X
تبلیغات
زولا

به ناهید قول داده بودم از " دوستی " بگویم که برایم گفته بود این هفته , هفته دوستی ست و من که شرمنده همه عزیزانی هستم که در دلم جای دارند اما آنقدر فرصت این روزهایم کم است که گاه می شود مدتها از آنها بی خبر مانده ام . و این بی خبری دلتنگ ترم می کند و این دلتنگی رخوت و بی حوصلگی ام را دامن می زند و من که گرفتار این چرخه ی خستگی آور , آنقدر جان ندارم این روزها که خود را رها کنم از این اوضاع ...

به خودم قول داده بودم که بیایم و با حوصله از دوستانی بگویم که ردپایشان در دلم همیشگی ست و فقط چند دقیقه ای هم که شده خودم را برهانم از این بار دلتنگی و خستگی , اما ...

دیشب که نیایش و یگانه با پدرشان بیرون رفته بودند , به یکباره موجی غریب از دلشوره بر جانم افتاد و باعث شد که زنگ بزنم و سفارش کنم همسرم را که مراقب باشد و ... 

و همان لحظه به مادر و پدری فکر کردم که درد را در چشمان کودک دلبندشان می بینند و هیچ کاری از دستشان بر نمی آید ! و من باز به یادم آمد نیایش یک ساله ام را که درد می کشید و من حتی نمی توانستم اشک بریزم , که کودک کوچکم را دلواپس تر و نگران تر نکنم و دردش را بیشتر ! 

درد و رنج کودکان , زندگی را نفس گیر می کند , این را من مادر خوب می فهمم و چه احساس عجزی می کنم وقتی دستم تهی می شود از انجام هر کاری , الا اینکه بالایش ببرم رو به آسمان خدا و اشک ریزان بخواهم از او هر آنچه گفتنی و ناگفتنی ست ...

مهربان خدای دلها, نیک می دانی خواسته های ما را, پس به حق این روزها و شبهای عزیز , به حرمت این لحظه های آسمانی , شفای مریضها را و بخصوص فرشته کوچک سرای مهربانی ها را از تو خواهانم . مهربان آبی آسمانها , آرامش را بر دقایق برادرم و خانواده عزیزش بازگردان که جز تو هیچکس را یارای این مهم نیست ... 

مهربان خداوندگارم ..... 

نظرات (15)
جمعه 21 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 01:18 ق.ظ
سلامسلام
وبلاگ خوبی دارین.
خواستی تبادل لینک کنی خبرم کنم.

عنوان:وب مانی
لینک:http://www.PersianXchange.ir/
امتیاز: 0 0
جمعه 21 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 05:07 ق.ظ
سلام
...
سخته
خیلی سخت...
خدا به همه صبر وآرامش عطا کنه

حصنتان گرم و متین و پایدار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . دیدن مریضی بچه ها ...
می دونم که شما هم خوب درک می کنید اینو .
ممنون.
جمعه 21 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 11:31 ق.ظ
سلام
تازه دیشب ازتون گله کردم

الهی آمین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گله چی نازدونه خانوم ؟ من چرا حواس ندارم اینروزها ؟
جمعه 21 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 05:22 ب.ظ
سلام
چقدر اسم فرزندانتان زیباست.ولی خیلی نگران شدم.نیایش چی شده؟ برادرتون هم همینطور
واقعاً ناراحت شدم. خدا به تمام بیماران شفا بده .آمین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ویس عزیزم . ممنون از لطفت.
آمین به دعای خوبت , دوست عزیزم , ممنون.
جمعه 21 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 06:55 ب.ظ
سلام بانوی مهربان
آمین برای دعاهایت و دعاهایم ...
آمین ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام الهام عزیزم , ممنونم مهربان.
شنبه 22 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 02:26 ب.ظ
سلام
دل باید داد به خدا و از او خواست که مراقبمان باشد چه کودکمان و چه بزرگمان...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باید دل به او داد ...
سلام.
شنبه 22 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 02:57 ب.ظ
اللهم اشف کل مریض
اللهم فرج عن کل مکروب
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمیییین ...
شنبه 22 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 09:32 ب.ظ
خدای مهربون نگهدار همه فرشته های کوچیک زندگیهامون

باشه وبه حرمت این ماه عزیزنعمت سلامتی رو به مریضها

برگردونه

سلام نازنین ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام سپیده مهربانم . ممنونم ازدعایت نازنینم .
یکشنبه 23 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 10:25 ق.ظ
بچه که بودم من دکتر میشدم و تو مریض!
حالا ولی محتاج داروی چشمانت هستم
با این که خودم دکتری دارم !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
داداش دکترم , شدیدا نیاز دارم به داروی برادری هایتان , کجا گمش کرده ام , می دانید ؟
دوشنبه 24 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 11:42 ق.ظ
!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این بعنی چی داداش مهردادم ؟
دوشنبه 24 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 01:27 ب.ظ
خانوم اجازه ، چرا جواب کامنت ها را نمی دهی . اعصاب ندارما
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شرمنده ویس عزیزم , چشم خانوم , اومدم .... نزن دیگه !
سه‌شنبه 25 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 12:47 ق.ظ
نرگس چی شده ؟!
کسی مریض شده خدا نکرده ؟!!
خب به من خبر بده !!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حال دل همه مون خرابه این روزها آبجی جونم , خرااااب !
سه‌شنبه 25 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 01:43 ب.ظ
سلام
نمیدانم...از چه بگویم
فقط میدانم که حس خاصی براین خانه حاکم شده..
غربت و دلتنگی و هجران..
و لذا ورود به ان سنگین است..
فقط خواستم بگویم که
مثل همیشه دعاگویتان هستم..
و جز این کاری سراغ ندارم..که برایتان انجام بدهم...
خدا پشت و پناهتان..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .
حقیقت را باید پذیرفت , هر چند تلخ باشد و کامت را تلخ کند ...
شادم به حضورتان و به دعای گرمتان و شرمنده از حس و حال این روزهایم ...
چهارشنبه 26 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 07:25 ب.ظ
تو پر ازدوستی و عشقی مهربون
باش همیشه
بگذار تغییر کنی .. تغییر که بد نیست نشانه ای از تحول درون هست بکذار این تغییرات خودشون مسیر و بهت نشون می دن .. رها باش تا موج برسوندت به ساحلی امن و آرام <3
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دلم رهایی میخواد ناهید , رهایی...
پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 05:44 ب.ظ
این یعنی نهایت سپاس از مهربانی همیشگیت وقتی که توان واژه هایم ازابراز تشکر باز مانده و ناچار دست بدامان سایر نمادها میشوم شاید آنها پیام رسان موفق تری باشند....
سپاسگزار مهر همیشگیت هستم.
سلام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهربان برادر کهکشانی ام . شرمنده ام در برابر محبت شما . امید که همیشه سلامت و سرزنده باشید.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد