ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
یا رفیق من لا رفیق له
الهی و ربی من لی غیرک ..... الهی و ربی من لی غیرک ....
الهی و ربی من لی غیرک ....
لا اله الا انت ....سبحانک انی کنت من الظالمین ....
مولای یا مولای ... انت الدلیل و انا المتحیر ... و هل یرحم المتحیر ، الا الدلیل ....
انا متحیر ....
روز عرفه ، روز نیایش .....
روز عرفه ، روز عرفان ...
نامعلوم بودن عاقبت نهیبم میزند ...
باید رفت و خواند عرفه را
کاش به آن درجه از عرفان برسم , که نیایشم را لحظه ای از یاد نبرم !
خواندید عرفه را , برای عاقبت بخیری ما هم دعا کنید برادر ! التماس دعای فراوان دارم .
خداجانم من هم همین گوشه نشسته ام صدایم را می شنوی؟
و من هم این گوشه .... خدایااااا !!!!
خواهری جانم در ذهنتان یادی از من حقیر کنید...لطفا
به یادت هستم همیشه بانوی آبها ....
بار الها مقدر فرما آنچه ذبح می شود، نفسانیت ما باشد ، به پای ربانیت.
عید قربان بر شما و خانواده ی محترم مبارک باد .
امید که با ذبح منیت هایمان , گامی در جهت خدایی شدن برداریم . ممنون برادرم . عید شما هم مبارک .
این روزها چه روزهای باعظمتی است موسی به طور می رودوفاطمه (ص) به خانه علی (ع)،ابراهیم با اسماعیل به قربانگاه ......و اینک من...!!
التماس دعا عیدتان مبارک
و تو ..... و من .......
عید شما هم مبارک نازنینم .
جاتون خالی خیلی چسبید . یه عالمه انرژی گرفتم . بعضی وقتا آدم باید با خودش و خدا این طوری خلوت کنه
اوایلش صدایی محو از رادیوی اداره ! فرازهای آخرش هم در خانه و از پای رسانه ملی ! اما برای من هم عالی بود ...
باز هم می گویم , نیایشت مقبول حق باشد عزیز . التماس دعا .
روز نیایش است خوشابه حال نیایش هایان چرا که بر لبان احساس مهربانتان جاری می شود و خوشا به حال نیایشتان که سراسر وجودش از اجابت معطر گشته
التماس دعا
و خوشا به حال شما که چنین زیبا می بینید حس و حال این نیایش زیبا را !
خوش آمدی نازنین . التماس دعای من هم ضمیمه خوش آمدگویی ام می شود , اگر بپذیری !
من اووووووووووووومدم


به افتخارم .... یه کفه .........
(خودشیفتگی ام حدی داره آخه)
سلام عیدتون مبارک سهبا جان
البته میگم عید هاتون مبارک دیدین رفتم و تا بعد اون یکی عید پیدام نشد
با خداست
میگم وقتی بانوی سایه سار رو بیاره به مینیمال نویسی ماکه دیگه باید تخته کنیم در بلاگمون رو
شادِ شاد
بهتر از همیشه باشی مهربون
سلام نازدونه خانوم . خوش اومدی نازنینم . اومدنت همیشه با شور و مهر فراوونه . ممنونم .
می نی مال ؟ نه بابا ! من پرحرف کجا و مینی مال نویسی کجا ؟ این دو سه خط هم حس غریب من بود , امروز , با شنیدن نوای بلاگ برادر !
انگار خط های دل من بود که خونده میشد با اون صدا ...
مرسی گلم . سلامت باشی و شاد . عید در عیدت مبارک .
یا رفیق من لا رفیق له
رفیق الهیت مبارک در روزگار عید عرفان و یاد دیار یاران
برترین و بهترین است , اگر همیشه به یادم باشد ...
ممنونم مهربان . عید شما هم مبارک .
عیدت مبارک سهبا برایم دعا کن
عید شما هم مبارک مریم جان . سعادت داشته باشم برای دعا , حتما ...
سلام. عیدتون مبارک باشه...نمیدونم ایا ما نفس حیوانی خودمون رو قربانی کردیم یا نه؟خدا کنه بتونیم به مقام انسانی برسیم..البته خدا خیلی بزرگه از اونورم بما گفتن الاعمال بالنیات! میدونید ادم خیلی وقتا دلش میخواد یه جورایی باشه ولی بعضی شرایط انگار اینقده فکر و دلش رو مشغول میکنه که .. البته خوب سختی کارم همینه.. بگذرم.. برای همه دوستان خوبم در این وب ارزوی موفقیت دارم ... بخصوص برای شما که همه این توفیقات مدیون نیات وتلاشهای خالص شماست....
سلام بزرگوار . عید شما مبارک . دعاهایتان قبول حق .
انسان ماندن سخت است . اینرا همه ما خوب می دانیم . اما وقتی با تمام وجود بخواهیم خوب بودن را , و تمام سعی مان را انجام دهیم برای آن , از چشم خالق مهربانی دور نخواهد ماند این تلاش و این خواسته . دیگر کم بودنش را خودش با کرمش جبران خواهد نمود .
موفق باشید و پیروز , هر چند متوجه نشدم من چه کار خاصی کرده ام در این سرا که مرا شرمنده می فرمایید ؟
سلام ابجیی
شما که دیگه شمارتونو عوض کردین نمیتونیم ما بهتون بزنگیم اماا عیدتون مبارک
سلام . عید شما هم مبارک . شماره ای عوض نشده , اما معمولا خاموش است ! شرمنده !
ای آفتاب بگو برق نگاهت تا کجاست
که اینچنین خود را متحیر نام کرده ای ؟
حاشا کلّا که تو رندانه از گذزگاه عافیت عبور کرده ای
و هزار هزار قافله ستاره را به دنبال خویش راه میبری !
الان خطاب شما با کیست ؟ آفتاب کدام است ؟ من تا جایی که یادم می آید ستاره ای بوده ام در دورترین نقطه این آسمان .....
کاش از گذرگاه زندگی با عافیت عبور کنیم .
ممنون هستی جان .
واژه ها به شوق نشستن بر چشمانت ، آواز شدند
و از انگشتانم پر کشیدند ... الهی و ربی من لی غیرک
می بینی ویس عزیزم ؟ این هم شاهدی که از غیب رسید !
ظاهرا برادر هم استاد خواندن دل منست و می داند سلیقه ام را و علاقه ام را ....
هان ؟ این خطاب با شما بود برادر یا ویس عزیزم ؟ شرمنده !
هی وای من.چرا وبلاگت عربی شد
از برادر بپرس ویس عزیزم با آن آهنگهای تاثیرگذار وبلاگش ! آن هم در روز عرفه !
چه کنم وقتی دل هوائیم را مجنون می کند با کلمات آهنگهایش ؟
خوب کمکم کن برادر و دوست نزدیک
الهام , الهه , امید , یا هر اسم دیگری که هستی , این آخرین بار است که کامنتت تایید می شود ! لطفا کامنت دیگری نگذارید به اشتباه !
سلام سهبای عزیز
طاعات و عباداتت قبول درگاه الهی . عید قرب و نزدیکیها بر شما مبارک .
دعا گو بودم تک تکتان را . خدا تازه گذشته اتان را هم غرق رحمت کند .
سلام عزیزترینم . این عید سعید بر شما هم مبارک . طاعاتتان هم قبول حق .
ممنونم از محبتتان .
سلام...

این عکس بارون رو نمیذاری یه کم دلمون آب بیوفته؟!
باور کنید واقعا دلم می خواد. شوخی هم نمی کنم!
حتی عکسش...
سلام حمید عزیز . باشه . سر فرصت چند تا عکس از باران هم میذارم . اما اصلا دلم نمیخواد دل شما آب بیفته .
راستی چرا به وبلاگ باران , سر نمیزنی شما ؟
سلام مجدد. شرمنده لطفتون. چه کاری مهمتر از این سفره ای که پهن کرده اید و با سخنان برامده ازجان همه را میهمان کرده اید و با همه سختیها و مسایل فراروی خودتان از هیچ تلاشی برای کمک به دوستانی که نمیشناسید دریغ ندارید... بنظر شما اینها کم توفیقی است که خدا نصیبتان کرده؟اگر چنین نیست چه عاملی مارا هرروز بدین سرای میکشاند؟ جز بوی محبتی که استشمام میشود؟...
سلام برادر بزرگوار . باز هم مرا شرمنده محبت خود می نمایید , در حالیکه مقرم بر اینکه هر چه هست از محبت شماست و عنایت خدا , اگر چیزی باشد که بر چشمان پر مهر شما بنشیند ! که من هیچ ندارم الا آنچه او می خواهد .
باز هم ممنونم ... و باز هم عیدتان مبارک
سلام مهربان باو...
کسر خدمت ام را عذر پذیر باش اید...
اسعد الله ایامکم...
خداوندتان همه روزها را عید گرداند...
سلام و عرض ارادت و خوش آمدگویی خدمت آقای پژوم بزرگوار . اعیاد شما هم مبارک و همه روزهایتان سرشار خیر و برکت .
ممنون از حضورتان .
به وبلاگ باران هم سر زدیم!!!
خیس که نشدی حمید ؟
یا رفیق من لا رفیق له


انت الدلیل و انا المتحیر .....
در محضر نشسته بودیم و آواز نی قلمش مسحورمون کرده بود وقتی که به زیبایی نگاشت :

من استعان بغیر الله ذل !
«خوار شد هر که مدد از غیر خدا خواست»
و این عبارت
سرمشق سیاه نویسی ها که نه
اما سرمشق دلم شد
باز استاد مرکب قرمز و مشکی را با هم آمیخت و به تناسب ... گاه مشکی ...گاه قرمز بر سینه سپید کاغذ نوشت :
و من یتوکل علی الله فهو حسبه !
هر کس بر خدا تکیه و توکل کرد پس خدا اورا کفایت میکند
ای وای دل...
ای کرمت همنفس بی کسان
جز تو کسی نیست کس بی کسان
بی کسم و همنفس من تویی
رو به که آرم که کس من تویی
در دل هر ذره بود سیر تو
نیست
درین
حلقه
کسی
غیر
تو
دیوانه این سرمشق هایم وقتی به قلم استاد نوشته می شود و دل می برد از تو ... حق دارید اگر هوش و حواستان به جا نباشد وقتی استاد می نویسد :
و من یتوکل علی الله فهو حسبه .......
حرفهای دلتان چقدر خواندنیست .... ممنونم .
سلام خواهرم
روزی که عرفه را دیدم روز عرفه نبود...اما این دعا و معجزه اش را با چشم دیدم...آنهم چشم نابینای من...
الهی آمین.
خدا حاجت رواتان کند.
سلام داداش بزرگه مهربون من . شما اینو بگین من چی بگم اونوقت ؟ چشمی بسته بسته به روی دوست ؟! نه .... هرگز ...... بیناتر از چشمان شما سراغ ندارم ، شاهدش هم رها ......
حمید جان خیس شدی رفت !!

باران عزیز دیشب شبنم زده !!
خب طفلی بارانم فقط 8 ماهشه ! چه انتظاری دارین ازش ؟