ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
رنگین کمان , پس از باران می آید
بی تو
باران
بندنمی آید !
آسمان شهر ما , همنوا با دل گرفته ام , روزهاست که مداوم می بارد . برای من که همیشه مشتاق بارانم و دعای باران , ورد زبان اینروزهایم , هدیه خداوندگار مهربانی را نمی شود نادیده گرفت . باران را به نیاز خواستم , به راز اجابت نمود . زیارتنامه باران را خواهم خواند تا باران بشود زیباترین بهانه , برای گذر از ابرهای دلتنگی آسمان این روزهای دلم . شرمنده شمایانم اگر تلخی ها را به سمتتان روانه کردم .
چشمهایت سیراب سراب و نگاهم،تاول زده از تابش تشنگى.
برویم دعاى باران بخوانیم
تو با دل من،من با دل تو
باور کن با لبخند چترهایمان بر میگردیم.
(وقتی شیطنت عمه , چاشنی همراه غذای باران بشود !)
نماز باران می خوانم تا زیر چترم بیایی
باران می بارد
شاعر می شوی !
احسان پرسا
باران تماشایی ست
اما نه در چشمانت !
احسان پرسا
قیل و قال ابرها تمام شد
ناودان ولی هنوز
حرفی برای گفتن داشت ...
احسان پرسا
پی نوشت :
شعرها از کتاب یک استکان رویا , سروده احسان پرسای عزیز است .
اینو نگا!
ماشالا چقدر توپوله! آدم دلش آب می افته برا لپاش! دلم میخواد محکم بوسش کنم!!!
کافر من خواهر ندارم شمانم هی دق بل دلم!!!
حمید , نیایش من که خواهر تو شد ! باران را هم می خواهی به خواهری ؟! نمیشه دیگه ! بشو عموش ! ( مثل محمد ...) خوبه ؟
وووووووووی لپاشو!
ناز و اداهاش دیدنی تره عاطفه جان .
ای جانم لپهاشو ببین
یگانه و نیایش هم همینقدر لپی بودند تو بچگی ! دلم غش رفت برای دیدنش !
عزیزم،ماشاءالله چه نازه
اوهومممم !
الهی دل عمو






چقدر شیطنت می چسبه به همراه عمه وای وای وای







باران عمو تو چرا تو عکسم از این کج نشستنت دست برنمی داری عمو
ولی عمه خیلی از دستت ناراحت بود چرا نیامدی خداحافظی کنی با عمه
ولش فردا را بچسب که می خواهی بری پیش عمه چه حالی میده اولین سفر رویایی باران با مامانی و بابایی و عمو محمد
عمه ما داریم می اییم منتظر ما باشید
دوست داریم عمه جون
از طرف عمو محمد ناقلا
دست آقا احسانم با این شعر های زیبایش درد نکند.
واااای عمو ........... چه خبر خوشی .............
فدای بارانم بشم من ...
راستی به نیایش بگین وسایلاشو جمع و جور کنه که باران که بیاد،وقتی بره هیچی ازشون باقی نمی مونه،همینطور به یگانه هم بگید،عمه شما منو که می شناسید خوبه تو این عکسه من خودمو نشونت دادم












عــــــــــــــــمه دوست داریم عمه دوست داریم،کی گفته باران دوست داریم
اینم از طرف عمو محمد
ای جانم .... قربون باران و داداش محمدم برم من ....
سلام:
بارانت را خدا همیشگی بدارد...
تا رنگین کمان نیاید،باران بند نمی آید،پس بگذار ببارد تا دیدن رنگین کمان
به خاطر دلتنگیهایمان،لذت بخش تر باشد......
باران و رنکین کمان هر دو را خواهانم از بس بارش ابرهای دلتنکی ممنون از حضورتان بزرکوار
سلام باران!
وقتی میری مسافرت درسهاتو فراموش نکن پیش عمه جدول حل کن!
مشقهاتو بنویس
مواظب گونه های قشنگت باش.
حرف عمو محمدو گوش کن!
میگم این عمو محمد چقدر مظلومه !!
چقدر قشنگ بود عکس ها !
خاطره های کودکان شیرین به ذهن رسید !
میشه عمه از ظرف باران قول بده ? جشم هم درس میخونه هم جدول حل میکنه هم به نیایش توی درساش کمک میکنه ....
عمو محمد هم مظلوم نیست ...:-)
آدرس وب احسان پرسا را برایم بنویسید ممنونم
بیداش میکنم براتون مهربونم .... جشم
ماشاله
خدا نگهداره برای بابا مامانش
باران میخواد هم درس بخونه هم جدول حل کنه؟
چه خوب !!
پس مث عمه ش وبلاگ هم بنویسه
مسلما وبلاگ اونم خوندنی میشه
فعلا که وبلاگ لپ هاش خوردنیه
باران همین حالاش هم وبلاک داره به لینکدونی عمه نکاه کنین....
اخیییییی!!
یگانه بیخود تعریف نمیکرده
این باران خانوم چه بامزست
خب مکه شک داشتی خانومی?
من اینجا بروش خودم کلی ابراز احساسات کردم که قابل ثبت نیست :دی
دلم نی نی خواست (!)
امیدوارم حالت خوب باشه بانوی من :*
یهخب اره بارانم ، نی نی ها خواستنی اند . بهتره زودتر دست به کار شی خانومی ... دی :
فدای تو ، این پست رو که مینوشتم یاد تو هم بودم گلم .
باران نازنینی است !
بزرگ شده هزار ماشالا
بچه ها زود بزرگ میشن سایه جانم . ممنونم عزیز.
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک... چکار با پنجره داشت؟
ای جان ... چه شعر بارانی قشنگی . ممنونم
کاش بارانی ببارد قلبها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کند
ماشاالله خیلی زود خانم شده
راستی باران کوچلو چندمین برادرزاده شماست؟
فعلا اولین و تنها برادرزاده ...
باران عطر طراوتی است که آسمان با زمین تقسیم کرد ،
هر چه بیشتر زیر باران باشی ، بیشتر معطر میشوی ....
بارانی باشی سهبای عزیز
توصیه شما و دلم را گوش کردم برادر . همین حالا از زیر بارانی مداوم می آیم . سرما خوردنش به کنار، بارانی خواهم شد?
خوش به حال اقا محمد با این برادرزاده ی با نمکش!
آره منم میشم عموش!
خی عمو حمید این که دیگه غصه نداره:-)
آخی مثه توپ فوتباله!ماشالا
مثه اینم هست:
وای حمید! دعا کن داداش مهدی اینجا رو نخونه! )ایکون ادمک ترسان!)
در هوای بارنی قدم زدن
گریه کردن
لبخند زدن
از پله های خانه
تا بام دویدن
دست ها را گشودن
و نفس عمیق کشیدن
و زمزمه کردن نغمه ها
آن هم گاه گاهی
عاشق جوانه ها شدن
و طعم خاک را چشیدن
همه زیباست
اما رود شدن و به دریا فرو شدن حس و حالی دارد
سلام بر سهبای عزیز
با دیدن عکس های باران زیبایی روزهای بارانی مان دو چندان شد
خدا را شکر که روزتان زیبا شد با باران . به شکرانه دعا کنید دریایی شویم دوست خوبم .
راستی ، سلام.
تو را خواندم که چه متواضعانه دل به قافیه باران زدی ...
مگر میشود از باران بخوانم و مژگانم تر نشود ؟!
وقتی برادر باران بخواهد، مگر میشود از باران نگفت . و من چقدر باران را و بارانم را و دل بارانی ام را دوست دارم هستی جان .
وای این باران کوچولو چقدر نازه خداحفظش کنه عمه جان
مرسی خانومی . خدا شما رو هم واسه ما حفظ کنه عزیز...
خدا ببخشتش چقدر نازه ...
مرسی عزیز . عین خودتون دوست داشتنیه این کوچولو...
آخی عزیزم ...
معصوم دوست داشتنی . خدا نگهدارش باشه همیشه .
و چه اسم قشنگی داره . نامدار باشه همیشه .
سلام مهربان . ممنونم از لطفتون .
خوردنی هستن ایشون چقدر
احسان رو نمی گم ها
بارون پاییزی رو عرض می کنم
بارون پایییزی مگه خوردنی میشه پوریای عزیز? منظورت یکی یدونه ماست دیگه نه?
عکسش رو سیو کردم و هر چند دقیقه ایی میام و نگاش می کنم دلم آب می افته!!!!!
فردا باران قزوینه . پاشو بیا اینجا خودشو ببین حمید...
سلام
بزنم به تخته خیلی نازه
خدا حفظش کنه
سلام آقاکوروش . ممنونم .
چه کردی که من نرفته باید برگردم دوباره این حرفه خودمه
همین و دیگر هیچ...ی ما نیاز به مراقبت داریم و ی دست تنومند ک ازمون مراقبت کنه تا وظایفمونو به انجام برسونیم
همینو داشتم بگم برات با گسترهی لغات موجود در گنجینه ذهنم و
بس
متوجه ای.....؟!
و جه دستی قویتر از دست خداوند و جه بشتیبانی بالاتر از أن ?
أری متوجهم عزیز .....
ممنونم عزیز از أمدنت....
رو به یوسف یوسف واژه های تو زلیخاوار می نشینم
و تمام عمر نماز باران میخوانم
یا که نه ...
خود را در مقابل دیدگان تو می بارانم
تا شاید تنها یک واژه از یوسف تو باشم ...
تو: ماه برکه ایست در آسمان که عکس تو در آن افتاده.
من: کبریتی خیس ام که حسرت سوختن ، تا ابد در دلش مانده است .
وای خدای من ! چه بچه خوشمزه ای!! ماست اونو خورده یا اون ماستو خورده؟ چشم شما روشن به اومدن مهمونا
هنوز نیومدن سمیراک ممنونم خواهری .
حمید عموش میشه یا عمه ش
حمید هم عمه ش میشه
فکر کنم چون به شما میگه خواهر جان
عمه حمید
عمه حمید
عجب عمه ای داره این باران خانم داره سیبل درمیاره
سربه سر داداش کوجولوم نذارین اقابزرک . حمید عموی خوبیه . باران دوسش داره :)
قیل و قال ابرها تمام شد
ناودان ولی هنوز
حرفی برای گفتن داشت ...
سلام آبجی سهبا...
زنده باشه این باران تپل مپل....
چه ناز و دوست داشتنیه...
سلام برادرم . سلامت باشید و پایدار .خداوند نگهدار عزیزان شما باشد ...
ناودان ها حتی وقتی باران نبارد هم ، حرفها دارند برای گفتن ، اگر گوشی باشد برای شنیدن ! اگر ناودانی باقی گذاشته باشیم ، اگر ....
دلم میخواد بگیرمش هی ببوسمش اذیتش کنم
هی قلقلکش کنم غش بره از خنده
خیلی فینگیلیه سهبا جون
وای نمیدونی عزیز از سر شب که اومده بیشم همینطور دارم قربون صدقه ش میرم .....
دلم خواست اون لپای خوشگلشو هی بکشم...البته آروم...هزار ماشالله...انشالله که در نهایت سلامتی و زیر سایه پدرومادرش بزرگ بشه....
سلام خواهرم
ممنون که دلمونو شاد می کنی....به اون داداشمون(بابای باران عزیزم)هم سلام من و برسون...
یا حق.
ممنونم برادرم . من هم سلام رسان برادرم مهدی هستم . سرزنده و سلامت باشید
ای جااااااااااااااانم! اینم باران عمه ماشالله چقدر ناز شده الهی فدای اون صورت تپلش بشم تو از کجا فهمیدی من دلم برای بارنت تنگ شده است که عکس را گذاشتی؟؟؟
سلام نرگسی جونم!میدانم در هیاهوی دوستانت مرا به فراموشخانه ذهنت سپرده ای اما من نتوانستم و نخواستم تو را از یادم بیرون بیاندازم و بی تو هیچ و پوچ شوم
باران و نیایشت را از طرف من ببوس
مریم جانم فعلا تنها کسی که فراموشم شده خودم هستم در این شلوغی ذهنم . باور کن عطر مریم ها از یاد نرفتنی اند . بارانم امشب اخرین شبی ست که در خانه ام می ماند...