سایه سار زندگی
سایه سار زندگی

سایه سار زندگی

از دریچه نگاهی آسمانی ....

1- ببار ای ابر...
همه ی بغض خاکستری ات را...
من بی هیچ چتر و شرطی خیس همه ی بغض تو می شوم...
نگاه آبی آسمان شب ،مردمک هایم را به معجزه میکشاند...
ببار ای ابر ...
که دوست تر میدارمت اگر غبار از ترک های لبم بشویی که در حسرت بوسه بر گونه های دوست بدینگونه پائیز را به پژمردگی خشکیده اند....

2- باور کن خون ماسیده در رگها با عشق بیگانه است اما تو چنان میجوشی که سرتا پا ز تب میسوزی ، حال که روییده از لابلای خاکستری ، بگو بدانم دل به کدامین سارای زده ایی و مقصدت از این معبد رو به کدام معبر است که تو را به دوست میبرد...

3- اعتبار و آبروی وازه ها به دل است ، به سرزمینی که از آن میجوشند و میرویند ، میتوان تندیسی از واژه ها را زیبا ساخت و به معرض نمایش عموم گذاشت اما بی روح ، واژه اگر از دل برآید روح تعهد در آفرینش جمله جاری میشود و اگر نه هیچ تندیسی نه عاشق میشود و نه عاشق میکند ،

4- اگر زلیخایی...
چه فرقی میکند که چه کسانی دستانشان را با چاقو  بجای ترنج ببرند ، تا تو ثابت کنی قدرت جذبه ی یوسف را... اگر زلیخایی اما فرق میکند که تو بند دلت را از یوسف ببری و به خالق یوسف بدوزی... مرهم زخم دل تو اینست... آخرین معشوقی که اولین عاشق تو بوده !

5- قرار ما باشد یک خلوت شگفت انگیز...

آنجا که انگار نوایی از زمزمه هایت در باد میپیچد و حسی که دریاها را به بیقراری میکشاند و همه ی بید هایی که مجنون وار دوستت میدارند و از احساست بخود میلرزند ...


پی نوشت :

گاهی حرفهای دل , چه ظریف در قالب کلمات منتقل می شوند . و من چقدر دوست دارم اینگونه سخن گفتن ها را , هر چند صداقت را در قالب صراحت بیان هم می پسندم . متن بالا , کامنت سپهر عزیز است در پاسخ به کوتاه نوشته 2 من . راستش بارها خواندمش و هر بار انگار چیز جدیدی از آن دستگیرم شد . آنقدر محو این نگاه زیبای برادرم , سپهر عزیز شده ام , که نتوانستم ساده از کنارش بگذرم . پس با اجازه ایشان , کامنت را به عنوان پستی مستقل گذاشتم تا شما هم با نگاهی تازه تر آنرا بخوانید .

همینجا از همه دوستان عزیز که مرا از نظرات ارزشمندشان بی نصیب نمی گذارند سپاسگزاری می نمایم و بخصوص از دانیال عزیز , آقا بزرگ مهربون , رفیق بزرگوار و گل مریمم تشکر ویژه دارم که وقت و احساس قشنگشان را به پای این نوشته ها گذاشتند .

کاش فرصت جبران اینهمه لطف برایم باقی بماند . پیروز و سرفراز باشید .

نظرات 19 + ارسال نظر
محمد یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 07:02 ب.ظ http://www.hubut.blogsky.com

سلام:
در زمان خیانت در امانت ! تو همیشه بهترین امانت داری...
(بارها دیدمت در پاسداری از امانتها)
به داشتن تو در زمان،خوشحالم...

سلام . رسیدن بخیر . ممنون از نظر لطفتان .
و من هم از یافتن شما ,خوشحال تر ...

سپیده یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:13 ب.ظ

این کلام ونگاه زیبا ستودنی است

ممنونم نازنینم .

فریناز یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:13 ب.ظ http://delhayebarany.blogsky.com

آی آی بانو
آهنگت چیه؟

باآهنگ وبلاگ خودم ترکیب فوق العاده ای دادن...

از موسیقی نمیدونم

چیه بانو جان؟

سلام شادونه خانوم قشنگم .
یه سه تار خوشگل ... میام گوش میکنم ترکیبشون رو . قربون مهربونیات .
چی چیه شادونه جونم ؟!

فریناز یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:15 ب.ظ http://delhayebarany.blogsky.com

قرار ما باشد یک خلوت شگفت انگیز...



میدونی چقدر زیبا شده پستات بانو؟

نمیدونی دیگه

باور کن این نوشته سپهر عزیزه فرینازم ! قشنگه که نوشتمش دیگه ! فوق توان منه نوشته های سپهر ...
ممنونم نازنینم . لبهات پر خنده باشه همیشه .

سمیرا دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:03 ق.ظ http://nahavand.persianblog.ir

جناب دانیال همیشه با چشم سومی به نوشته ها نگاه میکنند که ما نداریم..چشم سومی که همیشه چیزهایی رو می بینه که به دید ما نمیاد...خوشا به حالشان و خوش به حال شما که چنین دوستان خوبی دارید...این بند یوسف و زلیخا رو همچنان خیلی دوست دارم و حالا هم پاسخ دوست گرانقدرتان را...قلمت ماندگار خواهر

خو داداش دانیال خودمه دیکه سمیراجان !
اما بی شوخی همیشه لذت می برم از خواندن نظرات عزیزانی مانند سبهر و دانیال و سوی نکاه انها به مسایل برایم بسیار جذاب و ارزنده است . ممنونم خواهری جانم ک

دانیال دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:37 ق.ظ http://www.danyal.ir

سمیرا خانوم لطف دارند ، اما ...
هنرمند واقعی آنست که همه را به یک چشم ببیند ...
و هنرمند تر از او کسی که جز محبوب نبیند !
یادگاری سپهر عزیز را هم خواندم ...
زیبا و لایق هزار آفرین و سپاس است ، مرحبا

سمیرای من جز راست نکفته برادرم .
و اما کسی که انقدر هنرمند باشد که جز محبوب نبیند , در تمامی مخلوقات او هم جلوه های خالق را می بیند و اینکونه است که همه عالم دوست داشتنی می شوند و سزاوار احترام و محبت . که اکر اینکونه بیندیشیم عالم همه کلستانی می شود از دوستیها و بساط بسیاری از دشمنی ها جمع میکردد . درسم را بلد شده ام برادر استادم ?

مریم دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:36 ق.ظ http://najvaye-tanhai.blogfa.com

به شرجی ترین سایه می بارمت
ببین با کدام آیه می آرمت؟
غزل مهربانتر شده مهربان
به جان خودت دوست میدارمت
تنها چیزی که می تونه لایق این نگاه زیبای نرگس مهربانم و نوشته های قشنگش باشه فقط و فقط یک نگاه خیس از اشک شوق است وقتی می بیند که گل مریمٍ مهربانی چون تو شده است
کاش میدانستی که ... بگذریم
فدای دل مهربونت آجی جونم

سلام مریم جانم . چقدر وقتی شادی و آرام , خوشحال می شوم و آرامشت مرا هم در بر می گیرد مهربان مریم . پس همیشه لبخند را از لبهاو چشمان قشنگت دریغ مکن نازنین .
به جان خودت ,دوست می دارمت ...

تنفس دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:53 ق.ظ http://tanaffos.blogsky.com

سلام سهبایم
رسیدنت بخیر و زیارتت قبول .
من هم از شما التماس دعا دارم ....

سلام عزیزترینم . ممنون مهربان . به یادتان بودم در حرم نور ...
من هم التماس دعا دارم عزیز مهربان .

حمید دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:01 ق.ظ http://samandis.blogfa.com

زیبا بود...

مثل چشمان شما !

سرزمین آفتاب دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:13 ق.ظ

تو پنداری که من لیلی پرستم؟
من آن لیلای لیلی می پرستم !

پست شما و کامنت سپهر عزیز کولاک کرده اند...

" ...بند دلت را از یوسف ببری و به خالق یوسف بدوزی..."


کاش می شد
کاش می توانستیم
کاش بتوانیم

همین دیگه ! کلی نکته های قشنگ هست توی این نوشته .... کاش بتونیم ....

لیلای لیلی ... خیلی اصطلاح قشنگیه ...
ممنونم.

س دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:23 ق.ظ

سلام زیارتت مقبول باد!
متشکر که به یاد ما هم بودید.
متنی زیبا بود.البته گذرا خواندم فرصتم ناچیز است اگر نمی خواهم باشم قصد توهین نداشته ام هرگز

سلام . ممنون . من همیشه به یادتون هستم مهربون .
اگه بدونین چقدر این کامنتتون خوشحالم کرد .

ر ف ی ق دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:23 ق.ظ http://www.khoneyekhiyali.blogsky.com

سلام بر بانوی آفتاب و مهتاب !!
دست های سبزتان
فراوان نشانده اند
از بوته های سبز
بر احساس ِ من
از این رو
زمین ِ زیر پای من
از این کران ، سبز
تا آن کران ، سبز
گشته است

دریای احساستان آرام , آبی , و زمین دلتان سبز و سرخ به رنگ گلهای عشق ...
ممنون رفیق عزیز .

و این هم , به روال همیشه , سلام آخر !( البته منظورم در آخر بود و نه آخر !)

فرداد دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:02 ق.ظ http://ghabe7.blogsky.com

سلام خواهرم
حس می کنم سپهر میاندار ما شده این روزها...واقعا که مذاب هاست.
خدا رو بابت داشتن شماها شاکرم.

سلام برادرم .
میاندار شدن سپهر عزیز , افتخاریست برای من ! هر چند بین خواهری که من باشم با برادرانم , نیازی به میانداری نیست , باور بفرمایید !
من هم به خاطر حضور برادران گرانقدری چون شمایان , سپاسگزار خداوندگارم .

سمیرا دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:06 ق.ظ http://nahavand.persianblog.ir

من اما هنوز معتقدم هنرمند یعنی داشتن چشم سوم

خب اینکه بله ! اما سمیراجان , داداش دانیال علاوه بر چشم سوم , حس سوم , دست سوم , پای سوم , زبان سوم , و مهمتر از همه , خط سوم هم داره ها !
میخوای داداش شما هم بشه ؟!

مهدی پژوم دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:29 ب.ظ http://mahdipejom.blogsky.com

سلام دوست...
خواندم پنج دانه گوهرتان را و یکی یکی را خواست ام لمس کنم. روزگاران تان خوش و آرام...

سلام بزرگوار ...
اختیار دارید . به دلنوشته های شاعرانه و زیبا و عمیق شما که نمی رسد ... آرامش و شادی قرین لحظه هایتان .

هستی نمونه دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:56 ب.ظ http://d.blogsky.com

هر دلی تو را دوست میدارد کأنّک فی کلّ قلوب ، حبیب
چرا که تو سایه سار هستی ولیکن دوستی تو چون سایه ی سیّار نباشد
و ثابت باشد ، تو محبوب همه دل ها هستی ...

ای جاانم ! سه تا هستی بود توی این کامنت ! هستی و دوستی و راستی رو با هم آراستی هستی جان !
شرمنده نفرمایید عزیز ! لطف دارین شما .

بزرگ دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 02:29 ب.ظ http://navan1.blogfa.com

مطالب تو آنقدر زیباست که آدم دوست واسه هر پستت چندین صفحه بنویسه
ولی متاسفانه وقتمان جواب نمیده و گاهی میتونم یه خورده بنویسم


بهروزم با پست ........ گیچ...........

باز که شرمنده کردین آقا بزرگ مهربون . البته این پست نوشته من نیست ها ! نوشته داداش سپهره باور کنین ...
چشم آقا بهروز . میام سراغ پست قشنگتون .

فریناز دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 05:23 ب.ظ

همون آهنگو گفته بودم
آخه گزینه دانلود نیومد واسم برای همین خواستم بدونم چیه که از نت بگیرمش

پس شاهکارای سپهر عزیز بودن...

چه مییییییییییکنه این مرد مذابی....
تموم دل ها ذوب می شه از حرارت واژه های نابشون

سپاس

آهان ! منظورت آهنگ بود پس شادونه جونم ؟ خب بیا عزیز از این لینک دانلودش کن ...
http://sahbasaadat.persiangig.com/music001%282%29.swf

راجع به سپهر عزیز حق با شماست ... قبول دارم حرارت واژه های نابشون رو .
ممنونم عزیز .

فرداد دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 05:36 ب.ظ http://ghabe7.blogsky.com

سلام دوباره
راستش منظورم از میاندار...میاندارهای وسط دسته های عزاداریست که با تجربه و احساس خودشون جمعیت عاشق رو حرکت می دن....
اگرنه خواهری مثل شما خودش میان دار همه است....
شب خوش.

مرسی از توضیحتون برادرم . راستش متوجه منظورتان نشده بودم ! شرمنده !
راستی , برادر من و پیری ؟! اختیار دارید داداش فرداد !

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد