سایه سار زندگی
سایه سار زندگی

سایه سار زندگی

یک استکان باران

رنگین کمان , پس از باران می آید

بی تو

باران

بندنمی آید !

آسمان شهر ما , همنوا با دل گرفته ام , روزهاست که مداوم می بارد . برای من که همیشه مشتاق بارانم و دعای باران , ورد زبان اینروزهایم , هدیه خداوندگار مهربانی را نمی شود نادیده گرفت . باران را به نیاز خواستم , به راز اجابت نمود . زیارتنامه باران را خواهم خواند تا باران بشود زیباترین بهانه , برای گذر از ابرهای دلتنگی آسمان این روزهای دلم . شرمنده شمایانم اگر تلخی ها را  به سمتتان روانه کردم .

چشمهایت سیراب سراب و نگاهم،تاول زده از تابش تشنگى.

برویم دعاى باران بخوانیم

تو با دل من،من با دل تو

باور کن با لبخند چترهایمان بر میگردیم.


(وقتی شیطنت عمه , چاشنی همراه غذای باران بشود !)




نماز باران می خوانم تا زیر چترم بیایی

باران می بارد

شاعر می شوی !

                  احسان پرسا




باران تماشایی ست

اما نه در چشمانت !

                احسان پرسا



قیل و قال ابرها تمام شد

ناودان ولی هنوز

حرفی برای گفتن داشت ...

                   احسان پرسا


پی نوشت :

شعرها از کتاب یک استکان رویا , سروده احسان پرسای عزیز است .

نظرات 34 + ارسال نظر
حمید شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 05:12 ب.ظ http://samandis.blogfa.com

اینو نگا!
ماشالا چقدر توپوله! آدم دلش آب می افته برا لپاش! دلم میخواد محکم بوسش کنم!!!
کافر من خواهر ندارم شمانم هی دق بل دلم!!!

حمید , نیایش من که خواهر تو شد ! باران را هم می خواهی به خواهری ؟! نمیشه دیگه ! بشو عموش ! ( مثل محمد ...) خوبه ؟

عاطفه شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 05:30 ب.ظ http://hayatedustan.blogfa.com/

وووووووووی لپاشو!

ناز و اداهاش دیدنی تره عاطفه جان .

افروز شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 05:37 ب.ظ

ای جانم لپهاشو ببین

یگانه و نیایش هم همینقدر لپی بودند تو بچگی ! دلم غش رفت برای دیدنش !

زهرا شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 05:44 ب.ظ

عزیزم،ماشاءالله چه نازه

اوهومممم !

داداش محمد شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 06:15 ب.ظ

الهی دل عمو
باران عمو تو چرا تو عکسم از این کج نشستنت دست برنمی داری عمو
چقدر شیطنت می چسبه به همراه عمه وای وای وای
ولی عمه خیلی از دستت ناراحت بود چرا نیامدی خداحافظی کنی با عمه
ولش فردا را بچسب که می خواهی بری پیش عمه چه حالی میده اولین سفر رویایی باران با مامانی و بابایی و عمو محمد
عمه ما داریم می اییم منتظر ما باشید
دوست داریم عمه جون
از طرف عمو محمد ناقلا
دست آقا احسانم با این شعر های زیبایش درد نکند.

واااای عمو ........... چه خبر خوشی .............
فدای بارانم بشم من ...

داداش محمد شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 06:17 ب.ظ

راستی به نیایش بگین وسایلاشو جمع و جور کنه که باران که بیاد،وقتی بره هیچی ازشون باقی نمی مونه،همینطور به یگانه هم بگید،عمه شما منو که می شناسید خوبه تو این عکسه من خودمو نشونت دادم
عــــــــــــــــمه دوست داریم عمه دوست داریم،کی گفته باران دوست داریم
اینم از طرف عمو محمد

ای جانم .... قربون باران و داداش محمدم برم من ....

محمد شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 06:28 ب.ظ http://www.hubut.blogsky.com

سلام:
بارانت را خدا همیشگی بدارد...
تا رنگین کمان نیاید،باران بند نمی آید،پس بگذار ببارد تا دیدن رنگین کمان
به خاطر دلتنگیهایمان،لذت بخش تر باشد......

باران و رنکین کمان هر دو را خواهانم از بس بارش ابرهای دلتنکی ممنون از حضورتان بزرکوار

رسا شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:11 ب.ظ

سلام باران!
وقتی میری مسافرت درسهاتو فراموش نکن پیش عمه جدول حل کن!
مشقهاتو بنویس
مواظب گونه های قشنگت باش.
حرف عمو محمدو گوش کن!
میگم این عمو محمد چقدر مظلومه !!
چقدر قشنگ بود عکس ها !
خاطره های کودکان شیرین به ذهن رسید !

