سایه سار زندگی
سایه سار زندگی

سایه سار زندگی

باغچه منزل پدری



گلهای لاله عباسی و دنیایی خاطرات شیرین کودکی



اسمشان را نمیدانم , اما رنگشان بسیار زیباست !



از این گلهای زرد رنگ هم عکسهای زیادی در حافظه خاطرات ذهنم ثبت شده دارم !یادش بخیر .



این گل مورد علاقه مادر است ! ظاهرا اسمش گل ابریشم است !



و این درخت های انار ....



و باز هم تصویری از انارهای دنیوی !



و باز هم گلهای لاله عباسی



گمان کنم نوعی کاکتوس باشد , یا شاید نوعی گل یخ !



و این هم گل نیلوفر دوست داشتنی من و خاطرات کودکی فراوانش !



از خیر این عکس درخت انار هم نشد بگذرم !


این عکسها  , هر چند ناچیز , اما هدیه عیدی من باشد به آقا بزرگ عزیز که مشخصات این باغچه را بهتر از خود من به خاطر سپرده بودند ! حیف که فصل گلهای محمدی و  یاس تمام شده بود و فصل میوه های انگور هم ...

عید همگی تان مبارک .

نظرات 45 + ارسال نظر
سعیده دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:03 ب.ظ http://s73.blogsky.com

سلام
چندم شدم؟

سلام . اول شدی نازدونه خانوم .

سعیده دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:12 ب.ظ http://s73.blogsky.com

دلم برا گل های حیاطمون تنگ شد
حیف که اسیر پاییز شدن
نیلوفر و ختمی و ابریشم و آفتابگردون الانم که اگه اشتباه نکنم منتظر گل های داوودی هستیم
به علاوه ی دوتا درخت انار
و البته سالی یکی دوتا نرگس اونم با کلی تلاش بابا
خب بگذریم
با این پست گل بارونتون نشد نگم
راستی الانم که فصل زعفرونه و اینجا همه درگیر
از همه ی اینا گذشته عیدتون مبارک نرگس بانو

جااانم ! همه شو میذارم کنار اما آفتابگردان و نرگسش رو عشقه ! مرسی بابای خوب سعیده جان ! چقدر خوش سلیقه ن ماشاله !

عید شما هم مبارک نازنین .

آناهیتا دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:37 ب.ظ http://www.a-n-a-a-r-i-a.blogsky.com

درود بر خواهری گلم
نرگس جون شما شبیه یک گل دست و پا دار هستید! جدی میگم! از لحاظ اخلاق، رفتار، منش اجتماعی...اسمتون هم گل...
چه باغچه ی قشنگی دارن...خوش به حالشون
ما که تو باغچه ی شهرمون فقط درخت انار و انجیر دوام میاره و در باغچه ی کلان شهرمون هیچی نداریم! اون چهارتا گلی که توسط مادر کاشته میشه به وسیله ی بچه های همسایه از ریشه کنده میشه!!! در نتیجه سال هاست در حسرت گل و گیاهیم...

عیدتون مبارک

سلام خواهری . عیدت مبارک .
نگو اینجوری , باورم میشه ها! اونوقت تا حالا اسم گل دست و پا دار نشنیده بودم ! جالب بود برام آنا جونم . ممنونم عزیز .
الهی ! خب البته ما همیشه باغچه زیاد داشتیم و گل و گیاه هم , همینطور . اما درک می کنم نبودن باغچه و گلها رو خونه بیروح میشه انگار .

به پدر و مادر عزیزت سلام برسون آناجون .

بــاران دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:54 ب.ظ

عیدت مبارک بانوی من !
کلی مــاچ :* :*

عیدت مبارک بارانم . فدای تو و اون چشمای قشنگت .

ali دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:20 ب.ظ http://www.p30danesh.ir


علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
سلام بزرگوار عیدتون مبارک وبسایت پی سی دانش به مناسب فراررسیدن عید غدر خم به کاربرانش عیدی میده.برای اطلاع بیشتر به صفحه زیر مراجعه فرمایید
http://www.p30danesh.ir//Forum/viewtopic.php?p=96

ممنون لطف شما . عیدتون هم مبارک . ولی تا من بیام به وب شما و برگردم که باید بیشتر از دوهزار تومان کرایه بدم که جناب !

