ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
1-
باران می آید ...
چتر آبی ام چشمکی می زند به مهر .
لبخندی می زنم و می گویم :
آبی آسمان را بیشتر دوست دارم ،
حتی از ورای ابرهای تیره !
چترم چشمانش را می بندد ....
خاکستری می شود !
2-
هنوز هم باورم نمی شود کوه یخ درون آب شده باشد
به آتش مهری مدام ...
هر چند اندک ، اما ... عمیق ...
برخاسته از خاکستر دل ...
3-
می نویسم بی اینکه فکر کنم نوشته ام باید به آرایه های ادبی پیراسته باشد ...
اما یک چیز را خوب می دانم .
اینکه نوشته ام باید به پیرایه ادب آراسته باشد !
4-
یوسف که تو باشی ،
چه فرقی می کند در دستان اینهمه عاشق نما ،
ترنج بگذارم یا نارنج ؟!
آنقدر می دانم که زخم دستانشان ،
بی مرهم ، هم ،
زود خوب می شود !
زخم دل من اما چه ؟
مرهمی یافت می شود یوسف ؟!
5-
آشوبی ست در دلم ...
همیشه هنگامه اذان قرار داری با من و دلم انگار ...
که درست زمانی که بلند می شود صدای لا اله الا ...
بگویی : من چه ؟ .... خدای دلت نیستم ؟
آخر چه بگویمت .....
خدای .... من ؟؟؟!!!!!
پی نوشت :
نوشتم که ننوشتنم تا چند روز آینده جبران شود ! ( دمی آرامش را هم از شما دریغ می کنم !)
آیینه ها به بی غباری تو رشک میبرند ...
اول شدیم دیگه این دفعه .... ؟!
جایزه تمشک ملس امشب , تقدیم می شود به آقای دانیال دهقانیان , شرکت کننده اعزامی از .....
به خاطر اول شدن در ..... 
( آخه خدایی برادر من , شما که همیشه اولین , ولی ... . چی بگم والا ! ولش کن اصلا !)
چند وقتی هست غبارم رو نگرفتم ! شرمنده !
4 عالی بود
لطف دارین شما !
در غروب خورشید این همه ستاره می بارد آسمان سیاه شب
و تو برای تک ستاره خورشید ، آسمان ابی را بیشتر دوست میداری ؟
اصلا همه جنگ من و تو سر همینه دیگه هستی جان ! آسمان سیاه در برابر آسمان آبی !
غیر این باشه که من و تو هم میشیم یک روح در دو بدن که !
سفرت آروم مهربون بلاگستان
ممنونم نازدونه عزیزم . سلامت باشی و آرامش قرین لحظه هات .
به به میبینم که نازدونه خانوم ... اصلا ولش کن ...
دیدی ماهیان نگاه من پرورشی نیست خواهر ...
صبر کن بشمارم اصلا ...
یک و دو و سه و .... خواهری به نفر چهارم جایزه نمیدی ؟
نه دیگه هستی جان ! نداشتیم ! نازدونه من , مثل خودتون , هر چی بخواد , برام فرقی نمیکنه , در توانم باشه , ازش دریغ نمیکنم ! جایزه چه قابلی داره !
پس لازم شد یک نظر سنجی قرار دهم که آسمان پر ستاره شب زیباتر است یا آبی آسمان صاف ؟ نتیجه هر چه بود ، به تماشا بنشینیم
حرفی نیست هستی جان ! آسمان شب و روز هر دو زیبایند ....
وقتی دهانت آنقدر تلخ حرف های دیگر باشد
جام عسل هم کارساز نیست چه برسد به ملس بودن مقام نخست کامنت های این سرا
ای جااان ! نگو دیگه سعیده جانم ! پا میشم میام اونجا , یک کوزه عسل می ریزم تو کامت تا شیرین بشه ها !
از چی می ترسونید منو ؟؟
منتظرم ها
کوزه ی عسل رو هم دم در تحویل میگیرم
نه عزیزم ! عسل در دهان ریخته می شود توسط خود اینجانب !
ترس هم میدونم راه نداره تو دل نازدونه شجاع من !
۴


اما یکی از اون یکی بهتر بود
اصلا واسه اینکه بینشون دعوا نشه به همشون گز میدم جایزه سهبا جون
خدایی هر کدومو چند بار باید بخونی
به دل می شینن
ممنونم شادونه خانوم ! ( اسم شما شد شادونه ! البته ربطی به خاله شادونه نداره ها ! بس که انرژی و شادی پحش می کنی گفتم برات !)
میگما , به دو شماره آخر , پولکی بده که اجحاف نشه ! هان خانوم گل ؟!
حرف های دیگر و تلخ کامی که عرض کردم بحثش جداست
خدایی نکرده منظورم به بانوی سایه سار یا جناب دهقانیان نبود
گفتم که اگه ابهامی بوده برطرف بشه
میدونم نازدونه خانوم ! حالا دیگه راز حضور کلمات رو در زبان شما خوب میدونم ! نگران نباش ...
1: اینهمه نیست آسمانی که تو می گویی ، در خلوت ماست ،
آسمانی که به ما می گفتند !!این نیست
آسمانی که از زمین کوتاه تر است !!آسمان نیست
2:مرا به دریا بسپار ، ای هیاهوی سبز
سفالِ خالی ِ خاموشی از تو می شکند
وابر ِ خسته ی مرداب را،
که در همیشگی آب ها رها شده است ، به صخره می راند
3:من چگونه ستایش کنم آن چشمه را که نیست ؟
من چگونه نوازش کنم این تشنه را که هست ؟
4:میان دست های تو گل های یاس خشکیدند
وگیسوان تو
باد
و چشمهای تو
ابر
و دست های تو
باغ
میان باغی
ابری گریست
بادی سوخت
5:زمین عریان مانده ست و باغ های گمان
ویادِ مهر تو ، ای مهربانتر از خورشید ، ای خدا
سلام بانو
نبودنت دلیلی جز خوشی و خرمی نداشته باشد
بپذیرید که لال می شوم در برابر زیبایی کلامتان رفیق عزیز ! از من نخواهید در این هیاهوی کار و اشتغال , بتوانم پاسخی در شان کلماتتان بیابم !
اینرا از یک مالی چی قبول می کنید ؟
آدمهای خاکی مثل زمین , استهلاک ناپذیرند . رفاقت با آنان گر چه باارزش ترین دارایی نامشهود ترازنامه ام هست , ولی ثبتشان نمی کنم . نه بخاطر عدم تطابق با استانداردهای حسابداری , به خاطر اینکه در ترازنامه قلبم به گونه ای ثبت شده اند که هیچ پایان دوره ای مرا مجبور به بستن حساب آنان نمی کند ...
روزگارتان به شادمانی .
ای جان چقدر خوبه هی تند تند می نویسی . سر ذوق اومدم . تازه اومدم مچ شعر اون یکی پست و بگیرم که این یکی و دیدم ...
حالا برم بخونم ببینم چیا گفتی !!...
ﺧﺐ ﻋﺰﯼ . ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﻧﻈﺮﺕ ﺭﻭ نازنینم?
سلام. میخواهم از شور سحرگاهان بگویم... از خلوت شب وز دل باران بگویم...چقدر شنیدن ایات الهی در این دل شب ارامش بخش است.. از عمق جان برای شما انرا طلب میکنم... باور دارم که هیچ شرابی بدین حد سیراب نمیسازد پس از خدای بزرک میخواهم که جان تشنه همه مارا با زلال طهور خودش سیراب نماید... فقط خواستم در زیباترین لحظه های خودم شما را نیز سهیم کنم ... برای یکدیگر دعا کنیم...
ﺳﻠﺎﻡ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ. ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪﺗﺎﻥ ﮐﻤﺎﻝ ﺗﺸﮑﺮ ﺩﺍﺭﻡ . . ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﺳﭙﺎﺱ . ﺍﻣﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺍﻧﭽﻪ ﺧﻮﺑﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﺎﻥ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺷﻮﺩ
سلام سهبایم

زخم دل را آیا مرهمی خواهد بود ؟!
امیدوارم سفرت بی خطر باشد و به شادی بروی .
ﺳﻠﺎﻡ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﯾﻨﻢ . ﺳﻠامت ﺑﺎﺷﯿﺪ .
شادونه






سهبا جون خدا بگم چی کارت نکنه با اسمات
باشه موافقم
چرا پولکی خو؟
امتیازش پایین تر میادا
گز درجه ۱ اصفهان با پسته و بادوم مخصوص رو چه به پولکی فکستنی آخه
از دادن همون گزم شرمنده ام بانو
اما از قدیم گفتن
یه مو از خرس کندن غنیمته
ﺳﻠﺎﻡ ﺷﺎﺩﻭﻧﻪ خانوم . ﺧﺐ ﺟﺎﯾﺮﻩ ﺍﺻﻠﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻝ ﺗﺎ ﺳﻮﻡ ﺑﺎﺷﻪ . ﭘﻮﻟﮑﯽ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ اون ﺩﻭﺗﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ . ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻟﻄﻔﺎ ﺍﺯﻧﻮﻉ ﻟﯿﻤﻮ ﻋﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﭘﺴﺘﻪ ﺍﯾﺶ ﺑﺎﺷﻪ .
۱.
حالا اگه سیاسی نمیشد نمیشد سبز و آبی رو عوض میکردی
ﺧﺐ ﭼﺘﺮ ﻣﻦ ﺍﺑﯽ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ﻫﺴﺖ ﺍﻗﺎﺑﺰﺭﮒ .
اندک گرمای کوه یخ به گدازه های کوه گرم آتشفشان می ارزد
ﭼﯽ ﺑﮕﻢ ﻣﻦ ﺍﻗﺎﺑﺰﺭﮒ عزیز?
تمام پست های تو به پیرایه های ادب آراسته است
همه ارج مرد سخن خوب گفتن است
سخن خوب گفتن در سفتن است
البته مرد و زن نداره
ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﻗﺎﺑﺮﺭﮒ . ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺳﺘﺎﺩ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ ﺭﺍﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ ﺣﺘﻤﺎ از ﺷﻤﺎ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﻡ .
سلام سهبای عزیز

3 و 4 خیلی قشنگ بود.
هرجا هستی سلامت باشی
ﺳﻠﺎﻡ ﺯﻫﺮﺍ ﺟﺎﻥ. ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻋﺰﯾﺰ.ﻟﻄﻒ ﺩﺍﺭﯼ ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ .
۴.
خیلی خیلی قشنگ بود
دستت درد نکنه
اصلا چه فرق میکنه ترنج باشه یا هندوانه
ﻓﺮﻗﺶ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺮﯾﺪﻩ ﻧﻤﯿﺸﻪ .
۵.
هزار بار قسم خورده ام که نام ترا
به لب نیاورم اما قسمم به نام توبود
ﻭﺍﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ . ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ .
پی پی نوشت
کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آرامش ما همیجاست
خدا کنه بی همه دوستان آرام باشی
ﻟﻄﻒ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﺷﻤﺎ . ﺍﯾﻧﻘﺪﺭ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻡ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺩﯾﮕﻪ .
با سلام خدمت سهبا خانم
واقعا لذت بردم از پنج بند نوشته حضرتعالی.
جالبترینش این بود که نوشته ات پنج بند داشت به یاد پنج تن آل عبا باشد که خدا مرهم زخم دل ما را که ظهور حضرتش می باشد برساند.
در آستانه ایام غم و اندوه از شما التماس دعا دارم و مشتری وبلاگتان هستم مرا نیز ئعا فرمائید.
ﺳﻠﺎﻡ . ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ ﺍﻗﺎﻣﺖ ﺍﻣﯿﺮ .ﻟﻄﻔﺘﻮﻥ ﻣﺴﺘﺪﺍﻡ . ﻣﺤﺘﺎﺟﯿﻢ ﺑﻪ دعا
زخم دل من اما چه ؟
مرهمی یافت می شود یوسف ؟!...
احسنت
هنوز هم باورم نمی شود کوه یخ درون آب شده باشد
به آتش مهری مدام ..
...نوشته های کوتاه و قشنگی بود سهباجان...ممنون..
..برفراز و برقرار باشی دوست عزیزم..
ﺳﻠﺎﻡ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﻟﻄﻔﺘﺎﻥ .
سلام خواهرم
چه روزهایی که می گذرد و چه چیز هایی که می ماند...
عذر بابت کمرنگیم...
شب خوش.
سلام بررادرم . نبودنتان با حس دلتنگی که همراه میشود ، نگرانی به بار می اورد برایم ... هر جا هستید سلامت و شادمان باشید برادرم .
التماس دعا خانوم : )
چشم دردونه خانوم .
می نویسم :
د
ی
د
ا
ر
تو اگر با من و همراه منی
یک به یک فاصله ها را بردار
...
بعد
پاک کن را بر می دارم
فاصله هایش را پاک می کنم و کنارش یک : بی دیدار هم می نویسم
"دیدار بی دیدار"
یا دیدار به قیامت
آری
این بهتر است
حداقل... واقعی تر است !
...
چه تلخ ....
حالا منظورتون چی بود از این ?!!!
زلیخا که من باشم دست و نارنج را باهم میبرم به دیدن یوسف قامتت....دلتنگت میشیم وقتی نباشی..نوشته ها دردی را درمان نمی کنند چشمان ما به دیدن گل نرگس عادت کرده اند
وای سمیراجان . دلم براتون یه ذره شده عزیزدل ...
نازنین وقتی که نیستی میدونی چه حسی دارم
میدونی از غم دوریت چه حس غریبی دارم؟
مثه حس یه قناری که توی قفس می میره
مثه اون نهال کاجی که تو گلدون جون می گیره
مثه اون ماهی کوچولو که توی تنگش اسیره
مثه اون پرنده ای که زیر بارون پر میگیره
مثه وقتی که بخوای داد بزنی اما نتونی
مثه حس غنچه ای که باغبون اونو می چینه
مثه وقتی که دلت واسه یکی خیلی می سوزه
بغض و گریه لباتو به هم می دوزه
مثه وقتی آسمون ابری باشه اما نباره
مثه وقتی بگی اما … بت بگن اما نداره
سلام نرگسی مهربونم دلتنگتم مهربون دلتنگ خودت صدات عطر بودنت مهربونیت سرزنشت اخمات دلنگرونیات دلتنگ خودت خودت
اصلا من دلتنگ هر چه به تو مربوط است هستم جز دوریت
می دونم که در فراموش خانه ذهنت جای دارم اما هنوز هم هر روز به دریچه پر مهر قلب نازنینت سر میزنم
دوستت دارم نازنین
سلام مریمی جانم . دل من هم تنگه برات . هیچوقت هم در فراموشخانه ذهنم جا نداری عزیز ...
خوشحام که هستی و خوبی عزیز .
۱- باران می بارد و من زیر آبی نگاه آسمان خاکستر می شوم
۲- هنوز هم باورم نمی شود که یخ آن نگاه مغرورت با من دارد حرف می زند و من غرق در آتش مهر مداومت می سوزم
۳- همه نوشته های تو زندگیست که آراسته به مهر دل و بر آمده از عمق جان است
۴- زخم دستان من بی نگاه تو بی وجود تو هرگز هرگز خوب نمی شود حال بگو با زخم دل تنهایم چه کنم؟؟؟
۵- خدای دل های بیقرار همه ی ما هوست همو که در لا اله الا الله اذان هر روز به گوشمان می خورد و نگاهش اگر ثانیه ی نباشد بی وجودترین خواهیم بود
ببخشین نرگسی جونم نمی خواستم نوشته های زیباتو که جدیدن به مینیمال نویسی روی آوردی رو خراب کنم فقط با خووندن هر جمله در هر شماره اونچی که میومد تو ذهنم رو برات گذاشتم که در برابر اونچه که تو می نویسی چیزی جز مشق یه بچه دبستانی برای استاد عزیزش نمی تونه باشه
بازم ببخشین
شرمنده نکن عزیزی ... شما اینقدر نوشته هات قشنگن که من حرف نزنم سنگین ترم . ممنون که نوشتی و به این قشنگی هم نوشتی .
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
ازحریم کعبه جدش به اشک شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد ودو ذبح عظیم
بیش از این ها حرمت کوی منی دارد حسین
پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک وآه عالمی هم درقفا دارد حسین
سلامی چو بوی خوش آشنایی
سلام . عزاداریهایتان قبول حق . من هم التماس دعای فراوان دارم .
چقدر زیبا بودن اینا چند بار خوندمشون مرسی نرگس
مرسی افروزم . لطف داری مهربان.
دسته گلی از نرگس
برای سبز بودن جایتان
به ویلونی فکر کنید
رها شده
بر میخی زنگ زده
در پستو
شما که بیایید
نرگس دوباره بازخواهد گشت
می در پیاله خواهد ریخت
پیاله چرخ خواهد خورد
غرق خواهیم شد
در آوازش
و آبشار از
ویلون
خواهد ریخت
سلام بانو
ایام به کام
تصوراتتان چقدر زیباست رفیق عزیز . نهایت ارزوی دوستیهاست , جمعی چنین یکدل , هم آواز و هم پرواز ...
سلام . روزگارتان به خیر و شادمانی . ممنونم.
1- ببار ای ابر...
همه ی بغض خاکستری ات را...
من بی هیچ چتر و شرطی خیس همه ی بغض تو می شوم...
نگاه آبی آسمان شب ،مردمک هایم را به معجزه میکشاند...
ببار ای ابر ...
که دوست تر میدارمت اگر غبار از ترک های لبم بشویی که در حسرت بوسه بر گونه های دوست بدینگونه پائیز را به پژمردگی خشکیده اند....
2- باور کن خون ماسیده در رگها با عشق بیگانه است اما تو چنان میجوشی که سرتا پا ز تب میسوزی ، حال که روییده از لابلای خاکستری ، بگو بدانم دل به کدامین سارای زده ایی و مقصدت از این معبد رو به کدام معبر است که تو را به دوست میبرد...
3- اعتبار و آبروی وازه ها به دل است ، به سرزمینی که از آن میجوشند و میرویند ، میتوان تندیسی از واژه ها را زیبا ساخت و به معرض نمایش عموم گذاشت اما بی روح ، واژه اگر از دل برآید روح تعهد در آفرینش جمله جاری میشود و اگر نه هیچ تندیسی نه عاشق میشود و نه عاشق میکند ،
4- اگر زلیخایی...
چه فرقی میکند که چه کسانی دستانشان را با چاقو بجای ترنج ببرند ، تا تو ثابت کنی قدرت جذبه ی یوسف را... اگر زلیخایی اما فرق میکند که تو بند دلت را از یوسف ببری و به خالق یوسف بدوزی... مرهم زخم دل تو اینست... آخرین معشوقی که اولین عاشق تو بوده !
5- قرار ما باشد یک خلوت شگفت انگیز...
آنجا که انگار نوایی از زمزمه هایت در باد میپیچد و حسی که دریاها را به بیقراری میکشاند و همه ی بید هایی که مجنون وار دوستت میدارند و از احساست بخود میلرزند ...
پاسخی درخور شما مگر می توان بیابم برادرم ؟! فقط میتوانم بگویم هزاران بار سپاس .
سلام
من تخصص و تحصیلاتم سیاسی نبوده
فقط میدونم که آپارتاید یعنی تبعیض نژادی
(یعنی دقیقا همون کاری که بعضیا !!!! می کنن)
خب من ازتحصیلات شما چه خبر دارم بزرگوار ؟!
منظورم از سئوال رو هم ظاهرا نگرفتین ! معنی آپارتاید رو هم اگه بلد نبودم , که نبودم , سرچ کردم و فهمیدم ! اما اینکه دقیقا این کلمه به علاوه شهروندی درجه یک , چه معنایی در آسمان بلاگ دارند , منظور من از طرح سئوال بود ! و اینکه گفتم سیاسی ام نکنید , منظورم این بود که مرا به هیچکدام از اهالی لینکستان , اتصالی به صورت ویژه نفرمایید !
درست شد , یا نه هنوز هم !؟
ای اهل دلان ، عید گذشت و خبر از یار نیامد ،
بر زخم دل فاطمه غمخوار نیامد.
چند روز دگر مانده که با ناله بگوییم :
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد،
سقای حسین سید و سالار نیامد.
ایام حسینی (ع) تسلیت باد ، التماس دعا .
سلام . این ایام بر شما هم تسلیت باد . ممنون مهرداد عزیز .
سلاممم
خیلی خوب بود سهبا جان
۴ و ۵ رو خیلی دوست داشتم
سلام عزیزم . ممنون خانومی . لطف داری شما .
از اول هم درست بود !!




چرا می زنید؟؟؟
قبول...
اصلا من شهروند درجه دو
بقیه شهروند درجه یک !!!
بروم تا یک کتک حسابی نوش جان نکرده ام !!
من ؟ کتک ؟ نه بابا ! اینجا هیچکس شهروند درجه یک و دو نیست بابا !
عجب اوضاعی داریم با شما اهالی سیاست !
سلام





شعر هات خیلی زیبا بودن عزیز
به وب لوگمنم سر بزن.
با تبادل لینک چطوری؟
من لینکت کردم.
دوست داشتی منو لینکک
بای تا های
سلام .
خب ... فعلا بذار از سرگردونی این شکلکهای جورواجورت در بیام تا بعد سهیلاجونی !
باران می آید ...
هنوز هم
می نویسم
یوسف که تو باشی ،
آشوبی ست در دلم ...
سلام خواهرم
به ترتیب اول هر قسمت را برداشتم و بی هیچ تغییری خواندم...
شعری زیبا شد.
باور دارم که هر قسمت از این دلنوشته ها را که برداری و باهم بخوانیشان...شعری دل انگیز را خواهی شنید...ثابتش کردم.
لطفا این نوع آرامش را حتما از ما دریغ کنید.
برقرار و در عافیت باشید.
نگاه شما شاعرانه است برادرم وگرنه من کجا و شعر کجا ؟ فرسنگها فاصله پرناشدنی داریم از همدیگر ..
ممنون از این دلگرمی های برادرانه تان . سلام باشید و سربلند ( که هستید البته )
ممنونم برادرم .
ها؟؟؟؟؟؟
نه
ببخشید
سلام
خوب حالا : ها؟؟؟؟؟ باز س.ب کجا گیر کرده که نیست؟
لانگ تایم نو نیوز !!!نو پست. نو کامنت ! نو انسر ! وات هپند فور یو؟
ایلده لطفا به زبان شیرین آذری جواب وروون !!! یاشیاسین.
سلام.
ور ای یو ؟
سهبا باجی هست بابا ! دو تا پست نوشته , دو تاکامنت خوشگل واسه شما گذاشته , اینقدر پرحرفی کرده این چند روز ! اصلا خودتون کجایین ؟ هان ؟ زود , تند , سریع جواب بدین ببینم کجایین این روزها ؟
ای ام هیر مای برادر , کالم , جنرس , کایند اند ری لکس !
در مورد ترکی هم شرمنده ! باید از داداش دانیال یا معتبرتر از بارانم کمک بخوام !
باراااانم ؟ بیا جواب ایشون رو به ترکی بده عزیز دلم !