فراموشم شده اند , نه اینکه خاطره ای از آنها ندارم ,که دلیلی اینگونه داشت . امیدوارم رنجشی ننشانده باشم در خاطر شما نازنینان .


3- خاطره ای از سفر :

راه که طولانی باشد و جاده که تو را در خود می گیرد تا در پایان برساندت به آغوش گرم عزیزانت , گذر زمان را باید به گونه ای تحمل پذیرکنی برای خودت .. سالهاست که از شبهای ستاره باران کویر و ماه که هر بار در شکلی بر من ظاهر می شود و سپیده دمانی که با صدای اذانی که از رادیو پخش می شود , حس می کنی خدا در نزدیک ترین فاصله ممکن بر تو ناظر است , خاطره هایی فراموش نشدنی درحافظه ام شکل گرفته . هنوز فراموشم نشده نورباران شب مهتابی سال گذشته را . آهنگها هم جزئی از خاطرات سفر را شکل می دهند . شعر خاطره های معین , دو سال گذشته و شعر همیشه کم میارمت سال گذشته , و امسال هم شعر مجنونم معین برای ما قسمتی از راه و سفر را تشکیل دادند . با من و یگانه ام شریک شوید در لذت شنیدنش .


4- بهار : زشت یا زیبا ؟

بهار لحظه به لحظه نزدیک تر می شود . اینرا می شود از شور و شوقی که در اطرافمان موج می زند فهمید . اینرا می شود از ماهیهای رنگارنگ رقصان در گوشه و کنار خیابان ها و در تنگ های کوچک خانه ها دید . بهار را می شود در عطر سبزه های روییده شده مادر برای سفره هفت سین بویید . بهار را می شود در دلچسبی آفتاب و خنکای مطبوع هوا و در صدای یاکریم ها و گنجشکها حس کرد و شنید . نشانه های بهار زیادند . کاش بهار را در دلمان به بار بنشانیم . کاش در بهار لبخندی بر لبی بکاریم . کاش می شد در بهار تنها جلوه های زیبا را ببینیم و نه تلخی ها را . کاش هرگز چشمم به کودکانی که بالباس مندرس وبا التماس آدامس هایشان را به من می فروختند نمی افتاد . کاش می شدهیچوقت چهره ی زرد آن کودک را که کیسه های سنگین زباله های بازیافتی را بر دوش نحیفش حمل می کرد ندید ! کاش هیچوقت هیچ هنرمندی , هنرش را به بهایی ناچیز در پشت چراغ قرمزها نمی فروخت . کاش ... یعنی می شود روزی بیاید که بهار تمام زیبایی باشد و شادی ؟!!


5-تولدی به رنگ بهار

تمام گلهای مریم دنیارا اگر یک جا جمع کنم , آنقدر که عطرشان هر رهگذری را مدهوش کند و ناخواسته تمام پرنده های عاشق را مجذوب خود نماید , باز هم چیزی کم است . آخر من گل مریمی می شناسم که با مهربانی بی نهایت دلش , با لطف وجودش و با عشقی که با او معنا می یابد , مریم را , این پاک ترین و زیباترین گل هستی را اعتبار بخشیده . با این حساب تمام گلهای مریم دنیا , هرگز به پای گل مریم ما نخواهد رسید .
نازنین مریمم , بهار تنها آنوقت می آید که قدمهای تو را که مهربانترین فرشته زمینی هستی , بر زمین حس می کند . تازه آن زمان است که بهار با رویی گشاده ودستانی پر , بر دل و جان ما می نشیندو سرسبزی و طراوت را به همگان هدیه می دهد .
گل مریم , تولدت قرین سرسبزی و طراوت . بهار با حضور تو رنگ می گیرد . پس حضورت که نشانه بهار است بر ما و بر عزیزانت و بر وجود نازنین تو مبارک . همیشه شاد و عاشق و پیروز و تندرست بمانی نازنین مریم .هزاران هزار بار تولدت مبارک .

نظرات 59 + ارسال نظر
د پنج‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:55 ب.ظ

ببخش منو
خسته بودم و دلتنگ از .........
نمی دانم چرا از باز بودن نظراتت احساسی بهم دست داد که این کار خوبی نیست
چرا؟
نمی دانم
شاید خستگی بیش از حد دوران بیمارم کرده باشد
به هر حال قصدم این بود که نظراتت را با تایید داشته باشی
به هر حال شما ببخش
این دومین باری بود که آمدم و رفتم برای همیشه
نظراتت را باز بگذار
دیگر از من خبری نخواهد بود
..............
راستی نوروزتان مبارک

زهـرا جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:23 ق.ظ

کامنت بدون جواب تایید کردن
ولی عیب نداره از دوست هرچه رسد نیکوست

عاطفه جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 10:23 ق.ظ http://hayatedustan.blogsky.com/

سال خوبی برای شوما و خانواده ت آرزو میکنم- سرشار از شادی و سلامتی- بهار مبارک:*

آرمین جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:03 ب.ظ

ابجی منتظر پست استاد ذوالفنون هستم


ایشاالله که سال خوب و پر برکتی داشته باشید سلام منو به جناب کردستانی برسونید و سال نو رو تبریک بگید

زهـرا جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:03 ب.ظ

چه خبره اینجا
نرگس بانو کی میای دلمون گرفت

مریم جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 04:46 ب.ظ http://najvaye-tanhai.blogsky.com

دیگر از راه دور با حسرت
اسمتان را صدا نخواهم کرد

سر سجاده مثل مادر خود
یارضا یا رضا نخواهم کرد

مادرم گفته التماس دعا
من فقط گفته ام که محتاجم

تو یقینا شنیده ای من هم
هیچ کس را دعا نخواهم کرد

مگر عقلم کم است پر بزنم
مگر عقلم کم است در بزنم

تو مرا از خودت نخواهی کرد
و منم با تو تا نخواهم کرد



برو با کفتران خود خوش باش
من بیچاره چون کلاغم که

آسمان سفید مشهد را
با حضورم سیا نخواهم کرد

آره زیباست بچه آهوی
من کریهم سیاهم و زشتم

میروم گم شوم از اینجا که
حقتان را ادا نخواهم کرد
سلام نرگسم
چشم و دلت روشن مهربان که پدر و مادر برادرها و بارانت را دیدی
عزیز دلم آمدم بگم برام دعا کنی
ترو خدا نرگس جون برام دعا کن که سخت محتاج دعاتم
نایب الزیاره منم باش
السلام علیک یا علی بن الموسی الرضا
یا علی مدد

طهورا شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:19 ق.ظ

سلام سهبایم سال نوت مبارک باشه چقدر دلم برات یه ذره شده
امشب اومدم خسته ام بازم میام

بزرگ شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 09:52 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

سال نوی شما نو باشه الهی
عید شما مبارک باشه
بازم مثل همیشه عرق پیشانی ما را درآوردی

سمیرا شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 10:52 ق.ظ http://nahavand.persianblog.ir

به به اینجا که همیشه بهاره...عیدتون دوباره مبارک عزیزجان..ایشالا همیشه لبتون به زیبایی گلهای قشنگ بهاری خندان باشه...چشم ما هم روشن به دیدارتون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد