ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
از وعده های خشک تو بی تاب می شوم
کی از زلال وصل تو سیراب می شوم ؟
زین زندگی به دست تو یابم مگر نجات
چون شمع , گر مرا نکشی , آب می شوم !
گر پا نهی به کلبه تاریک من شبی
فارغ ز بار منت مهتاب می شوم
تا برکشی ز ساز دلم ناله نو به نو
در پنجه ظریف تو مضراب می شوم
ای ساحل امید ! برانی گرم چو موج
سرگشته تر ز کاسه گرداب می شوم
چون چشم نیم خواب تو شب آیدم به یاد
بر می جهم ز بستر و بی خواب می شوم
از چنگ هجر اگر که رهایم نمی کنی
چون ماهی فتاده به قلاب می شوم
ترسم که شیشه ای شود از من شکسته دل
سنگم به دست طفلی و پرتاب می شوم
طوفان عشق , کاش نیفتد ز جنب و جوش
ور نه , خموش چون دل مرداب می شوم
انگورم و ز حبس خمم هیچ باک نیست
یک چله چون گذشت , می ناب می شوم
استاد محمد قهرمان
90/08/01
پی نوشت :
گلایه دارد از ساحل ،
دریا!
این نیست رسم همنشینی ،
من در تلاطم ،
تو در تماشا !
حال و هوایتان را ، هر چند نه کامل ، اما در حد بضاعت درک خویش اگر درنیابم ، که آدم نیستم !
باور کنید من هم آدمم ، عاطفه دارم ، خسته می شوم ، متلاطم می شوم ، درگیرم ، دغدغه دارم ................
شرمنده اگر حضورم کم است ، ولی شک نکنید : ...... به این آسانی ها قضاوت نمی کنم !
تا به آفتاب
بر سواحل دریاها بخندیم
و صدف ها را گرد هم آریم
و گل نرگس را از روشنایی ها بچینیم
تا خانه هامان _ این خوابدیدگان گل _
در برابر بادهای شب و باران ها پایداری کنند
تا در جمال دو چشم زمینیمان شعرها بسراییم
واز هزاران باغ
میوه بر چینیم
و _ با همه ی ناسازگاریمان _ زیر سقفی ، در اطاقی ، گرد هم آییم
و سلام بر سهبای عزیز
سلام سهبای عزیز
همین که همینجا جواب میدی،حرفامو میشنوی واسه من یکی که خیلی ارزش داره.
ممنونتم
بالهایتان را مع نکنید تا از دردها بگریزید ،
سرتان را خم نکنید تا خاطرات را نبینید ،
به یاد داشته باشید که زمین از گام های نگاه شما لذت میبرد ...
انگورم و ز حبس خمم هیچ باک نیست




یک چله چون گذشت , می ناب می شوم
طوفان عشق , کاش نیفتد ز جنب و جوش
ور نه , خموش چون دل مرداب می شوم
ترسم که شیشه ای شود از من شکسته دل
سنگم به دست طفلی و پرتاب می شوم
در برابر اشعار قشنگ استاد من که فقط سرتکان میدم
نمیدونم خدا چطور محبتشو به یک نفر کامل عطا میکنه و امثال من رو فقیر نگه میداره
از راه دور دست بوس تمام اشعارت هستم استاد عزیز
این روز ها همه عجیب شده اند انگار اتفاقی قراره بیافته هر چه هست خیر است ونیکی
تشکرفراوان از استاد عزیز بابت شعرهای ناشون
بازهم مخاطب خاص داشت و ما پابرهنه دویدیم وسط مطلب...اومدیم بگیم یعنی همیشه بهتون سرمیزنیم خواهر...
عزیزم آدمی معجونی است بدان که دوستت داریم و برایت دعامیکنیم.قدر قلمت را بدان!
ساحل سنگ صبور دریاست!
دریا ندید در وقت پای کوبی ،
چه ها با دل و پیکر او بکرد و خود آرام شد ،دریا بزرگ و بزرگتر شد ازنوازش ساحل ، حالا دریا همان دریاست و ساحل بستر آرامش او بیصدا ، بی بهانه ، فقط نگاه و نگاه و نگاه...
در پناه حق باشی خواهرم.
انگورم و ز حبس خمم هیچ باک نیست
یک چله چون گذشت , می ناب می شوم
انگار استاد این غزل ناب رو برای شما سروده خواهرم چراکه:
غم چشمان آهورا تو می فهمی
متلاطم بودن وکم حضور بودن و......مهم تر از همه چیز بودن شماست....بودن یک انسان کامل...
آنقدر بی آلایشید که خیلی خوب می شه شما رو فهمید...حتی خنگی مثل من رو هم این تلاطم به ساحل امن می رساند....
شما نگران نباش...
سلام خواهرما.
سلام
عالی بود
پاینده باد استاد قهرمان
با تشکر از شما، دختر دلبندشون
یاحق
حسرت نبرم بخواب آن مرداب !
کارام درون دشت شب خفته ست!
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته ست !!
سلام خواهرم
اطراف ما همیشه هستند کسانی که آرامش مرداب را ترجیح می دهند
دعا می کنم همچون اقیانوس باشید. دریاگونه... اما کم تلاطم !
درود استاد

درود
این دو بیت آخر رو با اجازه ( چون خیلی قشنگن) بر می دارم. شاید توی وبلاگم ازشون سو استفاده کردم !
... طوفان عشق , کاش نیفتد ز جنب و جوش
ور نه , خموش چون دل مرداب می شوم
انگورم و ز حبس خمم هیچ باک نیست
یک چله چون گذشت , می ناب می شوم
شاد باشید و سلامت
یا حق
امروز غیبت داشتی
غیبتت خیلی مشهود بود
انشاالله همیشه باشی
شعرش قشنگ بود
اما پی نوشت بیشتر نظرمو جلب کرد
خیر باشد انشا الله
سلام سهبای عزیز.دل تنگتون شدم.بخشید نیامدم.ولی همیشه یادتون هستم هر چند فرصت نمیکنم سر بزنم.
سلام عزیز . منم هستم به یادتون .
سلام فردا تولد دعوتی خوشحال میشم بیای
بلیت بگیرم تشریف بیارید با خنواده آبجی؟؟
سهبای غزیز
وبلاگت مثل کشتی هستش
من و دوستان هم هر روز مسافر این کشتی
این کشتی گاهی ما رو از طوفان رد میکنه ولی مطمئنیم که سالم میرسیم
گاهی هم در کنار جزیر اسرار آمیز لنگر میندازه
گاهی هم در دریای آرم حرکت میکنه
این پستت از کدام دریاست
هر روز می آیم تا از حرفهای تازه قشنگت جا نمانم..حواسمم هست که تازگیها کم پیدا شدی اونورا!
تماشای تلاطم هم یه دلشوره ای تو دل آدم می ندازه نرگس مطمئنم
دشمنتان شرمنده خواهر مهم وجودتان است
ز کویت رفتم و روز وصالت آرزو کردم
ز هر بام و دری امروز جستجویت کردم
به هر گلزار رسیدم جمله گلهایش بوییدم
میسر چون نشد دیدارت با خیالت گفتگو کردم
تو با تیر غمت مجروح کردی این دل ما را
من از هر تار مویت ، پاره دل را رفو کردم
ندانستم کز کدامین کوی عبور کرده بودی
چو دانستم عبور کردی به هر ویرانه رو کردم
نائب زیارت شمایان / قم المقدسه ...
خدا وکیلی آپارتاید که می گن همینه ها !!!!
فقط یکی دونفر شهروند درجه یک تر بودن که کامنتشون جواب دار شد ! و بقیه شهروند درجه یک !!! باقی موندن !
باشه
باشه
چرا می زنین حالا؟
یه چیزی محض مزاح واقعی ! گفتم. همین !!
شما جدی نگیرین !
بزرگ عزیز! نظرلطف شماست. شرمنده ام می کنید.
ای جانم ... سلام بابامحمد خودم . دلم تنگ حضورتون بود پدرجان .