ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
اول نبود عشق توام باور ، چندی میان شک و یقین بودم
از من مرنج اگر که ندانستم ، در چشم تو عزیزترین بودم
چون "دوست دارمت" به زبان راندی ، لحن خوش تو رنگ صداقت داشت
حرف تو باورم شد و شک برخاست ، در ابتدا اگر که ظنین بودم
پیرانه سر به عشق عنان دادن ، دل را اگر چه کرد جوان ، اما
چون بوسه می زدی به رخم از مهر ، شرمنده پیش چین جبین بودم
چیزی که در خیال نمی گنجید ، اندیشه جدایی و دوری بود
زیرا به تو نگین گرانقیمت ، نزدیکتر ز نقش نگین بودم
امروز در زمینم و بر دوشم ، آوار دردها و مصیبت هاست
چون آدمم که قدر ندانستم ، روزی که در بهشت برین بودم
آغاز شد دوباره گرفت و گیر ، راهی نمانده تا بگریزم باز
در سایه حمایت تو ای بت ، آسوده از تعرض دین بودم !
در هجر تو به مرگ نهادم دل ، اما امید جان به سرم می کرد
آشفته حال ، منتظر دیدار ، همچون نگاه باز پسین بودم
چندان که از تو جور و جفا دیدم ، لب وانشد به شکوه مرا هرگز
من با تو پادشاه چه می گفتم ؟ آخر گدای خاک نشین بودم
یاران سست مهر فراوانند ، بسیار نیز عهد شکن هر سو
خود را دهم تسلی و می گویم ، شکر خدا که من نه چنین بودم!
افتاده ام ز چشم تو وگویم ، این یک دوروز مانده عمرم را
مانند روزهای نخست ای کاش ، در چشم تو عزیزترین بودم !
محمد قهرمان
23/3/89
پی نوشت : ...............
سلام....خوبین شما؟:)...قشنگ بود.....چرا ادامه مطلب هم همین بود؟؟!!!
اِاااااااا...........نه همین نبود!!!ضایع شدمD:....الان باز شد!!
مرسی خاله جونم.....یه سوالی برام پیش اومده الان!
اون دست خطه تو ادامه مطلب بود دیگه.....نیست سرعت اینترنتم ماورائ نوره!!!......میگم نکنه همون اولم بوده ولی وانشده؟
سلام دوست خوب و نادیده ام...
اول ممنون از این همه مهر و دوستی که نصیبم می کنید.
دوم مرحبا به این قصیده که نوشته اید از مرحوم قهرمان. در این زمانه دیگر انگار کسی را یر خواندن و سرودن قصیده نیست. بس که کاهل شده ایم و سطحی. بس که حوصله ای نیست و قراری تا بمانیم و بخوانیم و شاید کمی بیندیشیم.
به هر حال ارادتمندیم و سپاسگزار.
دوست عزیز ، اگر به تاریخ نگاشته شده در پایین غزل نگاه می کردید (89/3/23) در می یافتید که این غزل مربوط به کمتر از یک ماه گذشته ، نوشته شده است . استاد قهرمان ، شاعر بزرگوار همشهری من ، هم اکنون در مشهد زندگی می کنند . خداوند حافظ ایشان و حافظ همه بزرگان اهل ادب و هنر این سرزمین باشد !
سلام ابجی خیلی بد شود که نیومده اید دلم براتون تنگ شده
خوبم به لطف شما
جسارتن مگه استاد مرحوم شدن؟؟ مهدی پژوم اون بالا چی چی نوشته؟
جسارتن پاسخ به آقای پژوم داده شد عاطفه عزیز !
مثل همیشه شعر قهرمانه استاد قهرمان .نرگس عزیز شعرهای استاد یه جوری با روح آدم گره میخوره از جانب ما به ایشان سلام برسونید.بزرگ کوچک
چه آرامشی داره بلاگت رفیق
من اومدم
آپم
لطف دارین شما !
سلام سهبا جان .باید بگویم که وقتی می خواهم به وبلاگت سر بزنم کاملا گیج می شوم. ادرس دقیق است اما وبت نمی آید و به جایش باید بخوانم آدرس مورد نظر در بلاگ اسکای وجود ندارد. اما وقتی از طریق آدرس حمید در لینک هایش وارد وبت می شوم راحت باز می شود. نمی دانم علتش چیست.
شعر زیبایی بود . سپاس . من هم دو دوبیتی دارم برای خواندن. بدرود
عجب شعری بود ..
مانند روزهای نخست ای کاش ، در چشم تو عزیزترین بودم ...
جدی همه عشق ها ، بعد از یه مدت اون شور و حرارتشون رو از دست میدن .. نه ؟
همه میخوان که به روزهای اول برگردن ... چرا ؟
شعر زیبایی بود سهبای عزیز...
و عکس هم زیبا بود...
شعر فوق العاده بود
در سایه حمایت تو ای بت ، آسوده از تعرض دین بودم !
عکس ها برای من باز نمی شه
پیرانه سر به عشق عنان دادن ، دل را اگر چه کرد جوان ، اما
چون بوسه می زدی به رخم از مهر ، شرمنده پیش چین جبین بودم
سهبااا...این خیلی قشنگه...حلاوت خاصی داره...
کلا شعرهای استاد خیلی دلنشینه...روشن و صاف... زلال و پاک...روون و جاری...عین یک رود ...حرکت داره و زنده میکنه دلهای ترک خورده رو...
زنده باشن همیشه..
شعرهای استاد قهرمان بد جوری با دل آدم بازی می کنه من که شیفته اش شدم و همش فکر می کنم این شعر رو واسه دل من گفته .
سلام دوست عزیز...
درود بر استاد قهرمان که چه قهرمانانه کلام را از بند دل می رهاند و چون کبوتری سپد بال حبس در قفس دل به آسمان آبی عشق پر میدهد و آزاد میکند..... چون "دوست دارمت" به زبان راندی ، لحن خوش تو رنگ صداقت داشت
حرف تو باورم شد و شک برخاست ، در ابتدا اگر که ظنین بودم
...... و این اعجازی است که کلام راا بند اسارت آزاد میکند.... و به احساس جان میبخشد و به روح طراوت.... منونم دوست عزیز از حضورت در مذاب ها و نظرات ارزنده ات.
در چشم تو عزیزترین بودم
کاش همیشه همین بودم
اینجا شده وبلاگ تخصصی استاد قهرمان:دی
دست استاد قهرمان وهمینطور شما درد نکنه !
امروز در زمینم و بر دوشم ، آوار دردها و مصیبت هاست
چون آدمم که قدر ندانستم ، روزی که در بهشت برین بودم
این باعث افتخار منه آرمین عزیز !
با درود و احترام به شما دوست عزیز
بعد از ماهها به روزم با:
1-رفته بودم کمی پول برایم بیاورم
2- تمام ماه را گریه کردم
3-دستم به جایی بند نیست
4-سودوکوی مرد افکن
5-فیلمی که من دوست دارم
6-شعری که هر چی باشه از سخن چین بدبخت هیزم کش تر نیست
یادم آمد در خیابان عشق بازان را گرفتند
چترها از روی دوشم باز باران را گرفتند
منتظر شما می مانم.
سلام دوست خوب...
ممنون از تذکرتان. من حقیقتا فکر می کردم ایشان مرحوم شده اند و خوشحال شدم از این تذکرتان.
این همه را که نوشته بودم از سطحی شدن و بی حوصلگی وصف خودم بود و شاهد از غیب رسید که تفاوت غزل و قصیده را هم نفهمیدم. علی ای حال عذرخواهم دوست.
سلام و ممنون از اینکه وقت گذاشتید
.به امید دیار
باز هم منتظرتان هستم
سلااااااااااام
دلم برات تنگ شده بود
ممنون خوب بود به منم سر بزنید
در سایه ی حمایت تو ای بت ، آسوده از تعرض دین بودم ....
زمزمه می کنم این را... بی دلیل..
منم واسه همین گفتم:)
کجایید ؟چه خبر؟دیگه سر نمی زنید
میبینم امشب مهمون داری خسته نباشی.
امشب در سر شوری داری
امشب در دل نوری داری
به به
باز هم استاد قهرمان
الحق هم استاد!
بس که سرت شلوغ شده این روزها...
هر چی شعر رو میخونی بازم دلت میخواد بخونیش
تمام روز به من زل نزن پرنده ی کر!
بعد سه ماه آمده ام
بغض هایم را فرو خواهم خورد و چیزی نخواهم گفت
جواب هیچ نامردی و دروغی را نخواهم داد
...
فقط با دو شعر جدید از کتاب آینده ام به روزم
فقط به یاد همشهری عزیزم ساناز بهشتی
فقط با چند لینک و خبر
آرام تر و کوتاه تر از همیشه «فاطمه اختصاری» آمده است
تا بگوید:
شبیه اسلحه ی پُر، پُرم! خطرناکم!
می فهمی؟
اگرچه تکراری ست ولی مثل همیشه:
کنار پنجره ای زیر آب منتظرم...
چقدر دلنشین بود ...