میشه عمه از ظرف باران قول بده ? جشم هم درس میخونه هم جدول حل میکنه هم به نیایش توی درساش کمک میکنه ....
عمو محمد هم مظلوم نیست ...:-)

س شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:12 ب.ظ

آدرس وب احسان پرسا را برایم بنویسید ممنونم

بیداش میکنم براتون مهربونم .... جشم

کیارش شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:47 ب.ظ http://miraas.blogsky.com

ماشاله
خدا نگهداره برای بابا مامانش

باران میخواد هم درس بخونه هم جدول حل کنه؟
چه خوب !!
پس مث عمه ش وبلاگ هم بنویسه
مسلما وبلاگ اونم خوندنی میشه
فعلا که وبلاگ لپ هاش خوردنیه

باران همین حالاش هم وبلاک داره به لینکدونی عمه نکاه کنین....

ستاره شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:49 ب.ظ

اخیییییی!!
این باران خانوم چه بامزست یگانه بیخود تعریف نمیکرده

خب مکه شک داشتی خانومی?

بــاران یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:04 ق.ظ

من اینجا بروش خودم کلی ابراز احساسات کردم که قابل ثبت نیست :دی
دلم نی نی خواست (!)
امیدوارم حالت خوب باشه بانوی من :*

یهخب اره بارانم ، نی نی ها خواستنی اند . بهتره زودتر دست به کار شی خانومی ... دی :
فدای تو ، این پست رو که مینوشتم یاد تو هم بودم گلم .

سایه یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:55 ق.ظ http://shadowplay.blogsky.com/

باران نازنینی است !

بزرگ شده هزار ماشالا

بچه ها زود بزرگ میشن سایه جانم . ممنونم عزیز.

بزرگ یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:20 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک، چک چک... چکار با پنجره داشت؟

ای جان ... چه شعر بارانی قشنگی . ممنونم

بزرگ یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:35 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

کاش بارانی ببارد قلبها را تر کند

بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کند


ماشاالله خیلی زود خانم شده
راستی باران کوچلو چندمین برادرزاده شماست؟

فعلا اولین و تنها برادرزاده ...

دانیال یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:58 ق.ظ http://www.danyal.ir

باران عطر طراوتی است که آسمان با زمین تقسیم کرد ،
هر چه بیشتر زیر باران باشی ، بیشتر معطر میشوی ....
بارانی باشی سهبای عزیز

توصیه شما و دلم را گوش کردم برادر . همین حالا از زیر بارانی مداوم می آیم . سرما خوردنش به کنار، بارانی خواهم شد?

حمید یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:48 ق.ظ http://samandis.blogfa.com

خوش به حال اقا محمد با این برادرزاده ی با نمکش!
آره منم میشم عموش!

خی عمو حمید این که دیگه غصه نداره:-)

حمید یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:57 ق.ظ http://samandis.blogfa.com

آخی مثه توپ فوتباله!ماشالا
مثه اینم هست:

وای حمید! دعا کن داداش مهدی اینجا رو نخونه! )ایکون ادمک ترسان!)

ر ف ی ق یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:06 ق.ظ http://www.khoneyekhiyali.blogsky.com

در هوای بارنی قدم زدن
گریه کردن
لبخند زدن
از پله های خانه
تا بام دویدن
دست ها را گشودن
و نفس عمیق کشیدن
و زمزمه کردن نغمه ها
آن هم گاه گاهی
عاشق جوانه ها شدن
و طعم خاک را چشیدن
همه زیباست
اما رود شدن و به دریا فرو شدن حس و حالی دارد
سلام بر سهبای عزیز
با دیدن عکس های باران زیبایی روزهای بارانی مان دو چندان شد

خدا را شکر که روزتان زیبا شد با باران . به شکرانه دعا کنید دریایی شویم دوست خوبم .
راستی ، سلام.

هستی نمونه یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:06 ق.ظ http://d.blogsky.com

تو را خواندم که چه متواضعانه دل به قافیه باران زدی ...
مگر میشود از باران بخوانم و مژگانم تر نشود ؟!

وقتی برادر باران بخواهد، مگر میشود از باران نگفت . و من چقدر باران را و بارانم را و دل بارانی ام را دوست دارم هستی جان .

سپیده یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:22 ق.ظ

وای این باران کوچولو چقدر نازه خداحفظش کنه عمه جان

مرسی خانومی . خدا شما رو هم واسه ما حفظ کنه عزیز...

سیب ترش یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:15 ق.ظ

خدا ببخشتش چقدر نازه ...

مرسی عزیز . عین خودتون دوست داشتنیه این کوچولو...

پرنیان یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:29 ق.ظ

آخی عزیزم ...
معصوم دوست داشتنی . خدا نگهدارش باشه همیشه .
و چه اسم قشنگی داره . نامدار باشه همیشه .

سلام مهربان . ممنونم از لطفتون .

