ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
گلهای لاله عباسی و دنیایی خاطرات شیرین کودکی
اسمشان را نمیدانم , اما رنگشان بسیار زیباست !
از این گلهای زرد رنگ هم عکسهای زیادی در حافظه خاطرات ذهنم ثبت شده دارم !یادش بخیر .
این گل مورد علاقه مادر است ! ظاهرا اسمش گل ابریشم است !
و این درخت های انار ....
و باز هم تصویری از انارهای دنیوی !
و باز هم گلهای لاله عباسی
گمان کنم نوعی کاکتوس باشد , یا شاید نوعی گل یخ !
و این هم گل نیلوفر دوست داشتنی من و خاطرات کودکی فراوانش !
از خیر این عکس درخت انار هم نشد بگذرم !
این عکسها , هر چند ناچیز , اما هدیه عیدی من باشد به آقا بزرگ عزیز که مشخصات این باغچه را بهتر از خود من به خاطر سپرده بودند ! حیف که فصل گلهای محمدی و یاس تمام شده بود و فصل میوه های انگور هم ...
عید همگی تان مبارک .
سلام
چندم شدم؟
سلام . اول شدی نازدونه خانوم .
دلم برا گل های حیاطمون تنگ شد
حیف که اسیر پاییز شدن
نیلوفر و ختمی و ابریشم و آفتابگردون الانم که اگه اشتباه نکنم منتظر گل های داوودی هستیم
به علاوه ی دوتا درخت انار
و البته سالی یکی دوتا نرگس اونم با کلی تلاش بابا
خب بگذریم
با این پست گل بارونتون نشد نگم
راستی الانم که فصل زعفرونه و اینجا همه درگیر
از همه ی اینا گذشته عیدتون مبارک نرگس بانو
جااانم ! همه شو میذارم کنار اما آفتابگردان و نرگسش رو عشقه ! مرسی بابای خوب سعیده جان ! چقدر خوش سلیقه ن ماشاله !
عید شما هم مبارک نازنین .
درود بر خواهری گلم
نرگس جون شما شبیه یک گل دست و پا دار هستید! جدی میگم! از لحاظ اخلاق، رفتار، منش اجتماعی...اسمتون هم گل...
چه باغچه ی قشنگی دارن...خوش به حالشون
ما که تو باغچه ی شهرمون فقط درخت انار و انجیر دوام میاره و در باغچه ی کلان شهرمون هیچی نداریم! اون چهارتا گلی که توسط مادر کاشته میشه به وسیله ی بچه های همسایه از ریشه کنده میشه!!! در نتیجه سال هاست در حسرت گل و گیاهیم...
عیدتون مبارک
سلام خواهری . عیدت مبارک .
نگو اینجوری , باورم میشه ها! اونوقت تا حالا اسم گل دست و پا دار نشنیده بودم ! جالب بود برام آنا جونم . ممنونم عزیز .
الهی ! خب البته ما همیشه باغچه زیاد داشتیم و گل و گیاه هم , همینطور . اما درک می کنم نبودن باغچه و گلها رو خونه بیروح میشه انگار .
به پدر و مادر عزیزت سلام برسون آناجون .
عیدت مبارک بانوی من !
کلی مــاچ :* :*
عیدت مبارک بارانم . فدای تو و اون چشمای قشنگت .
علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
سلام بزرگوار عیدتون مبارک وبسایت پی سی دانش به مناسب فراررسیدن عید غدر خم به کاربرانش عیدی میده.برای اطلاع بیشتر به صفحه زیر مراجعه فرمایید
http://www.p30danesh.ir//Forum/viewtopic.php?p=96
ممنون لطف شما . عیدتون هم مبارک . ولی تا من بیام به وب شما و برگردم که باید بیشتر از دوهزار تومان کرایه بدم که جناب !
چقدر قشنگن. یاد خونه خودمون افتادم! یادش بخیر. ما هم درخت انار داشتیم با گل و درخت گردو و یه بید بزرگ و انگور... وای چه حالی داشت دوران بچگی توی اون خونه...