حمید دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:48 ب.ظ http://samandis.blogfa.com

چقدر قشنگن. یاد خونه خودمون افتادم! یادش بخیر. ما هم درخت انار داشتیم با گل و درخت گردو و یه بید بزرگ و انگور... وای چه حالی داشت دوران بچگی توی اون خونه...

خاطرات کودکی من سرشار عطر یاس و سرخی گلهای کوکب و انارهای قرمز و سیبهای گلاب آبدار و گیلاسهای درشت و گلابی های محشر و زردآلوهای ........ وای دهنم آب افتاد ....
امان از بچگی با این خاطراتش !

حمید سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:11 ق.ظ http://samandis.blogfa.com

روز به روز که بزرگتر میشم از خودم متنفر تر میشم!
بچگی های ما توی باغ و طبیعت گذشت. با همون زرد آلو و گردو و آلو
یادش بخیر... کاش میشد برگشت به همون زمان.
اذان،اذان بود. درخت،درخت بود. خدا،خدا بود...

از خودت چرا متنفر بشی حمید ؟ مگه مقصر شمایی ؟
اما یه چیزی رو مطمئنم . توی همین بلبشو هم میشه خدا رو همونطوری که هست پیدا کرد . این دیگه به دل پاک و زلال خودت برمیگرده که محل تردد هر کسی نباشه الا خدا !
کاشکی دل هامون همون دلهای قدیم بود حمید !

حمید سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:32 ق.ظ http://samandis.blogfa.com

آخه هر چی فکرشو میکنم میبینم الان دنیا خیلی کثیف شده!
دخترا و پسرای زمون شما کجا و ما کجا!
دیگه خلافترین کار شما گوش دادن آهنگ قمارباز سوزان روشن بوده!
من توی این شهر کوچیک از جوونا یه چیزایی میبینم... شب زنده داری های زمان شما کجا و ما کجا! کمترین تفریح شده سیگار. مشروب و حشیش و اینا بماند... دخترا هم که دیگه نگو!
گاهی به سمیرا میگم خوش به حالت توی چه نسلی بزرگ شدی!
واقعا ساده بودید... دلم پره بخدا

هنوزم پیدا میشن پسرایی مثل شما , هنوزم هستند دخترایی که پاکن مثل رود ... هنوزم میشه خدا رو جاری کرد تو زندگی ها ... ناامید نباش حمید . خدا هنوزم همون خداست . بزرگ و قدرتمند و مهربون .

حمید سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:55 ق.ظ http://samandis.blogfa.com

نصفه شبی جو گرفتم! از کجا معلوم من سالم باشم؟!
از باران عکس بذارید خووو!

مگه نیستی حمید ؟! اینم سئوال داره اخه پسر خوب ؟!

نمیتونم همش عکس از باران بذارم خب حمید ! این حرفو دائم به داداش مهدی بزن که وبلاگش واسه بارانه !

حمید سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:16 ق.ظ http://samandis.blogfa.com

بهش گفتم!
نه پسر خوبی ام اگه خدا بخواد!

هستی . مطمئن باش .
بارانم چشم . بیشتر عکس میذاریم ازش . شبت بخیر حمید عزیز .

مریم سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:23 ق.ظ http://najvaye-tanhai.blogfa.com

این گل مورد علاقه مادر است ! ظاهرا اسمش گل ابریشم است
عجب شعر قشنگی شد این یه بیت!!!
الهی من فدای مادر بشم
الهی به حق این روز عزیز اول تمام مریضا شفا پیدا کنن عزیز منم!
الهی هر کی هر آرزوی داره به حق مولا به آرزوش برسه منم همینطور
الهی...
خلاصه عید همگی مبارک عید شمام مبارک سهبا بانوی گل نرگسی!

سلام مریمی . عید شما هم مبارک . امیدوارم به حق این روز قشنگ , همه مریضها شفا پیدا کنند , عزیز شما هم .
اون دو جمله , به شعر هیچ شباهتی نداره خانوم گل ! من و شعر فقط دوستیم باهم ! کاری به کار هم نداریم اما !
ممنونم .

هستی نمونه سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:51 ب.ظ

خود را اگرچه دست گلها سپرده ای
اما خواهر ببین که راه به خورشید برده ای
دارد حسادتی که فقط خاص موج هاست
دریا به جرعه ای که تو از چاه خورده ای *

مصرع آخر 4 أحمد شاملو

تا جایی که من میدونم , گلها به من سپرده شده اند , نه من به گلها هستی جان !
و این بیت , چقدر قشنگه :
دارد حسادتی که فقط خاص موج هاست , دریا به جرعه ای که تو از چاه خورده ای !
ممنونم عزیز .

هستی نمونه سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:55 ب.ظ

دو آسمان سیاه میان صورت ماهت
غروب نیلی خورشید ابروان سیاهت
شراب خانه پاییز ، وا پسای غم انگیز
بهار مچکد گویا از گلهای سبز نگاهت

بر شانه هایم ترازویی دارم
که همیشه کفه ی چپ آن پایین تر است
گفته اند :
مرا چه به این کارها !
من شاعرم
زنی که همیشه انگشت هایش را
همراه ماهی ها
در ماهی تابه سرخ می کند .
پایین کارت ویزیتم
نوشته ام :
وکیل مدافع پروانه ها , گل ها ....

دانیال سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:10 ب.ظ http://www.danyal.ir

نشسته ام که شعر تو را گویم قلم به روی قلبم ولی لال شد
چرا که تو یک حقیقت بی وصفی ، غزل در ازدحام فهم تو حیران شد
فقط به من بگو که چه هستی چه ؟ خدا چگونه ساخت نگاهت را ؟
میدانم که گل هستی اما گمان نمیکنم تو باشی از آن گلی که انسان شد

یوسف های زیادی گم شدند
در راه راه پیراهنت
می دانم زلیخای خوبی نبوده ام !
گم کرده ام تو را
در سفالینه های کبودی که دوبیتی می نوشد هر شب از قهوه ای چشمانت
گم کرده ام در هراس گرگ آلوده شب های مصر
کوچه پس کوچه های عرق کرده ی بی هندوی ابروهات
نفرین تمام پیرزنان جادو بر من
من که رگ دستانم را زده ام
اما این خون تمامی ندارد
انگار دامنم آه تمام مردگان این خاک را گرفته
که بوی ترنج می شنوم از گوشه گوشه ی خواب هام
حوالی پرتگاه این شعر
چاهی ست به نام گریه های گاه گاه زنی ...
( از کتاب من بیشتر انار اتفاق می افتم , خانم طیبه نیکو )

بابت شعر زیبایتان ممنونم برادر .

دوستدار خاتون خوبی ها سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:43 ب.ظ

سلام عید بر شما مبارک

لبخند به لبهای شما حک باد
غمهای شما هماره اندک باد
این عید که سرشار ز لبخند است
بر وسعت جانتان مبارک باد

ممنونم عزیز دوست داشتنی .

کیارش سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 02:47 ب.ظ http://miraas.blogsky.com

سلام

عیدتون مبارک
دلتون شاد
سرتون سلامت
شادیتون مستمر و غمهاتون ناپایدار

دعا می کنم که همیشه چرخ روزگار بر مدار مرادتون بگرده

راستی
عجب باغچه ی عاشقانه یی

به قول دوستتون آدمو تا کجا که نمیبره
رخسار نیلوفر و شمایل انار ( مخصوصا اون عکس ضد نوری که کاملا حرفه یی با دوربین غیر حرفه یی موبایلتون گرفتین)

علیک سلام . عید شما هم مبارک . دل شما هم شاد .
امید که سلامت باشید و خوشیها سرازیر زندگیتون باشند .
حیف که این پاییز باغچه ست . کاش میشد از بهارش عکس بگیرم براتون !
لطف دارین شما . ممنونم .

مهدی پژوم سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:52 ب.ظ http://mahdipejom.blogsky.com

سلام بانوی مهر و دوستی...
باغ تان همیشه پر گل. نصیب تان از گل های باغ ملکوت و رضوان الله متعال...
خوش آوایی می دمد از این خانه. آن قدر شیدای ام می کند که گاه توان نوشتن می ستاند. درغا صوت داوودی استادمان که به نهان خانه اندرش می کنند...

سلام بزرگوار .
زندگی تان به طراوت گل , ولی جاودانه . انارهای بهشتی نصیبتان .
خداوند نگهدار بزرگان کشورمان باشد .
لطفتان مستدام . سلامت باشید و پاینده . عیدتان مبارک .

فاطمه شمیم یار سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 04:21 ب.ظ

سلامممم سهبا جان
یاد باغچه خونه پدری خودم افتادم
کلی رز...اطلسی...بنفشه...شمعدانی ...رز رونده...سرو نقره ای
رز رونده رو خیلی دوست داشتم...و بنفشه ها رو...
الان نصف اینا رو هنوز دارند...بادرخت انجیر و نار..
حس و حال قشنگی داشت پستت عزیز

سلام عزیز مهربون . خوش اومدی .
خونه های پدری یک لطف و صفای دیگه ای دارند اصلا . خدا نگهدارشون باشه .
ماشاله باغچه خونه شما که قشنگتر از واسه ماست !
دلت شاد باشه و لبت خندون . ممنونم مهربون .

هستی نمونه سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:01 ب.ظ http://d.blogsky.com

حرکت ناجوانمردانه و غیر ورزشی خانم آقایی کاملا هویدا بود
بی معرفت یک روز نبودم ، حالا نمیشد با نام من کامنت بزاری ؟

نازدانه من و بی معرفتی ؟ نه هستی جان ! این یکی اصلا به ایشان برازنده نیست , که نیست !
تازه دیشب همه اش دعا می کردم باران نیاید و نبرد کامنتهای قشنگ دوستانی را که نگذاشتند نام شما یا برادر در صدر قرار گیرد !

زهرا زین الدین سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:38 ب.ظ http://nejat-yafteh.blogsky.com

خدای من!
یاری ام کن،
مرا در مسیر خودت،
تا تمامی بندهای وابستگی را بِبُرم
...
سلام سهبا جان.خوبی خواهری،
من نوشتم .از سری نامه های درد نامه ام.
خواستی بیا وبخوان.
همین.راستی عیدت هم مبارک

سلام خواهری . وای که اگه بدونی چقدر امروز دلم برات تنگ شده بود ! یک روز حرف نزدم باهات ها !
میام خواهری . میام ...
عید شما هم دوباره و سه باره مبارک .

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:42 ب.ظ http://s73.blogsky.com

اولا مرسی سهبا جان
دوما:
غیر ورزشی!!!
والا بنده اگه اول نمی شدم که باید می نشستم با ذره بین دنبال کامنتم می گشتم تا پاسخشو بخونم
بس که هستی و دانیال ردیف شده تو این صفحه

فدای تو بشم نازدنه خانوم . نگران نباش من مثل کوه پشتت وایسادم !
ولی دیگه نگو اینطوری هم ! حالا هستی باورش میشه و از فردا سایه ش سنگین میشه خب !
حداقلش بزن به تخته میزت خانوم گل , باشه ؟!

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:12 ب.ظ http://s73.blogsky.com

حالا اومدیم و میز بنده فلزی بود

خب اگه در اتاقتون فلزی نبود بزن به اون , اگه نه بگرد یه چوبی , تخته ای ,چیزی پیدا کن نازدونه خانوم !

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:25 ب.ظ http://s73.blogsky.com

الهی !!
شک ندارم حرصی شدین تهش
شوخی کردم میزم چوبیه
همچین زدم که ترک برداشت

نه عزیزم . متوجه شدم میزت چوبیه ! حالا خسارتت چقدر شد نازدونه خانوم ؟

هستی نمونه سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:35 ب.ظ http://d.blogsky.com

بالاخره نازدانه یا نازدونه ؟!
در ثانی خواهر جان فکر نمیکنید یک کوه برای قرار گرفتن
پشت نازدونه خیلی بزرگ باشه ؟
علی الحساب یک فکری برای فلفل تند و تیز کامنت هایش بکن
که هستی و دانیال را یکجا نسوزاند !

فرقی هم میکنه مگه هستی جان ؟
نه ! زیاد نیست ! بس که خودش بلندهمته و کم از کوه نمیاره , باید هم اگه بخوام باشم , عین یک کوه باشم پشت سرش !
فلفل تند و تیز کامنتهاش رو عشق است هستی جان ! اگه بدونی چقدر دوستش دارم ! ( البته منظورم خودش هست ها جدا از نوشته هاش . )
اما نازدونه خانوم انصافا داداش دانیال که یکی بیشتر کامنت نذاشته ها ! یکبار دیگه نگاه کن خودت ! ( حالا از فردا همون یکی رو هم نمیذاره دیگه !)

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:51 ب.ظ http://s73.blogsky.com

داداش دانیالتون یکی +۲تا کامنت هم از جانب هستی
والا تا جایی که من یادمه با فلفل و امثال فلفل از بچگی حساسیت داشتم
پس این وصله ها به ما نمی چسبه

ریلکس
ریلکس
ریلکس تر

نبینم اینورا میدون جنگ شده باشه ها !

سعیده جانم , ریلکس , ریلکس ,ریلکس تر !

قربون نازدونه خانومم برم .

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:59 ب.ظ http://s73.blogsky.com

ماکه گردنمون از مو باریک تره بانو
میدون جنگ کجا بود
دوسه روز تعطیلم و اینطور آنلاین جواب میدم
بذار درس و مشقم شروع بشه اون وقت تازه دلتون برام تنگ میشه‌(خودشیفتگی تا این حد)

والا میترسم جنگ راه بیفته بین خواهر برادر و نازدونه خانوم گل ما !
خودت میدونی چقدر دلتنگت میشم عزیزم ... کاری نکن دعا کنم هیچوقت درس و مشق نداشته باشی ها !

دانیال سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:07 ب.ظ

تازه من یک کامنت که میگذارم زیر همان مینویسم اول شدم
که دو تا حساب نشود ، نه این که پست را نخوانده بنویسم
سلام چندم شدم ؟
طفلی خواهرم ، زهره ترک شد سعیده که سریع برات نوشت
سلام اول شدی ....

زهره ترک شدم , اما از بابت بارانهایی که ممکن بود بیاید ! نه به خاطر سعیده جان , برادرم !
حالا شما هوای این نازدونه خانوم ما رو داشته باشین برادر ! بچه م رو نترسونین دیگه !

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:07 ب.ظ http://s73.blogsky.com

می دونید که من بیشتر از شما می ترسم اما چه کنیم که از پاسخ دادن نمیشه گذشت
بعدشم مگه من چی گفتم؟

نترس عزیزم . گفتم که خودم هستم در کنارت !

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:17 ب.ظ http://s73.blogsky.com

ببین تورو خدا یه کامنت ناقابل عجب موضوعی آفرید
اما من کوتاه نمیام
والا بنده عین برادر شما انقدر اعتماد به نفس ندارم که مطمئن باشم اول شدم ضمن این که می دونم تا ایشون هستن کسی نمی تونه اول بش هاز این رو جمله رو سوالی مطرح کردم
حالا خوبه که پست متن نوشتاری زیادی نداشته و خوندنش سه سوت کار داشت وگرنه معلوم نبود چی می گفتین به من بیچاره (تکنیک مظلوم نمایی)

خوشم میاد کم نمیاری نازدونه خانومم ! همین زبون رو داشته باش و نگه دار بعدا لازمت میشه ! اما فعلا هوای برادر ما رو هم داشته باش ها ! ( تکنیک شورای حل اختلاف !)

دانیال سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:27 ب.ظ http://d.blogsky.com

و خداوند سهبا را آفرید تا درجات و مراتب کامنت های اهل سعادت و نیک بختی مشخص شود ، پس برخی از اهل ذوق در صورت تعلق قدرت به مقدور خود را به عالی ترین مطالب و مقاصد معنا میرسانند و کامنت اول را میگذارند اما برخی به سبب تحیّر و کاهلی ، سرگشته و پرکنده از زمزمه ها فقط گاه گاه را درک کرده و گاهی می آیند ، حال آنکه به این سفر نمیرسد جز جوانمرد متمکن و پایدار ، آنهم از روی رغبت و اطاعت که فرموده اند : السابقون السابقون اولئک المقربون !

از اون آیکون قهقهه ها لازم دارم اینجا ! آخه تا حالا طعنه به این شدت ادبی نشنیده بودم خداییش !!!!

حالا یه ذره کوتاه بیاین بد نیست برادر ! بابا نازدونه خانوم من حرفی نزد که ! حالا نوبت شماست کاری کنین که بره برنگرده این عزیز دل ما ؟!

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:27 ب.ظ http://s73.blogsky.com

هعـــی !!
مگه نشنیدین زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد
ولی از همین کنج اطاقم آتش بس اعلام می کنم
پرچم صلح بنده رو مشاهده می کنید آیا؟

اوخ اوخ ... یه ذره زودتر میذاشتی تا کامنت بالا نمیومد !
بی خیال برادر ! رحم کنین ...

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:33 ب.ظ http://s73.blogsky.com

ببینید من قصد آشتی دارم یه کاری می کنید صدام در بیاد ها
آتش بسمو پس بگیرم؟؟

حیف که از هنرهای برادر ندارم وگرنه یک پرچم صلح میذاشتم اینجا به نشانه اتمام جنگ !
نه خانوم گل , اگه قرار باشه ماها هم آتش بس نکنیم , که دنیا کن فیکن میشه عزیز ! بی خیال شو فعلا !

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:39 ب.ظ http://s73.blogsky.com

والا می ترسم دو کلام بیشتر حرف بزنم
کانال عوض شه بزنند شبکه ی عربی
دیگه اونوقت نمی دونم باید به کجا پناه ببرم
والا این عربی دبیرستان رو هنوز توش موندم

نگران نباش ! خودم با کمک امدادهای غیبی برات ترجمه می کنم ! ( آیکون پینوکیوی دماغ دراز !)

سعیده سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:51 ب.ظ http://s73.blogsky.com

فدای شما
میگم از جانب چت روم نرگس بانو و دوستان (بعلاوه ی فک و فامیل)
شبی آرام را برای شما عزیزان آرزومندیم

خدا نکنه !
قربونت برم . منم شب خوشی رو برای شما و همه اونایی که اسم بردی آرزو میکنم .
موفق باشی نازدونه خانوم .

ر ف ی ق چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:29 ق.ظ http://www.khoneyekhiyali.blogsky.com

باغچه ی منزل پدری تان بود یا بهشت !!؟
سلام سهبا جان
عیدتان مبارک

کم از بهشت ندارد ان سرا, نه بخاطر درختان و کلها که به دلیل باغبانانش : بابا و مامان ....
ممنون رفیق عزیز .

مهرداد چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:22 ق.ظ http://kahkashan51.blogsky.com

عکس تو بر شبنم پاک روی برگ پیداست ،
کاش درخت خانه تکانی نکند !
آبروی برگ را کسی نریزد!!
************************
سلام خواهری جشنواره ی گل و گیاه براه انداختید ، باغبون نمیخواین ؟ فکر کنم اون گلی که اسمشو نمی دونستی ، بابونه باشه.
راستی حالت خوبه ؟ عیدتون مبارک .

سلام برادر. روزتان بخیر . عیدتان مبارک . جشنواره هم باشد , شما خود باغبان دسته کلهایی بس عزیز هستید در زندکی . خوب میشناسم مهربانی هایتان را .
یاد شعر اخوان افتادم:
ابرویم را نریزی دل
ای نخورده مست ........

کیارش چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:18 ق.ظ http://miraas.blogsky.com

خوشیها سرازیر بشن؟ به زندگیم؟

پس خبر ندارین

همین جور گروه گروه خوشی دارن به شکل سقوط آزاد با سر شیرجه میان
نمیدونم کجا جاشون بدم
دارم ذوق مرگ میشم
خوشی های قبل که سرعت سقوط آزادشون زیاد بود
زدن هم سر و کله ی مارو شکستن هم مغز خودشون پاشید
طفلی ها


این سری باید سرعت گیر بذارم !!

به قول اقابزرک :
بعععععععععععلهههه !!!!!!!!!

بزرگ چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:32 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

بعععععععععععععععله

این یعنی جی اونوقت????!!!!!!

بزرگ چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:35 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

واقعا چه خانواده طبیعت دوستی
معلومه خانواده ای که اینقدر گل دوست هستند باید گلهای مثل شما پرورش بدن
باید از قبل حدس میزدم شما که اینقدر گل هستید تو گلستان بزرگ شدید با باغبانهای مهربای چون پدر و مادرتون

شما که مشخصات باغجه رو بهتر از من میدونستین اقابزرک!
بعدشم خیلی لطف دارین به بنده . ممنونم از شما .

امیر چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:40 ق.ظ http://amirata1.blogfa.com

با سلام و تبریک عید بزرگ غدیر
عیدی زبایی بود فکر کنم اسم گل دومی بابونه باشه سهبا خانم

سلام . منم تبریک میکم این عید رو . ممنون بابت راهنمایی تون . خوش اومدین دوست خوبم .

بزرگ چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:42 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

یادش بخیر پدرم نصف روز رو با گل و گلکاری میگذروند
صبحهای تابستون با صدای شر شر آبپاشی بابام از گلها ساعت 6 صبح بیدار میشدیم
اینقدر با گلهاش حرف میزدکه نگو

خب معلوم شد شما زبون کلها رو از کجا و کی یاد کرفتین ! خدا رحمت کنه ایشون رو .

بزرگ چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:55 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

ممنون بخاطر عیدی قشنگتون
همیشه تو نگاه کردن به همه چیز دقت میکنم حتی کوچکترین چیز در مورد باغچه پدر مهربونتون هم همینطور بود

کاملا معلومه از روحیاتتون . قابل شما رو نداشت اقابزرک عزیز .

بزرگ چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:56 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

سهبای عزیز هرکاریم کنی من از این خونه دل نمیکنم
شاید بخاطر مشغله کاری دیر بیام ولی حتما میام
ببخش دیر اومدم
ممنون بخاطرپست قشنگت

اینجا خونه خودتونه اقابزرک . شرمنده نفرمایید بیشتر . ببخشید بضاعت کم دستانم رو .

سمیرا چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:58 ب.ظ http://nahavand.persianblog.ir

به به چه خبره اینجا!! می بینم که گلخونه راه انداختید خواهر..دو روز مانبودیم ها....چه خونه قشنگی دارید...خونه دایی رو که دیدیم لازم شد یه سرم بیایم خونه باباتون...کوهنوردی بعدی ایشالا

به کوهنوردی نیازی نیست خانوم سردبیر . تشریف بیارید بریم زعفرون چینی خراسانی ها رو هم ببینید ! خوبه خانومی ؟

فرداد پنج‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:44 ق.ظ http://ghabe7.blogsky.com

صدای استاد مستم می کند...
دیدن این باغچه شیدایم می کند ....
دلم هوای انار دارد...
دلم هوای هوا دارد...
سلام خواهرم
این باغ و صاحبش پایدار و باعزت....الهی آمین.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد