سخن گفتن از عشق کار آسانی نیست . دلی میخواهد به بزرگی آسمان و نگاهی به عمق دریاها و قلبی همیشه مهربان و عاشق . در دنیای خودخواهی ما انسانهای این روزگار ، دم از عشق زدن ، کار هر موجود دوپایی که نام خود را آدم گذاشته است ، نیست ! و سرودن از عشق ، آنهم به این زیبایی که روح ها را نوازش می دهد و قلبها را التیام ، کار بزرگمردانی ست که زیاد نیستند در روزگار ما . و اما استاد قهرمان چه زیبا حق کلام را ادا می کنند و چه عالی می سرایند برای روحهای تشنه ، که دمی سیراب کردنش از کلام معرفت ، برای عمری کفایت می کند (به عشق است چشم امیدم ، که از اوست رد و قبولم ) ! خداوند نگهدارشان باشد . بخوانیم جدیدترین سروده استاد را :
چو گل گر که از در درآیی ، بهاران دمد از خزانم
شود باز لبریز شادی ، دل پیر دایم جوانم
کشاند به مرز جنونم ، سفرهای تا دوردستت
روی همچو رود از کنارم ، که چون کوه تنها بمانم
نه پیکی رسد ، نه پیامی ، نه دیگر فرستی سلامی
ز تو این همه سرگرانی ، تحمل کجا می توانم ؟
بیا بال در بال با من ، که ره زودتر می شود طی
فرود آی و گرد سفر را ، فرو ریز در آشیانم
اگر تیرو مرداد باشد ، و گر آذر و دی ، چه پروا؟
به سرما مرا آفتابی ، به گرما شوی سایبانم
تو ای چشمه زندگانی ، که از دیده من نهانی
گوارا چو نوشیدن آب ، رود نام تو بر زبانم!
اگر در غزلهای رنگین ، تو شیرین ترین را ستایم
به یاد لبت ، بیت بیتش ، عسل می شود در دهانم
پس از آنهمه گرمجوشی ، زتو سردمهری نزیبد
به نازم چو پروردی اول ، در آخر مشو خصم جانم
اگر کافرم می شماری ، و گر عاشقم می شناسی
ترا می پرستم عزیزم ! چه دیگر بگویم ؟ ندانم !
به چشم تو جا کرده بودم ، به شیرینی و گرمی خواب
به یاد آور از آن عزیزی ، به خواری ز خاطر مرانم!
کم افتد چو من سر به راهی ، ستم دیده بی گناهی
نترسم اگر چون سیاوش ، به آتش کنند امتحانم
به عشق است چشم امیدم ، که از اوست رد و قبولم
اگر پست و ننگین ترین کس ، و گر نخبه دودمانم !
89/04/23
پی نوشت :
برای خاطر دوستانی که دستخط استاد قهرمان را خواسته بودند ، در ادامه مطلب این شعر را با دستخط خود ایشان می گذارم ، امیدوارم لذت ببرید .
سلام
تو وبلاگ ها داشتم سرک می کشیدم به وبلاگ شما برخوردم
وبلاگ زیبا و با طراوتی دارین
موفق باشین
ممنون سهبا بانو
مثل همیشه عالی بود:)
سلام
وای سهبا جون ببخش این همه مدت اصلا نرسیدم یه سر به وبت بزنم....دلم خیلی برات تنگ شده بود ولی خب بابت انتخاب رشته بود خودت که میدونی یه دردسر جدیده....
راستی این عکس استاد ؟
شعرشم خیلی قشنگ بود tnx
سلام عزیز . آره این عکس خود استاده ! نگفتی رتبه ت چند شده که ! ایشاله موفق باشی.
سلام سهبای عزیز از اینکه چند روزی نبودم متاسفم چون مجبور بودم وقتم رو واسه کسی و جای تلف کنم که هیچ اعتقادی بهش ندارم
شعرهای استاد آنقدر زیبا هستند که جای تعریف نمیزارند مثل همیشه از خوندن شعرهای استاد کیف کردم.
آره سهبا جون واقعاْ سخت گفتن از عشق کار هر کسی نیست و هر کسی را نمی توان عاشق نامید...مخصوصاٌ این روزها که حرمت عشق به بازی گرفته شده است...
شعر استاد هم مثل همیشه بسیار زیبا بود. ممنون بانو...
سلام بر سهبای عزیزم
واقعا قشنگ بود و دست شما درد نکنه که اینا رو به ما معرفی مس کنید
...به عشق است چشم امیدم...که ازاوست رد و قبولم...
چه بیتی...و چه شعری ... میتونه اول صبح شنبه آدم رو آذین کنه به رویایی ترین و دلنشین ترین کلام خلقت...جز کلام عشق...
ممنون باز هم....
کشاند به مرز جنونم ، سفرهای تا دوردستت
روی همچو رود از کنارم ، که چون کوه تنها بمانم
سلام دوست عزیز استاد چه چهرهء مهربانی دارند و این بدلیل آن عشقیست که در وجودش فوران دارد سلام گرم مرا به استاد برسانید و بگویید اشعارش برای کویر بارانیست .
کافر و مومن مهم نیست / مهم عاشقیت
زیبا بود
آپم رفیق با یه پست ویژه
وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه بایدها....
هر روز بی تو روز مباداست سهبا جون
میدونی چند روزه ندیدمت؟ یک هفته تو نبودی و من بودم.یک هفته من نبودم و تو بودی.و باز این هفته تو نیستی و معلوم نیست عمر مجالم بدهد تا هفته باز آمدن تو....!
دل همه مون برات تنگ شده اصلا وقتی نیستی رغبت نمی کنم برم طبقه پایین....
اما خوشحالم که حداقل یه کم میتونی از همه تنشها و خستگیهای اینجا یه مدت دور باشی...اما یادت نره دوستت داریم
سلام دوست عزیز اگه برات امکان پذیره تعدادی از عکسهای با حجم بالا که بر روی وبلاگت گذاشته رو پاک کن چون فکر میکنم تا اونها بیان و لود بشن وقت زیادی صرف میشه تا پنجرهء نظردهی باز بشه من یکی که با این مشکل مواجه شدم دیگران رو نمیدونم .
...اینجا خصوصی نداره سهباجان ؟
سلام دوست...
زیبا بود غزل...
ممنون از غزل و ممنون از دوستی و ممنون از سر زدن های دوستانه.
با دیدن عکس و دست خط استاد انگاری خیلی بیشتر بهشون نزدیک شدم واقعا که چه چهره ی دلنشینی دارن . خدا همیشه نگهشون داره .
مای من که رتبمو به همه گفتم!!!
آها یادم اومد چون اینجا قابلیت کامنت خصوصی نداشت نگفتم وگرنه من ارادت دارم به شما سهبا جون...
چقدر این استاد برام آشنا ست....
عکسشون رو که دیدم انگار هزار ساله میشناسم...
نمیدونم...
جه دست خط مهربان و پاکیزه ای. حس می کنم ایشان در زندگی شان هم خیلی پاکیزه هستند و پاکیزه نگاه می کنند...