خاطرات کودکی من سرشار عطر یاس و سرخی گلهای کوکب و انارهای قرمز و سیبهای گلاب آبدار و گیلاسهای درشت و گلابی های محشر و زردآلوهای ........ وای دهنم آب افتاد ....
امان از بچگی با این خاطراتش !
روز به روز که بزرگتر میشم از خودم متنفر تر میشم!
بچگی های ما توی باغ و طبیعت گذشت. با همون زرد آلو و گردو و آلو
یادش بخیر... کاش میشد برگشت به همون زمان.
اذان،اذان بود. درخت،درخت بود. خدا،خدا بود...
از خودت چرا متنفر بشی حمید ؟ مگه مقصر شمایی ؟
اما یه چیزی رو مطمئنم . توی همین بلبشو هم میشه خدا رو همونطوری که هست پیدا کرد . این دیگه به دل پاک و زلال خودت برمیگرده که محل تردد هر کسی نباشه الا خدا !
کاشکی دل هامون همون دلهای قدیم بود حمید !
آخه هر چی فکرشو میکنم میبینم الان دنیا خیلی کثیف شده!
دخترا و پسرای زمون شما کجا و ما کجا!
دیگه خلافترین کار شما گوش دادن آهنگ قمارباز سوزان روشن بوده!
من توی این شهر کوچیک از جوونا یه چیزایی میبینم... شب زنده داری های زمان شما کجا و ما کجا! کمترین تفریح شده سیگار. مشروب و حشیش و اینا بماند... دخترا هم که دیگه نگو!
گاهی به سمیرا میگم خوش به حالت توی چه نسلی بزرگ شدی!
واقعا ساده بودید... دلم پره بخدا
هنوزم پیدا میشن پسرایی مثل شما , هنوزم هستند دخترایی که پاکن مثل رود ... هنوزم میشه خدا رو جاری کرد تو زندگی ها ... ناامید نباش حمید . خدا هنوزم همون خداست . بزرگ و قدرتمند و مهربون .
نصفه شبی جو گرفتم! از کجا معلوم من سالم باشم؟!
از باران عکس بذارید خووو!
مگه نیستی حمید ؟! اینم سئوال داره اخه پسر خوب ؟!
نمیتونم همش عکس از باران بذارم خب حمید ! این حرفو دائم به داداش مهدی بزن که وبلاگش واسه بارانه !
بهش گفتم!
نه پسر خوبی ام اگه خدا بخواد!
هستی . مطمئن باش .
بارانم چشم . بیشتر عکس میذاریم ازش . شبت بخیر حمید عزیز .
این گل مورد علاقه مادر است ! ظاهرا اسمش گل ابریشم است
عجب شعر قشنگی شد این یه بیت!!!
الهی من فدای مادر بشم
الهی به حق این روز عزیز اول تمام مریضا شفا پیدا کنن عزیز منم!
الهی هر کی هر آرزوی داره به حق مولا به آرزوش برسه منم همینطور
الهی...
خلاصه عید همگی مبارک عید شمام مبارک سهبا بانوی گل نرگسی!
سلام مریمی . عید شما هم مبارک . امیدوارم به حق این روز قشنگ , همه مریضها شفا پیدا کنند , عزیز شما هم .
اون دو جمله , به شعر هیچ شباهتی نداره خانوم گل ! من و شعر فقط دوستیم باهم ! کاری به کار هم نداریم اما !
ممنونم .
خود را اگرچه دست گلها سپرده ای
اما خواهر ببین که راه به خورشید برده ای
دارد حسادتی که فقط خاص موج هاست
دریا به جرعه ای که تو از چاه خورده ای *
مصرع آخر 4 أحمد شاملو
تا جایی که من میدونم , گلها به من سپرده شده اند , نه من به گلها هستی جان !
و این بیت , چقدر قشنگه :
دارد حسادتی که فقط خاص موج هاست , دریا به جرعه ای که تو از چاه خورده ای !
ممنونم عزیز .
دو آسمان سیاه میان صورت ماهت
غروب نیلی خورشید ابروان سیاهت
شراب خانه پاییز ، وا پسای غم انگیز
بهار مچکد گویا از گلهای سبز نگاهت
بر شانه هایم ترازویی دارم

که همیشه کفه ی چپ آن پایین تر است
گفته اند :
مرا چه به این کارها !
من شاعرم
زنی که همیشه انگشت هایش را
همراه ماهی ها
در ماهی تابه سرخ می کند .
پایین کارت ویزیتم
نوشته ام :
وکیل مدافع پروانه ها , گل ها ....
نشسته ام که شعر تو را گویم قلم به روی قلبم ولی لال شد
چرا که تو یک حقیقت بی وصفی ، غزل در ازدحام فهم تو حیران شد
فقط به من بگو که چه هستی چه ؟ خدا چگونه ساخت نگاهت را ؟
میدانم که گل هستی اما گمان نمیکنم تو باشی از آن گلی که انسان شد
یوسف های زیادی گم شدند
در راه راه پیراهنت
می دانم زلیخای خوبی نبوده ام !
گم کرده ام تو را
در سفالینه های کبودی که دوبیتی می نوشد هر شب از قهوه ای چشمانت
گم کرده ام در هراس گرگ آلوده شب های مصر
کوچه پس کوچه های عرق کرده ی بی هندوی ابروهات
نفرین تمام پیرزنان جادو بر من
من که رگ دستانم را زده ام
اما این خون تمامی ندارد
انگار دامنم آه تمام مردگان این خاک را گرفته
که بوی ترنج می شنوم از گوشه گوشه ی خواب هام
حوالی پرتگاه این شعر
چاهی ست به نام گریه های گاه گاه زنی ...
( از کتاب من بیشتر انار اتفاق می افتم , خانم طیبه نیکو )
بابت شعر زیبایتان ممنونم برادر .
سلام عید بر شما مبارک
لبخند به لبهای شما حک باد
غمهای شما هماره اندک باد
این عید که سرشار ز لبخند است
بر وسعت جانتان مبارک باد
ممنونم عزیز دوست داشتنی .
سلام
عیدتون مبارک
دلتون شاد
سرتون سلامت
شادیتون مستمر و غمهاتون ناپایدار
دعا می کنم که همیشه چرخ روزگار بر مدار مرادتون بگرده
راستی
عجب باغچه ی عاشقانه یی
به قول دوستتون آدمو تا کجا که نمیبره
رخسار نیلوفر و شمایل انار ( مخصوصا اون عکس ضد نوری که کاملا حرفه یی با دوربین غیر حرفه یی موبایلتون گرفتین)
علیک سلام . عید شما هم مبارک . دل شما هم شاد .
امید که سلامت باشید و خوشیها سرازیر زندگیتون باشند .
حیف که این پاییز باغچه ست . کاش میشد از بهارش عکس بگیرم براتون !
لطف دارین شما . ممنونم .
سلام بانوی مهر و دوستی...
باغ تان همیشه پر گل. نصیب تان از گل های باغ ملکوت و رضوان الله متعال...
خوش آوایی می دمد از این خانه. آن قدر شیدای ام می کند که گاه توان نوشتن می ستاند. درغا صوت داوودی استادمان که به نهان خانه اندرش می کنند...
سلام بزرگوار .
زندگی تان به طراوت گل , ولی جاودانه . انارهای بهشتی نصیبتان .
خداوند نگهدار بزرگان کشورمان باشد .
لطفتان مستدام . سلامت باشید و پاینده . عیدتان مبارک .
سلامممم سهبا جان
یاد باغچه خونه پدری خودم افتادم
کلی رز...اطلسی...بنفشه...شمعدانی ...رز رونده...سرو نقره ای
رز رونده رو خیلی دوست داشتم...و بنفشه ها رو...
الان نصف اینا رو هنوز دارند...بادرخت انجیر و نار..
حس و حال قشنگی داشت پستت عزیز
سلام عزیز مهربون . خوش اومدی .
خونه های پدری یک لطف و صفای دیگه ای دارند اصلا . خدا نگهدارشون باشه .
ماشاله باغچه خونه شما که قشنگتر از واسه ماست !
دلت شاد باشه و لبت خندون . ممنونم مهربون .
حرکت ناجوانمردانه و غیر ورزشی خانم آقایی کاملا هویدا بود
بی معرفت یک روز نبودم ، حالا نمیشد با نام من کامنت بزاری ؟
نازدانه من و بی معرفتی ؟ نه هستی جان ! این یکی اصلا به ایشان برازنده نیست , که نیست !
تازه دیشب همه اش دعا می کردم باران نیاید و نبرد کامنتهای قشنگ دوستانی را که نگذاشتند نام شما یا برادر در صدر قرار گیرد !
خدای من!
یاری ام کن،
مرا در مسیر خودت،
تا تمامی بندهای وابستگی را بِبُرم
...
سلام سهبا جان.خوبی خواهری،
من نوشتم .از سری نامه های درد نامه ام.
خواستی بیا وبخوان.
همین.راستی عیدت هم مبارک
سلام خواهری . وای که اگه بدونی چقدر امروز دلم برات تنگ شده بود ! یک روز حرف نزدم باهات ها !

میام خواهری . میام ...
عید شما هم دوباره و سه باره مبارک .
اولا مرسی سهبا جان
دوما:
غیر ورزشی!!!
والا بنده اگه اول نمی شدم که باید می نشستم با ذره بین دنبال کامنتم می گشتم تا پاسخشو بخونم
بس که هستی و دانیال ردیف شده تو این صفحه
فدای تو بشم نازدنه خانوم . نگران نباش من مثل کوه پشتت وایسادم !

ولی دیگه نگو اینطوری هم ! حالا هستی باورش میشه و از فردا سایه ش سنگین میشه خب !
حداقلش بزن به تخته میزت خانوم گل , باشه ؟!
حالا اومدیم و میز بنده فلزی بود
خب اگه در اتاقتون فلزی نبود بزن به اون , اگه نه بگرد یه چوبی , تخته ای ,چیزی پیدا کن نازدونه خانوم !
الهی !!
شک ندارم حرصی شدین تهش
شوخی کردم میزم چوبیه
همچین زدم که ترک برداشت
نه عزیزم . متوجه شدم میزت چوبیه ! حالا خسارتت چقدر شد نازدونه خانوم ؟
بالاخره نازدانه یا نازدونه ؟!
در ثانی خواهر جان فکر نمیکنید یک کوه برای قرار گرفتن
پشت نازدونه خیلی بزرگ باشه ؟
علی الحساب یک فکری برای فلفل تند و تیز کامنت هایش بکن
که هستی و دانیال را یکجا نسوزاند !
فرقی هم میکنه مگه هستی جان ؟
( البته منظورم خودش هست ها جدا از نوشته هاش . )
نه ! زیاد نیست ! بس که خودش بلندهمته و کم از کوه نمیاره , باید هم اگه بخوام باشم , عین یک کوه باشم پشت سرش !
فلفل تند و تیز کامنتهاش رو عشق است هستی جان ! اگه بدونی چقدر دوستش دارم !
اما نازدونه خانوم انصافا داداش دانیال که یکی بیشتر کامنت نذاشته ها ! یکبار دیگه نگاه کن خودت ! ( حالا از فردا همون یکی رو هم نمیذاره دیگه !)
داداش دانیالتون یکی +۲تا کامنت هم از جانب هستی
والا تا جایی که من یادمه با فلفل و امثال فلفل از بچگی حساسیت داشتم
پس این وصله ها به ما نمی چسبه
ریلکس
ریلکس
ریلکس تر
نبینم اینورا میدون جنگ شده باشه ها !
سعیده جانم , ریلکس , ریلکس ,ریلکس تر !
قربون نازدونه خانومم برم .
ماکه گردنمون از مو باریک تره بانو
)
میدون جنگ کجا بود
دوسه روز تعطیلم و اینطور آنلاین جواب میدم
بذار درس و مشقم شروع بشه اون وقت تازه دلتون برام تنگ میشه(خودشیفتگی تا این حد
والا میترسم جنگ راه بیفته بین خواهر برادر و نازدونه خانوم گل ما !
خودت میدونی چقدر دلتنگت میشم عزیزم ... کاری نکن دعا کنم هیچوقت درس و مشق نداشته باشی ها !
تازه من یک کامنت که میگذارم زیر همان مینویسم اول شدم
که دو تا حساب نشود ، نه این که پست را نخوانده بنویسم
سلام چندم شدم ؟
طفلی خواهرم ، زهره ترک شد سعیده که سریع برات نوشت
سلام اول شدی ....
زهره ترک شدم , اما از بابت بارانهایی که ممکن بود بیاید ! نه به خاطر سعیده جان , برادرم !
حالا شما هوای این نازدونه خانوم ما رو داشته باشین برادر ! بچه م رو نترسونین دیگه !
می دونید که من بیشتر از شما می ترسم اما چه کنیم که از پاسخ دادن نمیشه گذشت
بعدشم مگه من چی گفتم؟
نترس عزیزم . گفتم که خودم هستم در کنارت !
ببین تورو خدا یه کامنت ناقابل عجب موضوعی آفرید
اما من کوتاه نمیام
والا بنده عین برادر شما انقدر اعتماد به نفس ندارم که مطمئن باشم اول شدم ضمن این که می دونم تا ایشون هستن کسی نمی تونه اول بش هاز این رو جمله رو سوالی مطرح کردم
حالا خوبه که پست متن نوشتاری زیادی نداشته و خوندنش سه سوت کار داشت وگرنه معلوم نبود چی می گفتین به من بیچاره (تکنیک مظلوم نمایی)
خوشم میاد کم نمیاری نازدونه خانومم ! همین زبون رو داشته باش و نگه دار بعدا لازمت میشه ! اما فعلا هوای برادر ما رو هم داشته باش ها ! ( تکنیک شورای حل اختلاف !)
و خداوند سهبا را آفرید تا درجات و مراتب کامنت های اهل سعادت و نیک بختی مشخص شود ، پس برخی از اهل ذوق در صورت تعلق قدرت به مقدور خود را به عالی ترین مطالب و مقاصد معنا میرسانند و کامنت اول را میگذارند اما برخی به سبب تحیّر و کاهلی ، سرگشته و پرکنده از زمزمه ها فقط گاه گاه را درک کرده و گاهی می آیند ، حال آنکه به این سفر نمیرسد جز جوانمرد متمکن و پایدار ، آنهم از روی رغبت و اطاعت که فرموده اند : السابقون السابقون اولئک المقربون !
از اون آیکون قهقهه ها لازم دارم اینجا ! آخه تا حالا طعنه به این شدت ادبی نشنیده بودم خداییش !!!!
حالا یه ذره کوتاه بیاین بد نیست برادر ! بابا نازدونه خانوم من حرفی نزد که ! حالا نوبت شماست کاری کنین که بره برنگرده این عزیز دل ما ؟!
هعـــی !!
مگه نشنیدین زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد
ولی از همین کنج اطاقم آتش بس اعلام می کنم
پرچم صلح بنده رو مشاهده می کنید آیا؟
اوخ اوخ ... یه ذره زودتر میذاشتی تا کامنت بالا نمیومد !
بی خیال برادر ! رحم کنین ...
ببینید من قصد آشتی دارم یه کاری می کنید صدام در بیاد ها
آتش بسمو پس بگیرم؟؟
حیف که از هنرهای برادر ندارم وگرنه یک پرچم صلح میذاشتم اینجا به نشانه اتمام جنگ !
نه خانوم گل , اگه قرار باشه ماها هم آتش بس نکنیم , که دنیا کن فیکن میشه عزیز ! بی خیال شو فعلا !
والا می ترسم دو کلام بیشتر حرف بزنم
کانال عوض شه بزنند شبکه ی عربی
دیگه اونوقت نمی دونم باید به کجا پناه ببرم
والا این عربی دبیرستان رو هنوز توش موندم
نگران نباش ! خودم با کمک امدادهای غیبی برات ترجمه می کنم ! ( آیکون پینوکیوی دماغ دراز !)
فدای شما
میگم از جانب چت روم نرگس بانو و دوستان (بعلاوه ی فک و فامیل)
شبی آرام را برای شما عزیزان آرزومندیم
خدا نکنه !
قربونت برم . منم شب خوشی رو برای شما و همه اونایی که اسم بردی آرزو میکنم .
موفق باشی نازدونه خانوم .
باغچه ی منزل پدری تان بود یا بهشت !!؟
سلام سهبا جان
عیدتان مبارک
کم از بهشت ندارد ان سرا, نه بخاطر درختان و کلها که به دلیل باغبانانش : بابا و مامان ....
ممنون رفیق عزیز .
عکس تو بر شبنم پاک روی برگ پیداست ،
کاش درخت خانه تکانی نکند !
آبروی برگ را کسی نریزد!!
************************
سلام خواهری جشنواره ی گل و گیاه براه انداختید ، باغبون نمیخواین ؟ فکر کنم اون گلی که اسمشو نمی دونستی ، بابونه باشه.
راستی حالت خوبه ؟ عیدتون مبارک .
سلام برادر. روزتان بخیر . عیدتان مبارک . جشنواره هم باشد , شما خود باغبان دسته کلهایی بس عزیز هستید در زندکی . خوب میشناسم مهربانی هایتان را .
یاد شعر اخوان افتادم:
ابرویم را نریزی دل
ای نخورده مست ........
خوشیها سرازیر بشن؟ به زندگیم؟





پس خبر ندارین
همین جور گروه گروه خوشی دارن به شکل سقوط آزاد با سر شیرجه میان
نمیدونم کجا جاشون بدم
دارم ذوق مرگ میشم
خوشی های قبل که سرعت سقوط آزادشون زیاد بود
زدن هم سر و کله ی مارو شکستن هم مغز خودشون پاشید
طفلی ها
این سری باید سرعت گیر بذارم !!
به قول اقابزرک :
بعععععععععععلهههه !!!!!!!!!
بعععععععععععععععله
این یعنی جی اونوقت????!!!!!!
واقعا چه خانواده طبیعت دوستی
معلومه خانواده ای که اینقدر گل دوست هستند باید گلهای مثل شما پرورش بدن
باید از قبل حدس میزدم شما که اینقدر گل هستید تو گلستان بزرگ شدید با باغبانهای مهربای چون پدر و مادرتون
شما که مشخصات باغجه رو بهتر از من میدونستین اقابزرک!
بعدشم خیلی لطف دارین به بنده . ممنونم از شما .
با سلام و تبریک عید بزرگ غدیر
عیدی زبایی بود فکر کنم اسم گل دومی بابونه باشه سهبا خانم
سلام . منم تبریک میکم این عید رو . ممنون بابت راهنمایی تون . خوش اومدین دوست خوبم .
یادش بخیر پدرم نصف روز رو با گل و گلکاری میگذروند
صبحهای تابستون با صدای شر شر آبپاشی بابام از گلها ساعت 6 صبح بیدار میشدیم
اینقدر با گلهاش حرف میزدکه نگو
خب معلوم شد شما زبون کلها رو از کجا و کی یاد کرفتین ! خدا رحمت کنه ایشون رو .
ممنون بخاطر عیدی قشنگتون
همیشه تو نگاه کردن به همه چیز دقت میکنم حتی کوچکترین چیز در مورد باغچه پدر مهربونتون هم همینطور بود
کاملا معلومه از روحیاتتون . قابل شما رو نداشت اقابزرک عزیز .
سهبای عزیز هرکاریم کنی من از این خونه دل نمیکنم
شاید بخاطر مشغله کاری دیر بیام ولی حتما میام
ببخش دیر اومدم
ممنون بخاطرپست قشنگت
اینجا خونه خودتونه اقابزرک . شرمنده نفرمایید بیشتر . ببخشید بضاعت کم دستانم رو .
به به چه خبره اینجا!! می بینم که گلخونه راه انداختید خواهر..دو روز مانبودیم ها....چه خونه قشنگی دارید...خونه دایی رو که دیدیم لازم شد یه سرم بیایم خونه باباتون...کوهنوردی بعدی ایشالا
به کوهنوردی نیازی نیست خانوم سردبیر . تشریف بیارید بریم زعفرون چینی خراسانی ها رو هم ببینید ! خوبه خانومی ؟
صدای استاد مستم می کند...
دیدن این باغچه شیدایم می کند ....
دلم هوای انار دارد...
دلم هوای هوا دارد...
سلام خواهرم
این باغ و صاحبش پایدار و باعزت....الهی آمین.