کوالا یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:47 ب.ظ

خوردنی هستن ایشون چقدر

احسان رو نمی گم ها

بارون پاییزی رو عرض می کنم

بارون پایییزی مگه خوردنی میشه پوریای عزیز? منظورت یکی یدونه ماست دیگه نه?

حمید یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:28 ب.ظ http://samandis.blogfa.com

عکسش رو سیو کردم و هر چند دقیقه ایی میام و نگاش می کنم دلم آب می افته!!!!!

فردا باران قزوینه . پاشو بیا اینجا خودشو ببین حمید...

کورش تمدن یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:00 ب.ظ http://www.kelkele.blogsky.com

سلام
بزنم به تخته خیلی نازه
خدا حفظش کنه

سلام آقاکوروش . ممنونم .

الهه یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:15 ب.ظ

چه کردی که من نرفته باید برگردم دوباره این حرفه خودمه
همین و دیگر هیچ...ی ما نیاز به مراقبت داریم و ی دست تنومند ک ازمون مراقبت کنه تا وظایفمونو به انجام برسونیم
همینو داشتم بگم برات با گسترهی لغات موجود در گنجینه ذهنم و
بس
متوجه ای.....؟!

و جه دستی قویتر از دست خداوند و جه بشتیبانی بالاتر از أن ?
أری متوجهم عزیز .....
ممنونم عزیز از أمدنت....

دانیال یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:19 ب.ظ http://www.danyal.ir

رو به یوسف یوسف واژه های تو زلیخاوار می نشینم
و تمام عمر نماز باران میخوانم
یا که نه ...
خود را در مقابل دیدگان تو می بارانم
تا شاید تنها یک واژه از یوسف تو باشم ...

تو: ماه برکه ایست در آسمان که عکس تو در آن افتاده.
من: کبریتی خیس ام که حسرت سوختن ، تا ابد در دلش مانده است .

سمیرا دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:30 ق.ظ http://nahavand.persianblog.ir

وای خدای من ! چه بچه خوشمزه ای!! ماست اونو خورده یا اون ماستو خورده؟ چشم شما روشن به اومدن مهمونا

هنوز نیومدن سمیراک ممنونم خواهری .

بزرگ دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:35 ق.ظ http://navan1.blogfa.com

حمید عموش میشه یا عمه ش



فکر کنم چون به شما میگه خواهر جانحمید هم عمه ش میشه
عمه حمید
عمه حمید
عجب عمه ای داره این باران خانم داره سیبل درمیاره

سربه سر داداش کوجولوم نذارین اقابزرک . حمید عموی خوبیه . باران دوسش داره :)

مذاب ها دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:17 ق.ظ http://mozabha.blogsky.com

قیل و قال ابرها تمام شد

ناودان ولی هنوز

حرفی برای گفتن داشت ...

سلام آبجی سهبا...
زنده باشه این باران تپل مپل....
چه ناز و دوست داشتنیه...

سلام برادرم . سلامت باشید و پایدار .خداوند نگهدار عزیزان شما باشد ...

ناودان ها حتی وقتی باران نبارد هم ، حرفها دارند برای گفتن ، اگر گوشی باشد برای شنیدن ! اگر ناودانی باقی گذاشته باشیم ، اگر ....

فریناز دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 05:16 ب.ظ http://delhayebarany.blogsky.com



دلم میخواد بگیرمش هی ببوسمش اذیتش کنم

هی قلقلکش کنم غش بره از خنده

خیلی فینگیلیه سهبا جون

وای نمیدونی عزیز از سر شب که اومده بیشم همینطور دارم قربون صدقه ش میرم .....

فرداد سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:58 ق.ظ http://ghabe7.blogsky.com

دلم خواست اون لپای خوشگلشو هی بکشم...البته آروم...هزار ماشالله...انشالله که در نهایت سلامتی و زیر سایه پدرومادرش بزرگ بشه....
سلام خواهرم
ممنون که دلمونو شاد می کنی....به اون داداشمون(بابای باران عزیزم)هم سلام من و برسون...
یا حق.

ممنونم برادرم . من هم سلام رسان برادرم مهدی هستم . سرزنده و سلامت باشید

مریم پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:37 ب.ظ http://najvaye-tanhai.blogfa.com

ای جااااااااااااااانم! اینم باران عمه ماشالله چقدر ناز شده الهی فدای اون صورت تپلش بشم تو از کجا فهمیدی من دلم برای بارنت تنگ شده است که عکس را گذاشتی؟؟؟
سلام نرگسی جونم!میدانم در هیاهوی دوستانت مرا به فراموشخانه ذهنت سپرده ای اما من نتوانستم و نخواستم تو را از یادم بیرون بیاندازم و بی تو هیچ و پوچ شوم
باران و نیایشت را از طرف من ببوس

مریم جانم فعلا تنها کسی که فراموشم شده خودم هستم در این شلوغی ذهنم . باور کن عطر مریم ها از یاد نرفتنی اند . بارانم امشب اخرین شبی ست که در خانه ام می ماند...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد